چگونه توانستم مشکل گوشه گیری دانش آموزم را حل کنم؟

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 36

فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF02_1102

تاریخ نمایه سازی: 16 شهریور 1405

چکیده مقاله:

اعتماد به نفس یکی از مولفه های اساسی رشد شخصیتی و تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی است که نقش تعیین کننده ای در میزان مشارکت کلاسی، تعاملات اجتماعی، جرات ورزی و پیشرفت تحصیلی آنان ایفا می کند. کاهش اعتماد به نفس، به ویژه در قالب خجالتی بودن، می تواند منجر به انزوا، افت مشارکت فعال در کلاس و در نهایت کاهش فرصت های یادگیری شود. هدف از این اقدام پژوهی، شناسایی، تحلیل و بهبود مشکل اعتماد به نفس یک دانش آموز خجالتی در پایه پنجم دبستان از طریق مداخلات آموزشی و تربیتی معلم محور است.مسئله پژوهش حاضر از مشاهده های روزمره معلم در کلاس پنجم دبستان امیدهای انقلاب اسلامی در شهر بیرجند شکل گرفت. در این کلاس که شامل ۳۵ دانش آموز بود، دانش آموزی به نام «فاطمه» با وجود تسلط نسبی بر محتوای درسی و آگاهی از پاسخ پرسش ها، به ندرت در فعالیت های کلاسی مشارکت می کرد. وی اغلب در ردیف آخر کلاس می نشست، از پاسخ گویی شفاهی پرهیز داشت و در فعالیت های گروهی نقش کم رنگی ایفا می کرد. این رفتارها نشان دهنده نوعی خجالتی بودن و کمبود اعتماد به نفس بود که در صورت تداوم، می توانست بر پیشرفت تحصیلی و رشد اجتماعی او تاثیر منفی بگذارد.این اقدام پژوهی با رویکردی ترکیبی انجام شد؛ بدین معنا که در کنار ساختار علمی و نظام مند پژوهش، از روایت های معلم محور و توصیف های واقعی کلاس درس نیز استفاده گردید تا فرایند مداخله و تغییر رفتاری به صورت ملموس و کاربردی ارائه شود. روش پژوهش، اقدام پژوهی بود و گردآوری داده ها از طریق مشاهده مستقیم، یادداشت های روزانه معلم، گفت وگو با دانش آموز و بررسی میزان مشارکت کلاسی پیش و پس از اجرای راهکارها صورت گرفت.در مرحله شناسایی مسئله، عوامل مختلفی همچون تعداد بالای دانش آموزان کلاس، نحوه نشستن دانش آموز در کلاس، سبک تعامل معلم با دانش آموزان، و ویژگی های شخصیتی دانش آموز مورد بررسی قرار گرفت. سپس، با مطالعه منابع نظری و تجربیات حرفه ای معلم، مجموعه ای از راهکارهای آموزشی و تربیتی متناسب با شرایط دانش آموز طراحی و اجرا شد. این راهکارها شامل تشویق کلامی هدفمند، ایجاد فرصت های پاسخ گویی ساده و تدریجی، واگذاری مسئولیت های کوچک کلاسی، تغییر جای نشستن، تقویت فعالیت های گروهی و ایجاد فضای امن و حمایتی در کلاس بود.اجرای این اقدامات به صورت مرحله ای و مستمر انجام گرفت و واکنش ها و تغییرات رفتاری دانش آموز به دقت ثبت و تحلیل شد. نتایج اولیه نشان داد که با ایجاد احساس امنیت روانی، افزایش تعامل مثبت معلم با دانش آموز و فراهم کردن فرصت های موفقیت کوچک، میزان مشارکت کلاسی فاطمه به تدریج افزایش یافت. او در پاسخ گویی به پرسش های ساده پیش قدم تر شد، در فعالیت های گروهی نقش فعال تری ایفا کرد و نشانه هایی از افزایش اعتماد به نفس در رفتارهای کلامی و غیرکلامی او مشاهده شد.یافته های این اقدام پژوهی نشان می دهد که نقش معلم در شناسایی به موقع مشکلات رفتاری و عاطفی دانش آموزان و به کارگیری راهبردهای تربیتی متناسب، بسیار موثر و تعیین کننده است. اعتماد به نفس مهارتی اکتسابی است و می توان با برنامه ریزی آگاهانه، محیط آموزشی حمایتی و تعامل سازنده، آن را در دانش آموزان تقویت کرد. این پژوهش تلاش دارد با ارائه تجربه ای عملی و قابل اجرا، راهنمایی برای معلمان دوره ابتدایی فراهم آورد تا در مواجهه با دانش آموزان خجالتی، اقدامات موثر و هدفمندتری انجام دهند.در مجموع، این اقدام پژوهی نشان داد که با رویکردی انسانی، صبورانه و علمی می توان زمینه رشد اعتماد به نفس دانش آموزان خجالتی را فراهم ساخت و از پیامدهای منفی کم رویی بر فرآیند یاددهی–یادگیری پیشگیری کرد. نتایج حاصل از این پژوهش می تواند مبنایی برای اقدامات تربیتی مشابه در کلاس های درس دیگر و پژوهش های آینده در حوزه روان شناسی تربیتی و آموزش ابتدایی باشد.

نویسندگان

رقیه سالخورده

کارشناسی آموزش ابتدایی،پردیس امام سجاد بیرجند