مطالعه تطبیقی روش های تدریس سنتی و مدرن در افزایش مشارکت فعال دانش آموزان در فرایند یاددهی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 54
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF02_1045
تاریخ نمایه سازی: 16 شهریور 1405
چکیده مقاله:
Student Engagement) به عنوان شاخص طلایی کیفیت آموزشی، طی دو دهه ی اخیر به یکی از محورهای اصلی اصلاحات نظام های آموزشی جهان تبدیل شده است. با وجود صرف هزینه های کلان برای تجهیز مدارس به فناوری های نوین، همچنان بسیاری از کلاس های درس در ایران با روش های سنتی سخنرانی محور اداره می شوند و شواهد نشان می دهد که تنها ۲۵ تا ۳۰ درصد از دانش آموزان به طور واقعی در فرایند یادگیری درگیر هستند. این پژوهش با هدف مطالعه ی تطبیقی عمیق و چندبعدی تاثیر چهار رویکرد تدریس (سنتی، مشارکتی، اکتشافی و معکوس) بر هر سه بعد مشارکت (رفتاری، شناختی، عاطفی) انجام شد.روش: این تحقیق با رویکرد ترکیبی (Quant-Quai) و طرح شبه آزمایشی در میان ۱۲۰ دانش آموز پسر پایه ی نهم در چهار کلاس ۳۰ نفره (سه گروه آزمایش و یک گروه کنترل) طی ۸ هفته (۱۶ جلسه) صورت گرفت. ابزارها شامل پرسشنامه ی استاندارد مشارکت (ریو و تسنگ، ۲۰۱۱)، چک لیست مشاهده ی سیستماتیک (با ثبت رفتار هر ۳ دقیقه)، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل تکالیف نوشتاری بود. داده های کمی با آزمون های MANCOVA، تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون تعقیبی بنفرونی و داده های کیفی با روش تحلیل محتوای استقرایی و نرم افزار MAXQDA تحلیل شد.یافته ها: نتایج نشان داد که تمامی روش های مدرن به طور معناداری (۰٫۰۰۱>P) از روش سنتی در هر سه بعد مشارکت برتر هستند. یادگیری مشارکتی با میانگین ۵۸٫۴ (از ۶۸) بالاترین نمره ی کلی را کسب کرد و بیشترین تاثیر را بر مشارکت رفتاری (افزایش ۸۵ درصدی تعاملات) و عاطفی (افزایش ۷۰ درصدی احساس تعلق) داشت. روش معکوس با میانگین ۵۶٫۷، در بعد شناختی (تفکر انتقادی و پرسش های سطح بالا) پیشتاز بود و توانست تعداد سوالات تحلیلی دانش آموزان را ۳٫۵ برابر کند. روش اکتشافی با میانگین ۵۴٫۲، در ایجاد انگیزه ی درونی و کنجکاوی موفق بود اما برای دانش آموزان ضعیف تر، چالش برانگیز گزارش شد. روش سنتی با میانگین ۳۸٫۱، نه تنها مشارکت را افزایش نداد، بلکه در ۴۰ درصد دانش آموزان موجب «مشارکت ساختگی» (ظاهرا گوش دادن اما ذهن خاموش) و در ۲۵ درصد موجب دلزدگی عاطفی شد. تحلیل کیفی نیز ۱۲ مضمون اصلی را آشکار کرد که مهم ترین آنها «احساس عاملیت» در روش های مدرن و «اضطراب عملکرد» در روش سنتی بود.نتیجه گیری و پیشنهادات: پژوهش حاضر با تاکید بر این که هیچ روشی به تنهایی پاسخگوی تمام نیازها نیست، یک مدل تلفیقی چهارگامه ارائه می دهد که در آن ۳۰ درصد زمان به تدریس مستقیم مفاهیم پایه (سخنرانی هدفمند)، ۴۰ درصد به کار گروهی و حل مسئله (مشارکتی-اکتشافی)، ۲۰ درصد به ارائه و نقد (فعالیت های شناختی سطح بالا) و ۱۰ درصد به ارزشیابی پویا و بازخورد اختصاص می یابد. پیشنهاد می شود که نظام آموزشی ایران، با طراحی دوره های توانمندسازی معلمان در «تدریس ترکیبی هوشمند» و تغییر نظام ارزشیابی از محفوظاتی به عملکردی، گام اساسی در جهت ارتقای مشارکت واقعی دانش آموزان
کلیدواژه ها:
نویسندگان
عایشه عبداللهی مارندگان
کارشناسی آموزش ابتدایی
فاطمه صاحبدادی
کارشناسی آموزش ابتدایی
کبرا باقری مارندگان
کارشناسی آموزش ابتدایی
صابره باقری
کارشناسی آموزش ابتدایی