مطالعه تطبیقی روش های تدریس اکتشافی و مستقیم بر پرورش تفکر انتقادی در مقطع ابتدایی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 63

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF02_923

تاریخ نمایه سازی: 16 شهریور 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف مطالعه تطبیقی روش های تدریس اکتشافی و مستقیم بر پرورش تفکر انتقادی در مقطع ابتدایی انجام شده است. پرورش تفکر انتقادی به عنوان یکی از مهم ترین اهداف آموزشی قرن بیست و یکم، از دوره ابتدایی آغاز می شود و روش تدریس معلم، نقشی تعیین کننده در شکوفایی یا سرکوب این توانایی ایفا می کند. دو رویکرد اصلی و متضاد در این زمینه، «روش تدریس مستقیم» (مبتنی بر انتقال صریح و سازمان یافته دانش از معلم به دانش آموز، با تاکید بر توضیح، الگوسازی، تمرین هدایت شده و بازخورد فوری) و «روش تدریس اکتشافی» (مبتنی بر کاوشگری، پرسش گری، حل مسئله و کشف مفاهیم توسط خود دانش آموز، با تاکید بر یادگیری فعال و سازنده گرایانه) هستند. هر یک از این دو رویکرد، طرفداران و منتقدان سرسختی دارد و مناقشه ای طولانی مدت در ادبیات آموزشی درباره اثربخشی نسبی آن ها وجود دارد. این پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی در دو مرحله کیفی و کمی اجرا گردید. در مرحله کیفی، با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی، تجارب زیسته ۲۰ معلم ابتدایی (۱۰ معلم با رویکرد اکتشافی و ۱۰ معلم با رویکرد مستقیم) و ۲۴ دانش آموز پایه های پنجم و ششم از مدارس شهر اصفهان از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق و مشاهده ۱۶ جلسه کلاس درس (۸ جلسه برای هر رویکرد) واکاوی شد. در مرحله کمی، با روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه، ۱۲۰ دانش آموز پایه ششم ابتدایی (۴۰ نفر گروه تدریس اکتشافی، ۴۰ نفر گروه تدریس مستقیم و ۴۰ نفر گروه گواه با روش سنتی) به مدت ۱۰ هفته در درس علوم تجربی مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزارهای گردآوری داده شامل آزمون تفکر انتقادی (محقق ساخته بر اساس مدل فاسیونه با ۲۵ گویه در پنج مولفه تحلیل، استنباط، ارزشیابی، استدلال استقرایی و استدلال قیاسی)، پرسشنامه نگرش به یادگیری و کنجکاوی (با ۱۵ گویه) و چک لیست مشاهده مشارکت کلاسی بود. روایی ابزارها با نظر متخصصان و پایایی با آلفای کرونباخ (تفکر انتقادی: ۸۷/۰، نگرش: ۸۵/۰) تایید شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون در بخش کیفی و تحلیل کوواریانس چندمتغیره در بخش کمی انجام گردید. یافته های کیفی به شناسایی پنج مضمون اصلی شامل «کلاس مستقیم: نظم، شفافیت و محدودیت»، «کلاس اکتشافی: آزادی، آشفتگی و فرصت»، «نقش معلم: انتقال دهنده یا تسهیل گر؟»، «تفکر انتقادی در عمل: پرسش گری یا پذیرش؟» و «چالش های اجرایی هر دو رویکرد» منجر گردید. نتایج کمی نشان داد که هر دو روش تدریس اکتشافی و مستقیم (به شرط اجرای صحیح) می توانند تفکر انتقادی را به طور معناداری افزایش دهند، اما اثربخشی آن ها بر ابعاد مختلف تفکر انتقادی متفاوت است. روش اکتشافی در مولفه های «تحلیل» (۵۴/۰=η²)، «استنباط» (۵۰/۰=η²) و «استدلال استقرایی» (۵۲/۰=η²) تاثیر بزرگ تری داشت، در حالی که روش مستقیم در مولفه های «ارزشیابی» (۴۸/۰=η²) و «استدلال قیاسی» (۴۶/۰=η²) موثرتر بود. همچنین روش اکتشافی تاثیر بزرگ تری بر نگرش به یادگیری و کنجکاوی داشت. یافته محوری این پژوهش آن است که «دوگانه اکتشافی-مستقیم» یک دوگانه کاذب است و رویکرد بهینه، «رویکرد تلفیقی» است که عناصر مفید هر دو روش را با توجه به ماهیت محتوا، سطح دانش آموزان و اهداف یادگیری ترکیب می کند. این پژوهش یک چارچوب مفهومی برای تدریس تلفیقی در مقطع ابتدایی ارائه می دهد.

نویسندگان

رضا اسدی

دانشجوی مشاوره

مرضیه گنجی زاده

دانشجوی مشاوره

ماندانا صنعتی

لیسانس حسابداری، شماره

مریم رشمئی

کارشناسی فناوری اطلاعات