اهمیت مهارت های زندگی در برنامه های آموزشی مدارس
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 45
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF02_907
تاریخ نمایه سازی: 16 شهریور 1405
چکیده مقاله:
مهارت های زندگی از جمله مولفه های اساسی تربیت دانش آموزان در نظام های آموزشی معاصر به شمار می آیند؛ زیرا مدرسه صرفا مسئول انتقال دانش های موضوعی نیست، بلکه باید دانش آموزان را برای مواجهه آگاهانه، مسئولانه و سازنده با مسائل فردی، اجتماعی و عاطفی زندگی آماده کند. پژوهش حاضر با هدف تبیین اهمیت مهارت های زندگی در برنامه های آموزشی مدارس و تحلیل جایگاه آن ها در فرایند تربیت همه جانبه دانش آموزان انجام شده است. این پژوهش از نوع مطالعات کتابخانه ای و اسنادی است و با استفاده از بررسی پژوهش های علمی و مرورهای نظام مند معتبر انجام شده است. شواهد پژوهشی نشان می دهد که مهارت های زندگی طیفی از توانایی های شناختی، عاطفی، ارتباطی و رفتاری را دربرمی گیرد و از طریق تقویت خودتنظیمی، تصمیم گیری، حل مسئله، ارتباط موثر و مدیریت فشارهای روزمره می تواند به رشد فردی و اجتماعی دانش آموزان کمک کند (کیرشهف و کلر، ۲۰۲۱). مرورهای نظام مند همچنین نشان داده اند که برنامه های آموزش مهارت های زندگی در مدارس، به ویژه در دوره نوجوانی، برای تقویت توانایی های فردی و اجتماعی و ارتقای آمادگی دانش آموزان برای مواجهه با مسائل زندگی مورد استفاده قرار گرفته اند؛ بااین حال، میزان اثربخشی و پایداری آثار آن ها در مطالعات مختلف یکسان نبوده است (ناشیده و همکاران، ۲۰۱۹). بررسی های جدیدتر نیز نشان می دهند که پژوهش های مربوط به مهارت های زندگی در آموزش اجباری عمدتا بر برنامه ها و مداخلات اجراشده برای نوجوانان تمرکز داشته اند و در زمینه آموزش کودکان سنین پایین تر و همچنین بررسی آثار بلندمدت برنامه ها، خلاهای پژوهشی قابل توجهی وجود دارد (هولبی و همکاران، ۲۰۲۴). از سوی دیگر، مرور نظام مند شریف و همکاران نشان داده است که مداخلات مهارت های زندگی در مطالعات مختلف با پیامدهای مطلوبی در زمینه کاهش برخی مشکلات روان شناختی کودکان و نوجوانان همراه بوده اند، هرچند تفاوت در نوع برنامه، گروه هدف و کیفیت مطالعات ضرورت احتیاط در تعمیم نتایج را نشان می دهد (شریف و همکاران، ۲۰۲۳). بنابراین، اهمیت مهارت های زندگی در برنامه های آموزشی مدارس را باید فراتر از افزودن یک درس مستقل دانست و آن را بخشی از رویکرد جامع تربیتی مدرسه تلقی کرد. نتیجه کلی پژوهش حاضر بر ضرورت طراحی برنامه های متناسب با سن، استفاده از روش های مشارکتی و تجربه محور، توانمندسازی معلمان، ایجاد محیط مدرسه ای حمایتگر و فراهم کردن فرصت انتقال مهارت های آموخته شده به موقعیت های واقعی زندگی تاکید دارد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زینب بلوچ
کارشناسی علوم اجتماعی، دانشگاه فرهنگیان امام سجاد (ع) بیرجند
بهناز بلوچ
کارشناسی جغرافیا، دانشگاه فرهنگیان امام سجاد (ع) بیرجند
مریم بلوچ
کارشناسی راهنمایی و مشاوره تحصیلی، دانشگاه فرهنگیان رسالت زاهدان
رویا رحمتی
کارشناسی راهنمایی و مشاوره، دانشگاه فرهنگیان امام سجاد (ع) بیرجند