تحلیل و بررسی رابطه بلوغ سازمانی و تصویر سازمانی با کاهش نشخوار فکری در بین معلمان متوسطه دوم شهر سبزوار

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 50

فایل این مقاله در 146 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF02_899

تاریخ نمایه سازی: 16 شهریور 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی بلوغ سازمانی و تصویر سازمانی با کاهش نشخوار فکری در بین معلمان متوسطه دوم شهر سبزوار انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-همبستگی است. جامعه ی آماری شامل کلیه معلمان شاغل در مدارس متوسطه دوم شهر سبزوار در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ به تعداد ۱,۸۵۰ نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، حجم نمونه ای معادل ۳۱۸ نفر انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از سه پرسشنامه ی استاندارد: پرسشنامه بلوغ سازمانی سلطانی (۱۳۸۹)، پرسشنامه تصویر سازمانی آکمن و اوزدمیر (۲۰۱۹) و پرسشنامه نشخوار فکری هوکسما و مارو (۱۹۹۱) استفاده شد. پایایی ابزارها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب ۰٫۹۷۴، ۰٫۹۴۷ و ۰٫۹۸۱ و پایایی ترکیبی به ترتیب ۰٫۹۷۵، ۰٫۹۴۸ و ۰٫۹۸۱ محاسبه شد که بیانگر پایایی بسیار بالای ابزارهاست. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ و روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین بلوغ سازمانی و کاهش نشخوار فکری (r=۰٫۷۲۸، p=۰٫۰۰۰) و بین تصویر سازمانی و کاهش نشخوار فکری (۰.۶۷۲ r=، ۰.۰۰۰ p=) رابطه ی مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که هر دو متغیر بلوغ سازمانی (۰.۵۳۰ R²=،۳۵۶.۶۰۰ F=،۰.۰۰۰ p=) و تصویر سازمانی (۰.۴۵۱ R²=، ۲۵۹.۷۶۵ F=،۰.۰۰۰ p=) به طور مستقل و معنادار نشخوار فکری معلمان را پیش بینی می کنند و بلوغ سازمانی (۰.۷۲۸ β=) نسبت به تصویر سازمانی (۰.۶۷۲ β=) از قدرت پیش بینی کنندگی قوی تری برخوردار است. بر اساس یافته ها، هر دو فرضیه فرعی و فرضیه اصلی پژوهش تایید شدند. به این معنا که ارتقای بلوغ سازمانی و بهبود تصویر سازمانی مدارس، می تواند به طور معناداری به کاهش نشخوار فکری معلمان کمک کند؛ هرچند نقش بلوغ سازمانی در این میان برجسته تر است. این یافته ها بر ضرورت توجه به ساختارهای بالغ سازمانی و تصویر مثبت مدارس به عنوان راهبردهایی موثر در جهت بهبود سلامت روان شناختی معلمان و افزایش کارایی آنان تاکید دارد.

نویسندگان