بررسی چالش های شناختی و تربیتی استفاده از هوش مصنوعی در آموزش مبانی جامعه شناختی به دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_3956

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

گسترش روزافزون هوش مصنوعی در نظام های آموزشی، شیوه های انتقال، پردازش و فهم مفاهیم علمی را دستخوش تغییر کرده است. آموزش مبانی جامعه شناختی به دانش آموزان نیز از این تحول تاثیر پذیرفته و استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی می تواند فرصت هایی همچون دسترسی سریع به اطلاعات، ارائه مثال های متنوع، شخصی سازی فرایند یادگیری، شبیه سازی موقعیت های اجتماعی و تقویت مشارکت یادگیرندگان را فراهم سازد. بااین حال، بهره گیری شتاب زده و بدون چارچوب تربیتی از این فناوری ممکن است با چالش های شناختی و تربیتی قابل توجهی همراه باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی چالش های شناختی و تربیتی استفاده از هوش مصنوعی در آموزش مبانی جامعه شناختی به دانش آموزان انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه و تحلیل یافته های علمی مرتبط با هوش مصنوعی، یادگیری دانش آموزان و آموزش مفاهیم جامعه شناختی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مهم ترین چالش های شناختی شامل کاهش احتمال شکل گیری تفکر مستقل در صورت اتکای افراطی به پاسخ های تولیدشده توسط هوش مصنوعی، سطحی شدن فرایند تحلیل مفاهیم اجتماعی، تضعیف مهارت ارزیابی اعتبار منابع، شکل گیری سوگیری های شناختی و دشواری تشخیص اطلاعات دقیق از محتوای نادرست یا ساختگی است. در حوزه تربیتی نیز مسائلی مانند کاهش تعامل چهره به چهره، تضعیف گفت وگوی انتقادی، وابستگی فناورانه، ابهام در مسئولیت پذیری علمی، نگرانی درباره حریم خصوصی، بازتولید کلیشه های اجتماعی و کاهش نقش هدایتگر معلم مطرح می شود. از سوی دیگر، یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی در صورت استفاده هدفمند می تواند به عنوان ابزار مکمل برای طرح پرسش های جامعه شناختی، مقایسه دیدگاه های مختلف، تحلیل موقعیت های اجتماعی و تقویت یادگیری مشارکتی مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، مسئله اصلی نه حذف هوش مصنوعی از آموزش مبانی جامعه شناختی، بلکه تنظیم نسبت میان توانمندی های هوش مصنوعی، تفکر انتقادی دانش آموز و نقش تربیتی معلم است. بر این اساس، استفاده اثربخش از هوش مصنوعی مستلزم آموزش سواد هوش مصنوعی، تقویت سواد رسانه ای و اطلاعاتی، طراحی فعالیت های مسئله محور، الزام دانش آموزان به راستی آزمایی پاسخ های هوش مصنوعی و حفظ تعامل انسانی در فرایند آموزش است. نتیجه گیری پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی زمانی می تواند به ارتقای آموزش جامعه شناختی کمک کند که به جای جایگزین شدن با فرایند اندیشیدن، به ابزاری برای تحریک پرسشگری، تحلیل اجتماعی، گفت وگوی انتقادی و پرورش قضاوت مستقل دانش آموزان تبدیل شود.

نویسندگان

بهنوش زندیه

فوق لیسانس جامعه شناسی اموزش و پرورش استان همدان اموزش و پرورش شهرستان تویسرکان