بررسی استقلال حرفه ای آموزگار ابتدایی و نقش آن در خلاقیت و نوآوری آموزشی
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 23
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3940
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
مقدمه: استقلال حرفه ای آموزگار یکی از مولفه های اساسی کیفیت بخشی به فرایند آموزش و یادگیری در مدارس ابتدایی است. آموزگار زمانی می تواند نقش موثری در ایجاد محیط یادگیری پویا، خلاق و دانش آموزمحور ایفا کند که در انتخاب و طراحی روش های تدریس، تنظیم فعالیت های یادگیری، مدیریت کلاس، استفاده از منابع آموزشی و متناسب سازی آموزش با نیازهای دانش آموزان از میزان مناسبی از اختیار حرفه ای برخوردار باشد. در سال های اخیر، تغییرات سریع در فناوری های آموزشی، گسترش آموزش ترکیبی، ظهور ابزارهای هوش مصنوعی و افزایش تنوع نیازهای یادگیرندگان، ضرورت بازاندیشی در جایگاه حرفه ای آموزگار ابتدایی را بیش از گذشته مطرح کرده است. از این منظر، استقلال حرفه ای صرفا به معنای آزادی عمل فردی معلم نیست، بلکه نوعی ظرفیت حرفه ای برای تصمیم گیری مسئولانه، خلاقانه و مبتنی بر دانش تخصصی محسوب می شود.هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی مفهوم استقلال حرفه ای آموزگار ابتدایی و تبیین نقش آن در شکل گیری و تقویت خلاقیت و نوآوری آموزشی انجام شده است. همچنین تلاش می شود مهم ترین عوامل موثر بر استقلال حرفه ای آموزگاران و سازوکارهای ارتباط آن با طراحی و اجرای شیوه های آموزشی نوآورانه مورد بررسی قرار گیرد.روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه اسنادی و کتابخانه ای است. داده های مورد نیاز از طریق بررسی ادبیات نظری، پژوهش های پیشین و مطالعات مرتبط با استقلال حرفه ای معلمان، خودمختاری آموزشی، خلاقیت معلم، نوآوری آموزشی، توسعه حرفه ای و محیط مدرسه گردآوری و با رویکرد تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. در فرایند تحلیل، ارتباط میان میزان اختیار حرفه ای آموزگار و ظرفیت وی برای تجربه روش های جدید تدریس، حل مسئله های آموزشی و پاسخ گویی به تفاوت های فردی دانش آموزان مورد توجه قرار گرفته است.یافته ها: بررسی ادبیات پژوهش نشان می دهد استقلال حرفه ای می تواند زمینه مناسبی برای بروز خلاقیت و نوآوری آموزشی در دوره ابتدایی فراهم کند. آموزگاری که از فرصت مشارکت در تصمیم گیری های آموزشی برخوردار است، معمولا ظرفیت بیشتری برای طراحی فعالیت های یادگیری متنوع، استفاده انعطاف پذیر از منابع آموزشی، به کارگیری روش های تدریس فعال، اجرای فعالیت های اکتشافی و پروژه محور و ایجاد موقعیت های یادگیری متناسب با ویژگی های دانش آموزان دارد. استقلال حرفه ای همچنین می تواند احساس مالکیت نسبت به فرایند تدریس، انگیزش شغلی، مسئولیت پذیری و هویت حرفه ای آموزگار را تقویت کند و از این طریق زمینه مشارکت فعال تر وی در فرایند تحول آموزشی را فراهم آورد.یافته های تحلیلی همچنین نشان می دهد رابطه میان استقلال حرفه ای و نوآوری آموزشی تحت تاثیر شرایط سازمانی مدرسه قرار دارد. حمایت مدیر مدرسه، اعتماد سازمانی، فرهنگ همکاری، فرصت های یادگیری حرفه ای، دسترسی به منابع آموزشی و فناوری، کاهش تمرکزگرایی افراطی و فراهم کردن فرصت برای تبادل تجربه میان آموزگاران، از جمله عواملی هستند که می توانند آثار مثبت استقلال حرفه ای را تقویت کنند. در مقابل، کنترل اداری شدید، استانداردسازی انعطاف ناپذیر، ترس از خطا، حجم بالای وظایف غیرتدریسی و محدودیت در دسترسی به منابع می تواند استقلال حرفه ای را کاهش داده و زمینه احتیاط بیش از اندازه آموزگار در تجربه روش های جدید را ایجاد کند.در دوره ابتدایی، اهمیت این موضوع دوچندان است؛ زیرا یادگیری دانش آموزان این دوره تا حد زیادی تحت تاثیر کیفیت تعامل مستقیم آموزگار با آنان، تنوع فعالیت های آموزشی و فضای عاطفی کلاس قرار دارد. بنابراین، آموزگاری که بتواند بر اساس شناخت خود از دانش آموزان، شرایط کلاس و اهداف برنامه درسی تصمیم های حرفه ای اتخاذ کند، امکان بیشتری برای تبدیل کلاس درس به محیطی فعال، مشارکتی و خلاق خواهد داشت. از سوی دیگر، استقلال حرفه ای در صورت نبود دانش تخصصی، پاسخ گویی و چارچوب های حرفه ای مناسب، ممکن است به تصمیم گیری های سلیقه ای منجر شود؛ بنابراین، استقلال مطلوب باید با شایستگی حرفه ای، مسئولیت پذیری، ارزیابی مستمر و همکاری سازمانی همراه باشد.نتیجه گیری: بر اساس تحلیل انجام شده، استقلال حرفه ای آموزگار ابتدایی را می توان یکی از پیش شرط های مهم توسعه خلاقیت و نوآوری آموزشی دانست. افزایش اختیار حرفه ای، در صورتی که با آموزش مستمر، اعتماد سازمانی، حمایت مدیریتی، دسترسی به منابع و نظام پاسخ گویی حرفه ای همراه شود، می تواند ظرفیت آموزگاران را برای بازطراحی فرایند تدریس و ارائه راهکارهای نوآورانه افزایش دهد. از این رو، سیاست گذاران آموزشی و مدیران مدارس باید به جای تمرکز صرف بر کنترل فرایند تدریس، به سمت ایجاد تعادل میان چارچوب های برنامه درسی و آزادی عمل حرفه ای حرکت کنند. تقویت مشارکت آموزگاران در تصمیم گیری های آموزشی، ایجاد فرصت برای تجربه و آزمون ایده های جدید، حمایت از یادگیری حرفه ای همکارانه و توجه به تجربه زیسته معلمان می تواند به شکل گیری مدرسه ای یادگیرنده و نوآور کمک کند. در نهایت، استقلال حرفه ای آموزگار زمانی بیشترین اثربخشی را خواهد داشت که از یک «اختیار فردی» به یک «ظرفیت حرفه ای سازمان یافته» تبدیل شود و در خدمت ارتقای کیفیت یادگیری، پرورش خلاقیت دانش آموزان و تحول پایدار آموزشی قرار گیرد.
نویسندگان
مریم زارع
کارشناسی آموزش ابتدایی، شاغل در آموزش و پرورش شهرستان نی ریز، معاون دبیر ، مدرسه زینب کبری(س)