بررسی نقش هوش مصنوعی مولد در بازتعریف دانش و شایستگی های حرفه ای معلمان
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 29
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3934
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
چکیده:تحولات شتابان فناوری های دیجیتال و ظهور هوش مصنوعی مولد، الگوی سنتی تولید، انتقال و اعتبارسنجی دانش در نظام های آموزشی را با تغییرات بنیادین مواجه کرده است. در این میان، حرفه معلمی بیش از گذشته نیازمند بازاندیشی در دانش، مهارت ها و شایستگی های حرفه ای است؛ زیرا معلم در محیط آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی، دیگر صرفا انتقال دهنده محتوای دانشی نیست، بلکه به تسهیل گر یادگیری، طراح تجربه های آموزشی، ارزیاب اعتبار اطلاعات، هدایتگر تعامل انسان و فناوری و پرورش دهنده تفکر انتقادی دانش آموزان تبدیل می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هوش مصنوعی مولد در بازتعریف دانش و شایستگی های حرفه ای معلمان انجام شده است. رویکرد پژوهش توصیفی تحلیلی و روش مطالعه، مروری و کتابخانه ای است که با بررسی مفاهیم نظری و یافته های پژوهش های علمی مرتبط با هوش مصنوعی در آموزش، شایستگی دیجیتال معلمان، یادگیری شخصی سازی شده، سواد هوش مصنوعی و تحول نقش حرفه ای معلم صورت گرفته است.یافته های پژوهش نشان می دهد که گسترش ابزارهای هوش مصنوعی مولد، مفهوم «دانش حرفه ای معلم» را از تسلط صرف بر محتوای درسی به مجموعه ای چندبعدی از دانش تخصصی، دانش پداگوژیک، سواد دیجیتال، سواد هوش مصنوعی، توانایی ارزیابی و اعتبارسنجی خروجی های هوش مصنوعی، اخلاق حرفه ای و مهارت تصمیم گیری آموزشی گسترش داده است. معلم آینده باید بتواند ضمن استفاده هدفمند از ابزارهای مولد برای طراحی درس، تولید و متناسب سازی محتوای آموزشی، ارائه بازخورد، تحلیل نیازهای یادگیرندگان و تسهیل فرایند یادگیری، محدودیت ها، خطاها، سوگیری ها و مخاطرات این فناوری را نیز شناسایی و مدیریت کند. از این منظر، شایستگی حرفه ای در عصر هوش مصنوعی صرفا به توانایی کار با ابزارهای فناورانه محدود نمی شود، بلکه شامل توانایی برقراری تعادل میان ظرفیت های فناوری و قضاوت انسانی است. همچنین، استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی مستلزم توجه به حریم خصوصی، عدالت آموزشی، شفافیت، مالکیت فکری، امنیت داده ها و حفظ عاملیت معلم و دانش آموز است.بررسی ها نشان می دهد که هوش مصنوعی مولد می تواند با کاهش بخشی از فعالیت های تکراری و زمان بر معلمان، فرصت بیشتری برای تعامل آموزشی، شناخت فردی دانش آموزان، طراحی فعالیت های خلاقانه و تقویت یادگیری عمیق فراهم کند؛ با این حال، وابستگی غیرانتقادی به خروجی های تولیدشده توسط هوش مصنوعی ممکن است به کاهش استقلال حرفه ای، بازتولید اطلاعات نادرست، سطحی شدن یادگیری و تضعیف مهارت های تفکر انتقادی منجر شود. بنابراین، مسئله اصلی نظام آموزشی صرفا فراهم کردن دسترسی معلمان به ابزارهای هوش مصنوعی نیست، بلکه بازطراحی شایستگی های حرفه ای، برنامه های تربیت معلم و آموزش ضمن خدمت متناسب با الزامات عصر هوش مصنوعی است. در چنین شرایطی، توسعه شایستگی هایی مانند پرامپت نویسی آموزشی، ارزیابی انتقادی محتوای تولیدشده، طراحی آموزش انسان محور، سواد داده، اخلاق هوش مصنوعی و توانایی ترکیب قضاوت حرفه ای با قابلیت های فناوری ضرورت می یابد.در مجموع، نتایج این مطالعه نشان می دهد که هوش مصنوعی مولد را نباید جایگزین معلم تلقی کرد، بلکه باید آن را به عنوان یک فناوری توانمندساز در کنار تخصص، تجربه و قضاوت حرفه ای معلم در نظر گرفت. بازتعریف دانش و شایستگی های حرفه ای معلمان در این دوره می تواند زمینه ساز شکل گیری الگوی جدیدی از حرفه معلمی باشد که در آن تخصص انسانی، تفکر انتقادی، خلاقیت، اخلاق حرفه ای و سواد هوش مصنوعی به صورت هم زمان مورد توجه قرار می گیرند. از این رو، موفقیت نظام های آموزشی در بهره گیری از هوش مصنوعی مولد، بیش از آنکه به قدرت ابزارهای فناورانه وابسته باشد، به میزان آمادگی حرفه ای معلمان برای استفاده آگاهانه، انتقادی، اخلاقی و آموزشی از این فناوری بستگی دارد.
نویسندگان
محمد تقی صابری
کارشناسی عربی شاغل در آموزش و پرورش دلیجان استان مرکزی دبیرستان متوسطه دوم علی بن ابیطالب