بررسی ظرفیت هوش مصنوعی در تحلیل ویدئوی کلاس درس و پیامدهای آن برای توسعه حرفه ای معلمان
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 30
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3927
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
گسترش فناوری های هوش مصنوعی در آموزش، زمینه های جدیدی را برای مشاهده، تحلیل و بهبود فرایند تدریس فراهم کرده است. در این میان، تحلیل ویدئوی کلاس درس با استفاده از هوش مصنوعی می تواند به عنوان ابزاری نوین برای شناسایی الگوهای رفتاری معلم و دانش آموز، بررسی کیفیت تعاملات آموزشی، تحلیل مدیریت کلاس و ارائه بازخوردهای هدفمند مورد استفاده قرار گیرد. هدف پژوهش حاضر، بررسی ظرفیت هوش مصنوعی در تحلیل ویدئوی کلاس درس و پیامدهای آن برای توسعه حرفه ای معلمان است. این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی و با تکیه بر بررسی ادبیات علمی و مطالعات مرتبط با هوش مصنوعی، تحلیل ویدئو، یادگیری ماشین، بازخورد آموزشی و توسعه حرفه ای معلمان انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که سامانه های مبتنی بر هوش مصنوعی قادرند با پردازش ویدئوهای آموزشی، شاخص هایی همچون میزان مشارکت دانش آموزان، الگوهای گفت وگو، زمان اختصاص یافته به فعالیت های مختلف، فراوانی پرسش و پاسخ، کیفیت تعامل معلم و دانش آموز، مدیریت زمان، تغییرات توجه و برخی نشانه های رفتاری قابل مشاهده را شناسایی و تحلیل کنند. بهره گیری هدفمند از این قابلیت ها می تواند فرایند بازاندیشی حرفه ای معلمان را تقویت کرده و به آنان کمک کند تا عملکرد تدریس خود را بر اساس شواهد عینی و بازخوردهای نظام مند ارزیابی کنند. همچنین، تحلیل هوشمند ویدئو می تواند زمینه را برای طراحی برنامه های توسعه حرفه ای شخصی سازی شده فراهم سازد؛ به گونه ای که نیازهای واقعی هر معلم شناسایی و آموزش های حرفه ای متناسب با نقاط قوت و زمینه های نیازمند بهبود ارائه شود.با وجود این ظرفیت ها، یافته ها نشان می دهد که استفاده از هوش مصنوعی در تحلیل ویدئوی کلاس درس صرفا یک مسئله فناورانه نیست، بلکه با چالش های مهمی مانند حریم خصوصی معلمان و دانش آموزان، رضایت آگاهانه، امنیت داده های تصویری، احتمال سوگیری الگوریتمی، تفسیر نادرست رفتارهای انسانی و خطر تبدیل ارزیابی حرفه ای به نظارت فناورانه همراه است. بنابراین، هوش مصنوعی نباید جایگزین قضاوت حرفه ای معلم یا ارزیابی انسانی شود، بلکه بهتر است به عنوان ابزاری پشتیبان برای مشاهده، بازاندیشی، دریافت بازخورد و تصمیم گیری حرفه ای مورد استفاده قرار گیرد. در مجموع، می توان نتیجه گرفت که ترکیب تحلیل ویدئویی مبتنی بر هوش مصنوعی با خودارزیابی، بازخورد همکاران، مربی گری آموزشی و فرهنگ یادگیری حرفه ای، ظرفیت قابل توجهی برای ارتقای کیفیت تدریس و توسعه مستمر شایستگی های حرفه ای معلمان دارد. تحقق این ظرفیت مستلزم تدوین چارچوب های اخلاقی و حقوقی روشن، افزایش سواد هوش مصنوعی معلمان، شفافیت در عملکرد الگوریتم ها و استفاده مسئولانه و انسان محور از داده های آموزشی است.
نویسندگان
فریبا بهرامی
آموزش و پرورش تهران
فریما رضایی
آموزش و پرورش تهران
مینا مرادی تفریشی
آموزش و پرورش تهران
آذر امیر آبادی
آموزش و پرورش تهران