بررسی و تبیین الگوی ارزیابی و انتخاب اخلاق مدار ابزارهای هوش مصنوعی توسط معلمان
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 24
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3900
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
گسترش شتابان ابزارهای هوش مصنوعی مولد و سامانه های هوشمند در نظام های آموزشی، فرصت های تازه ای برای طراحی آموزشی، تولید محتوای یادگیری، ارزشیابی، شخصی سازی آموزش و پشتیبانی از فرایند تصمیم گیری معلمان فراهم کرده است. با وجود این، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در محیط مدرسه صرفا یک مسئله فناورانه نیست، بلکه با مجموعه ای از ملاحظات اخلاقی، حرفه ای، تربیتی و حقوقی ارتباط دارد. انتخاب ناآگاهانه یا صرفا کارکردمحور این ابزارها می تواند پیامدهایی همچون نقض حریم خصوصی دانش آموزان، سوگیری الگوریتمی، تبعیض در تصمیم گیری، کاهش استقلال حرفه ای معلم، تولید محتوای نادرست، ابهام در مسئولیت پذیری و تضعیف اعتماد میان معلم، دانش آموز و مدرسه ایجاد کند. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر بررسی و تبیین الگوی ارزیابی و انتخاب اخلاق مدار ابزارهای هوش مصنوعی توسط معلمان است. این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی و با استفاده از روش مطالعه اسنادی و تحلیل محتوای منابع علمی مرتبط با اخلاق هوش مصنوعی، سواد هوش مصنوعی، شایستگی حرفه ای معلمان و فناوری آموزشی انجام شده است. تحلیل مفهومی موضوع نشان می دهد که انتخاب اخلاق مدار ابزارهای هوش مصنوعی باید از یک فرایند چندبعدی و نظام مند پیروی کند و نمی توان کارآمدی فنی یک ابزار را به تنهایی ملاک انتخاب قرار داد. بر اساس تبیین ارائه شده، الگوی پیشنهادی از شش مولفه اساسی شامل تناسب آموزشی و تربیتی، دقت و قابلیت اعتماد، عدالت و نبود سوگیری، حریم خصوصی و امنیت داده ها، شفافیت و پاسخ گویی، و استقلال و عاملیت حرفه ای معلم تشکیل می شود. در این الگو، معلم پیش از انتخاب ابزار، ابتدا هدف آموزشی و ضرورت استفاده از هوش مصنوعی را مشخص می کند؛ سپس ابزار را از نظر اعتبار علمی، کیفیت خروجی، میزان سوگیری، نحوه جمع آوری و پردازش داده ها، شفافیت عملکرد، امکان نظارت انسانی و پیامدهای احتمالی آن برای دانش آموزان ارزیابی می کند. یافته های تحلیلی پژوهش همچنین نشان می دهد که اخلاق مداری در انتخاب ابزارهای هوش مصنوعی، فرایندی ایستا نیست و باید در قالب ارزیابی مستمر، بازبینی نتایج و اصلاح شیوه استفاده دنبال شود. در این چارچوب، معلم نه مصرف کننده منفعل فناوری، بلکه ارزیاب، ناظر و تصمیم گیرنده نهایی در استفاده آموزشی از هوش مصنوعی تلقی می شود. بر این اساس، توسعه شایستگی های اخلاقی و دیجیتال معلمان، تدوین معیارهای روشن برای ارزیابی ابزارهای هوش مصنوعی، آموزش سواد داده و الگوریتم، ایجاد سازوکارهای نظارت انسانی و توجه به حقوق و کرامت دانش آموزان، از الزامات اساسی استقرار مسئولانه هوش مصنوعی در مدرسه به شمار می رود. در مجموع، الگوی پیشنهادی می تواند مبنایی مفهومی برای تصمیم گیری آگاهانه معلمان و مدیران مدارس در انتخاب و به کارگیری ابزارهای هوش مصنوعی فراهم کند و زمینه استفاده ای ایمن، عادلانه، شفاف، مسئولانه و تربیت محور از فناوری های هوشمند را در فرایند آموزش و یادگیری فراهم سازد.
نویسندگان
شادی قملاقی
مدیر هنرستان ولیعصر واقع در وحیدیه اموزش و پرورش شهریار