مدرسه برای همه؛ چالش ها وراهکارهای آموزش فراگیر دانش آموزان دارای نیازهای ویژه(send) در دوره ابتدایی
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3896
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
آموزش فراگیر یکی از رویکردهای مهم و تحول آفرین در نظام های آموزشی معاصر است که بر فراهم سازی فرصت های برابر آموزشی برای تمامی دانش آموزان، صرف نظر از تفاوت های فردی، جسمانی، شناختی، عاطفی، رفتاری و اجتماعی آنان تاکید دارد. در این میان، آموزش فراگیر دانش آموزان دارای نیازهای ویژه (SEND) در دوره ابتدایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ زیرا سال های نخست آموزش رسمی، نقش تعیین کننده ای در شکل گیری مهارت های تحصیلی، اجتماعی، عاطفی و ارتباطی کودکان دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی چالش های اساسی پیش روی اجرای آموزش فراگیر برای دانش آموزان دارای نیازهای ویژه در مدارس ابتدایی و شناسایی راهکارهای موثر برای تحقق مدرسه ای برخوردار از فرصت های برابر آموزشی برای همه دانش آموزان است. این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و بررسی ادبیات علمی مرتبط با آموزش فراگیر، آموزش ویژه، نیازهای آموزشی ویژه و سیاست های حمایت از دانش آموزان دارای تفاوت های فردی انجام شده است.بررسی یافته های پژوهش نشان می دهد که تحقق آموزش فراگیر در دوره ابتدایی صرفا با حضور فیزیکی دانش آموزان دارای نیازهای ویژه در کلاس عادی محقق نمی شود، بلکه مستلزم ایجاد تغییرات اساسی در نگرش، ساختار، برنامه درسی، شیوه های تدریس، ارزشیابی، مدیریت کلاس و نظام حمایت آموزشی است. از مهم ترین چالش های موجود می توان به کمبود آموزش تخصصی معلمان، تراکم بالای کلاس ها، محدودیت منابع و تجهیزات آموزشی، نبود دسترسی کافی به خدمات توان بخشی و مشاوره ای، ضعف هماهنگی میان مدرسه و خانواده، نگرش های منفی یا کلیشه ای نسبت به ناتوانی، فقدان برنامه های آموزشی فردمحور و انعطاف پذیر و محدودیت های فیزیکی و ارتباطی محیط مدرسه اشاره کرد. همچنین، تفاوت گسترده میان نیازهای آموزشی دانش آموزان دارای نیازهای ویژه و الگوهای سنتی آموزش یکسان برای همه، می تواند فرایند یاددهی یادگیری را با چالش مواجه سازد.یافته های پژوهش همچنین نشان می دهد که معلم ابتدایی در موفقیت آموزش فراگیر جایگاهی محوری دارد. معلم باید بتواند تفاوت های فردی دانش آموزان را شناسایی کرده و با استفاده از روش های تدریس متنوع، فعالیت های چندحسی، یادگیری مشارکتی، آموزش همتا به همتا، فناوری های آموزشی و ارزشیابی انعطاف پذیر، فرصت مشارکت فعال را برای دانش آموزان دارای نیازهای ویژه فراهم کند. در این راستا، آموزش و توانمندسازی حرفه ای معلمان، یکی از مهم ترین پیش شرط های توسعه آموزش فراگیر محسوب می شود. افزون بر این، استفاده از برنامه آموزشی فردی، طراحی فراگیر یادگیری، فناوری های یاری رسان، مناسب سازی فضای فیزیکی مدرسه، تشکیل تیم های چندتخصصی و تقویت مشارکت خانواده ها می تواند به کاهش موانع یادگیری و افزایش مشارکت تحصیلی و اجتماعی این دانش آموزان کمک کند.از سوی دیگر، آموزش فراگیر زمانی می تواند به نتایج پایدار منجر شود که مدرسه از یک رویکرد صرفا آموزشی به سمت یک فرهنگ مدرسه ای فراگیر و حمایتگر حرکت کند. در چنین مدرسه ای، تفاوت های فردی به عنوان بخشی طبیعی از تنوع انسانی پذیرفته می شوند و دانش آموزان بدون احساس طردشدگی یا برچسب خوردگی در فعالیت های آموزشی و اجتماعی مشارکت می کنند. تقویت همکاری میان معلمان عادی و متخصصان آموزش ویژه، برقراری ارتباط مستمر با والدین، ارائه خدمات مشاوره ای، استفاده از نظام شناسایی و مداخله زودهنگام و اختصاص منابع مالی و انسانی متناسب با نیازهای مدارس از دیگر راهکارهای اساسی برای ارتقای کیفیت آموزش فراگیر است.در مجموع، نتایج این پژوهش نشان می دهد که مدرسه برای همه زمانی تحقق پیدا می کند که آموزش فراگیر از یک سیاست اداری یا صرفا حضور دانش آموزان دارای نیازهای ویژه در مدارس عادی فراتر رفته و به یک رویکرد جامع در سیاست گذاری، برنامه ریزی درسی، مدیریت مدرسه و فرایند یاددهی یادگیری تبدیل شود. توجه هم زمان به توانمندسازی معلمان، فردی سازی آموزش، مشارکت خانواده، مناسب سازی محیط، دسترسی به فناوری و خدمات تخصصی و ایجاد فرهنگ پذیرش تفاوت ها می تواند زمینه را برای افزایش کیفیت آموزش، مشارکت اجتماعی، احساس تعلق و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارای نیازهای ویژه فراهم سازد. بنابراین، حرکت به سوی آموزش فراگیر در دوره ابتدایی نه تنها یک ضرورت آموزشی، بلکه گامی اساسی در جهت تحقق عدالت آموزشی، برابری فرصت ها، مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار نظام تعلیم و تربیت به شمار می آید.
نویسندگان
جمیله زمانی
آموزش و پرورش