بررسی نقش سواد انتقادی هوش مصنوعی در توانمندسازی حرفه ای معلمان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13

فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_3892

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

گسترش روزافزون هوش مصنوعی در نظام های آموزشی، نقش و مسئولیت های حرفه ای معلمان را با تغییرات اساسی مواجه ساخته است. در این میان، صرف برخورداری از مهارت های فنی برای استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی نمی تواند تضمین کننده استفاده اثربخش، اخلاقی و آگاهانه از این فناوری در فرایند آموزش باشد؛ بلکه معلمان نیازمند نوعی سواد انتقادی هوش مصنوعی هستند که به آنان امکان دهد قابلیت ها، محدودیت ها، خطاها، سوگیری ها، پیامدهای اخلاقی و تاثیرات آموزشی فناوری های هوشمند را به صورت آگاهانه ارزیابی کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سواد انتقادی هوش مصنوعی در توانمندسازی حرفه ای معلمان انجام شده است. مسئله اصلی پژوهش آن است که ورود ابزارهای هوش مصنوعی مولد و سامانه های هوشمند به محیط های آموزشی، از یک سو فرصت هایی برای ارتقای کیفیت تدریس، طراحی فعالیت های یادگیری، شخصی سازی آموزش، تولید محتوای آموزشی و تسهیل فرایندهای حرفه ای معلمان فراهم کرده و از سوی دیگر، چالش هایی همچون وابستگی فناورانه، انتشار اطلاعات نادرست، سوگیری الگوریتمی، نقض حریم خصوصی، کاهش استقلال حرفه ای و استفاده غیرانتقادی از خروجی های هوش مصنوعی را به همراه داشته است. ازاین رو، توانمندسازی حرفه ای معلمان در عصر هوش مصنوعی، علاوه بر مهارت استفاده از فناوری، مستلزم شکل گیری نگرشی تحلیلی، انتقادی و مسئولانه نسبت به فناوری های هوشمند است.این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه اسنادی و کتابخانه ای است. داده ها با بررسی و تحلیل مفاهیم و یافته های مرتبط با سواد هوش مصنوعی، سواد دیجیتال، شایستگی حرفه ای معلمان، هوش مصنوعی مولد و آموزش حرفه ای گردآوری و با رویکرد تحلیلی تبیین شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که سواد انتقادی هوش مصنوعی می تواند از طریق چند سازوکار اصلی به توانمندسازی حرفه ای معلمان کمک کند؛ از جمله افزایش توانایی ارزیابی اعتبار و دقت محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی، تقویت تصمیم گیری حرفه ای، ارتقای استقلال و عاملیت معلم، بهبود طراحی آموزشی، افزایش توانایی تشخیص سوگیری های فناورانه، تقویت مسئولیت پذیری اخلاقی و افزایش آمادگی معلمان برای سازگاری با تغییرات فناورانه. همچنین، یافته ها نشان می دهد معلم برخوردار از سواد انتقادی هوش مصنوعی، فناوری را جایگزین قضاوت حرفه ای خود نمی کند، بلکه آن را به عنوان ابزاری برای پشتیبانی از فرایندهای آموزشی به کار می گیرد و درستی، تناسب و پیامدهای استفاده از آن را مورد ارزیابی قرار می دهد.بر اساس نتایج، توسعه سواد انتقادی هوش مصنوعی باید به عنوان یکی از مولفه های اساسی شایستگی حرفه ای معلمان در عصر دیجیتال مورد توجه قرار گیرد. تحقق این امر مستلزم بازنگری در برنامه های تربیت معلم، آموزش ضمن خدمت، توسعه حرفه ای مستمر و سیاست های مدرسه ای است؛ به گونه ای که معلمان علاوه بر یادگیری نحوه استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، با موضوعاتی مانند اخلاق هوش مصنوعی، حریم خصوصی داده ها، سوگیری الگوریتمی، اعتبارسنجی اطلاعات، مالکیت فکری و تصمیم گیری مسئولانه در محیط های هوشمند نیز آشنا شوند. در مجموع، سواد انتقادی هوش مصنوعی می تواند زمینه گذار از کاربری صرف فناوری به استفاده آگاهانه، انتقادی، خلاقانه و حرفه ای از هوش مصنوعی را فراهم سازد و نقش مهمی در ارتقای کیفیت عملکرد حرفه ای معلمان و آمادگی آنان برای مواجهه با تحولات آینده نظام آموزشی داشته باشد.

نویسندگان

پریسا تاجمیری

دبیر زیست شناسی دبیرستان پردیس مسجدسلیمان