بررسی برون سپاری شناختی معلمان به هوش مصنوعی و پیامدهای آن برای استقلال حرفه ای

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 42

فایل این مقاله در 28 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_3888

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

گسترش روزافزون هوش مصنوعی در آموزش، شیوه انجام بسیاری از فعالیت های حرفه ای معلمان، از طراحی آموزشی و تولید محتوای درسی تا ارزیابی، تصمیم گیری و حل مسائل پیچیده کلاس درس را دستخوش تغییر کرده است. یکی از پیامدهای کمتر بررسی شده این تحول، شکل گیری پدیده ای تحت عنوان برون سپاری شناختی است؛ فرایندی که طی آن فرد بخشی از فرایندهای ذهنی خود، از جمله یادآوری، تحلیل، تولید ایده، تصمیم گیری و حل مسئله را به ابزارهای فناورانه واگذار می کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی برون سپاری شناختی معلمان به هوش مصنوعی و پیامدهای آن برای استقلال حرفه ای انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی تحلیلی با رویکرد مروری و کتابخانه ای است و با تمرکز بر مطالعات و مباحث علمی مرتبط با هوش مصنوعی مولد، شناخت حرفه ای معلمان، عاملیت حرفه ای، تصمیم گیری آموزشی و استقلال حرفه ای به تحلیل موضوع پرداخته است.یافته های تحلیلی نشان می دهد که برون سپاری شناختی به هوش مصنوعی ماهیتی دوگانه دارد. از یک سو، استفاده هدفمند از ابزارهای هوشمند می تواند بار شناختی معلم را در فعالیت های تکراری و زمان بر کاهش دهد، دسترسی سریع تر به ایده ها و منابع آموزشی را فراهم کند، به طراحی متنوع تر فعالیت های یادگیری کمک نماید و فرصت بیشتری برای تمرکز معلم بر تعامل انسانی، شناخت نیازهای دانش آموزان و تصمیم گیری های پیچیده آموزشی ایجاد کند. از سوی دیگر، وابستگی بیش از اندازه به پیشنهادها و تولیدات هوش مصنوعی می تواند به کاهش درگیری شناختی، تضعیف مهارت های تحلیل و قضاوت حرفه ای، پذیرش غیرانتقادی محتوای تولیدشده توسط الگوریتم ها و انتقال تدریجی بخشی از اختیار تصمیم گیری آموزشی از معلم به فناوری منجر شود.بررسی پیامدهای این پدیده برای استقلال حرفه ای معلمان نشان می دهد که مسئله اصلی، استفاده یا عدم استفاده از هوش مصنوعی نیست، بلکه چگونگی تنظیم رابطه میان قضاوت انسانی و پیشنهادهای الگوریتمی است. استقلال حرفه ای در محیط های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی زمانی حفظ می شود که معلم همچنان مالک فرایند تصمیم گیری، ارزیابی کننده اعتبار خروجی های هوشمند و مسئول نهایی انتخاب های آموزشی باشد. در این چارچوب، هوش مصنوعی باید به عنوان ابزار تقویت کننده توانایی های حرفه ای معلم مورد استفاده قرار گیرد، نه جایگزینی برای دانش تخصصی، تجربه تدریس و قضاوت تربیتی او. همچنین توسعه سواد هوش مصنوعی، سواد داده ای، تفکر انتقادی، خودتنظیمی شناختی و شایستگی اخلاقی می تواند نقش مهمی در پیشگیری از وابستگی شناختی و حفظ عاملیت حرفه ای معلمان داشته باشد.در مجموع، نتایج این بررسی نشان می دهد که برون سپاری شناختی به هوش مصنوعی، در صورت استفاده آگاهانه و انتقادی، می تواند به بازتوزیع مطلوب منابع شناختی معلم و ارتقای کیفیت فعالیت های حرفه ای منجر شود؛ اما استفاده غیرانتقادی و وابسته از فناوری، خطر کاهش استقلال حرفه ای و تضعیف نقش معلم به عنوان تصمیم گیرنده اصلی فرایند آموزشی را به همراه دارد. بنابراین، آینده حرفه معلمی نه در حذف فناوری، بلکه در همزیستی هوشمندانه میان توانایی های شناختی انسان و ظرفیت های هوش مصنوعی و حفظ جایگاه قضاوت، مسئولیت پذیری و عاملیت انسانی معلم شکل خواهد گرفت.

نویسندگان

الهام قنواتی

کارشناسی ارشد جغرافیا ، شاغل در آموزش و پرورش شاهین شهر ، مقطع متوسطه دوم ، دبیرستان بانو پناهنده