بررسی الگوی «معلم یادگیرنده» بر اساس خودتنظیمی حرفه ای، بازاندیشی و یادگیری همکارانه
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 24
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3826
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
تحولات شتابان در عرصه آموزش و پرورش، نقش معلم را از انتقال دهنده صرف دانش به یادگیرنده ای حرفه ای، پویا و مستمر تغییر داده است. در این رویکرد، مفهوم «معلم یادگیرنده» به عنوان الگویی نوین برای توسعه حرفه ای معلمان، بر توانایی آنان در مدیریت و تنظیم فرایندهای حرفه ای، بازاندیشی درباره تجربه های آموزشی و بهره گیری از ظرفیت یادگیری جمعی و همکارانه تاکید دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی الگوی معلم یادگیرنده بر اساس خودتنظیمی حرفه ای، بازاندیشی و یادگیری همکارانه انجام شده است. مسئله اساسی پژوهش آن است که چگونه تعامل میان این سه مولفه می تواند به شکل گیری هویت حرفه ای معلمی منجر شود که به طور مستمر از تجربه های خود می آموزد، عملکرد آموزشی خویش را ارزیابی می کند و در فرایندهای یادگیری مشترک با همکاران مشارکت فعال دارد.در این چارچوب، خودتنظیمی حرفه ای به مجموعه ای از فرایندهای هدف گذاری، برنامه ریزی، پایش عملکرد، مدیریت انگیزش، کنترل رفتار حرفه ای و ارزیابی نتایج فعالیت های آموزشی اشاره دارد. معلم خودتنظیم گر صرفا در برابر وظایف رسمی خود پاسخگو نیست، بلکه به صورت آگاهانه عملکرد حرفه ای خود را بررسی کرده و برای اصلاح و ارتقای آن تصمیم گیری می کند. از سوی دیگر، بازاندیشی حرفه ای زمینه ای فراهم می سازد تا معلم تجربه های آموزشی، تصمیم های کلاسی، شیوه های تعامل با دانش آموزان و نتایج حاصل از تدریس را مورد واکاوی قرار دهد و از طریق تحلیل انتقادی تجربه ها، دانش حرفه ای جدیدی تولید کند. در کنار این دو مولفه، یادگیری همکارانه موجب می شود فرایند رشد حرفه ای از سطح فردی فراتر رفته و در بستر تعامل، گفت وگو، تبادل تجربه، مشاهده همتایان و حل مسائل مشترک شکل گیرد.یافته های حاصل از تحلیل مفهومی موضوع نشان می دهد که الگوی «معلم یادگیرنده» زمانی اثربخش تر خواهد بود که خودتنظیمی حرفه ای، بازاندیشی و یادگیری همکارانه به عنوان مولفه هایی مرتبط و مکمل در نظر گرفته شوند. خودتنظیمی، زمینه برنامه ریزی و هدایت رشد حرفه ای را فراهم می کند؛ بازاندیشی، امکان معنا دادن به تجربه ها و شناسایی نقاط قوت و ضعف عملکرد را به وجود می آورد؛ و یادگیری همکارانه، منابع اجتماعی و سازمانی لازم برای توسعه دانش و مهارت های حرفه ای را در اختیار معلم قرار می دهد. بر این اساس، معلم یادگیرنده فردی نیست که صرفا در دوره های ضمن خدمت شرکت کند، بلکه کنشگری حرفه ای است که یادگیری را به بخشی از هویت و فعالیت روزمره خود تبدیل می کند.بررسی این الگو همچنین نشان می دهد که شکل گیری فرهنگ مدرسه یادگیرنده می تواند نقش مهمی در تقویت رفتارهای یادگیرنده محور معلمان داشته باشد. محیط هایی که در آنها گفت وگوی حرفه ای، اعتماد، همکاری، بازخورد سازنده و فرصت تجربه ورزی وجود دارد، ظرفیت بیشتری برای پرورش معلمان بازاندیش و خودتنظیم دارند. در چنین شرایطی، خطاهای آموزشی نه به عنوان شکست فردی، بلکه به عنوان داده هایی برای یادگیری و بهبود حرفه ای تلقی می شوند. همچنین مشارکت معلمان در گروه های یادگیری حرفه ای، درس پژوهی، مشاهده همکارانه و گفت وگوهای تخصصی می تواند به تبدیل دانش ضمنی معلمان به دانش قابل اشتراک و توسعه یافته کمک کند.از منظر کاربردی، الگوی پیشنهادی می تواند مبنایی برای بازطراحی برنامه های توسعه حرفه ای معلمان، آموزش ضمن خدمت، مدرسه یادگیرنده، یادگیری حرفه ای مشارکتی و ارتقای کیفیت تدریس قرار گیرد. بر این اساس، به جای تمرکز صرف بر آموزش های رسمی و دوره های کوتاه مدت، لازم است فرصت هایی برای خودارزیابی مستمر، ثبت و تحلیل تجربه های تدریس، بازاندیشی فردی و گروهی، دریافت بازخورد، همکاری حرفه ای و طراحی برنامه رشد فردی فراهم شود. در نتیجه، توسعه حرفه ای معلم از یک فرایند مقطعی به فرایندی مستمر، هدفمند و درون زا تبدیل خواهد شد.در مجموع، الگوی معلم یادگیرنده را می توان چارچوبی چندبعدی برای فهم توسعه حرفه ای معلمان دانست که در آن یادگیری فردی، بازاندیشی حرفه ای و تعامل اجتماعی به یکدیگر پیوند می خورند. این الگو می تواند زمینه ساز افزایش خودآگاهی حرفه ای، بهبود تصمیم گیری آموزشی، ارتقای کیفیت تدریس، افزایش انعطاف پذیری حرفه ای و تقویت فرهنگ یادگیری در مدرسه باشد. بنابراین، توجه نظام مند به خودتنظیمی حرفه ای، بازاندیشی و یادگیری همکارانه نه تنها برای رشد فردی معلمان، بلکه برای تحول سازمان مدرسه و ارتقای کیفیت فرایند یاددهی یادگیری نیز اهمیت اساسی دارد.
نویسندگان
لیلا بوژنه
لیسانس مدیریت دولتی،املش
میترا سعیدی
ارشد مدیریت آموزشی،املش
تهمینه کاظمی
لیسانس دین وعربی،منطقه املش
سمیه پاکدامن
لیسانس حسابداری،املش