طراحی و اعتبارسنجی الگوی مدیریت هوشمند امور اجرایی مدارس در راستای ارتقای بهره وری آموزشی
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3798
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
تحولات شتابان فناوری های دیجیتال، گسترش هوش مصنوعی و افزایش پیچیدگی فرایندهای اجرایی در مدارس، ضرورت بازاندیشی در شیوه های سنتی مدیریت امور مدرسه و حرکت به سوی مدیریت هوشمند مدارس را بیش از پیش آشکار ساخته است. هدف پژوهش حاضر، طراحی و اعتبارسنجی الگوی مدیریت هوشمند امور اجرایی مدارس در راستای ارتقای بهره وری آموزشی است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، در مرحله طراحی الگو مبتنی بر رویکرد کیفی و در مرحله اعتبارسنجی مبتنی بر رویکرد کمی انجام می شود. در بخش کیفی، با بهره گیری از تحلیل مضمون و بررسی نظام مند مولفه های مرتبط با مدیریت مدرسه، تحول دیجیتال، هوش مصنوعی، تصمیم گیری داده محور، مدیریت منابع و بهبود فرایندهای اجرایی، ابعاد و مولفه های الگوی پیشنهادی شناسایی و سازمان دهی می شوند. سپس الگوی اولیه با استفاده از نظر خبرگان حوزه مدیریت آموزشی، فناوری آموزشی و مدیریت مدارس مورد ارزیابی و اصلاح قرار می گیرد. در مرحله کمی نیز میزان اعتبار و تناسب مولفه های الگو با استفاده از شاخص های آماری مناسب بررسی می شود.یافته های مورد انتظار پژوهش نشان می دهد که مدیریت هوشمند امور اجرایی مدارس را نمی توان صرفا به دیجیتالی کردن فعالیت های اداری محدود کرد؛ بلکه این مفهوم مستلزم ایجاد یک نظام یکپارچه برای جمع آوری و تحلیل داده های مدرسه، تصمیم گیری هوشمند، مدیریت منابع انسانی و مالی، برنامه ریزی آموزشی، ارتباطات سازمانی، پایش عملکرد و ارزیابی مستمر است. بر اساس چارچوب پیشنهادی، مولفه هایی همچون زیرساخت و حکمرانی داده، شایستگی دیجیتال مدیران و کارکنان، استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی، اتوماسیون فرایندهای اجرایی، تصمیم گیری مبتنی بر شواهد، مدیریت هوشمند منابع، نظام پایش و بازخورد، امنیت و حفاظت از داده ها و مشارکت ذی نفعان، از عناصر اساسی الگوی مدیریت هوشمند مدرسه محسوب می شوند. همچنین، بهره گیری هدفمند از فناوری می تواند با کاهش فعالیت های تکراری و زمان بر، افزایش دقت اطلاعات، تسریع تصمیم گیری، بهبود هماهنگی میان عوامل مدرسه و فراهم سازی امکان پیش بینی و واکنش سریع به مسائل اجرایی، ظرفیت مدرسه را برای تمرکز بیشتر بر ماموریت اصلی خود یعنی ارتقای کیفیت یاددهی–یادگیری افزایش دهد.نتایج این پژوهش از منظر نظری بر ضرورت گذار از رویکرد سنتی و وظیفه محور به رویکردی یکپارچه، داده محور و آینده نگر در مدیریت مدارس تاکید دارد و از منظر کاربردی می تواند مبنایی برای طراحی نظام های مدیریتی هوشمند، تدوین برنامه های توانمندسازی مدیران، بازمهندسی فرایندهای اداری و آموزشی و استقرار سازوکارهای تصمیم گیری مبتنی بر داده در مدارس فراهم سازد. بر این اساس، مدیریت هوشمند امور اجرایی مدارس زمانی می تواند به ارتقای بهره وری آموزشی منجر شود که فناوری در خدمت قضاوت حرفه ای مدیران و معلمان قرار گیرد و هم زمان اصول اخلاقی، امنیت داده، عدالت آموزشی و نقش انسانی در تصمیم گیری حفظ شود.
نویسندگان
افسانه رستمی
کارشناسی آموزش ابتدایی درآموزش وپرورش ، استان البرز، ناحیه ۲ کرج ،معاون اجرایی ابتدایی
پروانه رستمی
کارشناسی ادبیات در آموزش وپرورش،استان البرز، ناحیه ۲کرج، معاون اجرایی مقطع متوسطه ۲