تبیین ظرفیت های اجتماع یادگیری حرفه ای در تقویت سواد هوش مصنوعی، اعتماد حرفه ای و نوآوری تدریس معلمان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20

فایل این مقاله در 25 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_3794

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

گسترش شتابان هوش مصنوعی در محیط های آموزشی، نقش معلم را از انتقال دهنده صرف دانش به یادگیرنده، تصمیم گیرنده و طراح حرفه ای تجربه های یادگیری تغییر داده است. در چنین شرایطی، برخورداری معلمان از سواد هوش مصنوعی، اعتماد حرفه ای و توانایی نوآوری در تدریس به یکی از الزامات اساسی تحول آموزشی تبدیل شده است. با وجود افزایش دسترسی به ابزارهای هوش مصنوعی مولد، استفاده اثربخش و مسئولانه از این فناوری صرفا از طریق آموزش های فردی یا دوره های کوتاه مدت مهارت آموزی حاصل نمی شود؛ بلکه نیازمند شکل گیری محیطی مشارکتی است که در آن معلمان بتوانند تجربه ها، چالش ها، راهکارها و شواهد مربوط به کاربرد فناوری را با یکدیگر به اشتراک بگذارند. از این منظر، «اجتماع یادگیری حرفه ای» می تواند بستری موثر برای توسعه شایستگی های حرفه ای معلمان در عصر هوش مصنوعی فراهم سازد. هدف مقاله حاضر، تبیین ظرفیت های اجتماع یادگیری حرفه ای در تقویت سواد هوش مصنوعی، اعتماد حرفه ای و نوآوری تدریس معلمان است. این مطالعه با رویکرد توصیفی تحلیلی و بر پایه بررسی مفهومی و تحلیل ادبیات علمی مرتبط با یادگیری حرفه ای، فناوری آموزشی و هوش مصنوعی در آموزش انجام شده است. یافته های تحلیلی نشان می دهد که اجتماع یادگیری حرفه ای از طریق مولفه هایی همچون یادگیری مشارکتی، گفت وگوی حرفه ای، حل مسئله جمعی، مشاهده و بازاندیشی درباره تدریس، اشتراک تجربه های موفق و ناموفق، حمایت همتایان و استفاده از شواهد آموزشی می تواند زمینه ارتقای سواد هوش مصنوعی معلمان را فراهم کند. همچنین، تعامل مستمر و غیررقابتی میان معلمان، فرصت تجربه ورزی کنترل شده با ابزارهای هوش مصنوعی و دریافت بازخورد همکاران، به کاهش ابهام و نگرانی فناورانه و در نتیجه افزایش اعتماد حرفه ای کمک می کند. از سوی دیگر، اجتماع یادگیری حرفه ای با ایجاد فضای امن برای آزمون ایده های جدید، طراحی مشترک فعالیت های آموزشی و ارزیابی نتایج آن ها، ظرفیت نوآوری تدریس را افزایش می دهد. بر اساس یافته ها، رابطه میان سه مولفه سواد هوش مصنوعی، اعتماد حرفه ای و نوآوری تدریس را می توان تعاملی و تقویت کننده دانست؛ به گونه ای که افزایش سواد هوش مصنوعی زمینه اعتماد بیشتر، و اعتماد حرفه ای بالاتر زمینه استفاده خلاقانه تر و مسئولانه تر از فناوری را فراهم می سازد. بنابراین، توسعه اجتماع های یادگیری حرفه ای در مدارس می تواند به عنوان یک راهبرد سازمانی و پایدار برای آماده سازی معلمان جهت مواجهه آگاهانه، انتقادی و خلاقانه با هوش مصنوعی مورد توجه قرار گیرد. تحقق این هدف مستلزم حمایت مدیریتی، اختصاص زمان رسمی برای یادگیری جمعی، فراهم سازی زیرساخت های فناورانه، تدوین قواعد اخلاقی استفاده از هوش مصنوعی و تبدیل تجربه های فردی معلمان به دانش حرفه ای مشترک است.

نویسندگان

یاور عباسلو

آموزش و پرورش

مریم عباسلو

آموزش و پرورش