بررسی عوامل موثر بر پذیرش و استفاده حرفه ای دبیران دین و زندگی در مدارس از فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3785
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
گسترش فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی در نظام های آموزشی، زمینه های تازه ای برای بازاندیشی در شیوه های تدریس، طراحی فعالیت های یادگیری، تولید محتوای آموزشی، ارزشیابی و تصمیم گیری حرفه ای معلمان فراهم کرده است. با این حال، بهره گیری موثر از هوش مصنوعی در مدرسه صرفا به دسترسی به ابزارهای فناورانه وابسته نیست، بلکه میزان پذیرش، نگرش، آمادگی حرفه ای و نحوه استفاده معلمان از این فناوری ها نقش تعیین کننده ای در تحقق ظرفیت های آموزشی آن دارد. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل عوامل موثر بر پذیرش و استفاده حرفه ای دبیران دین و زندگی در مدارس از فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی تحلیلی با رویکرد مروری و کتابخانه ای است و با بررسی مفاهیم، دیدگاه های نظری و یافته های پژوهش های مرتبط، ابعاد موثر بر پذیرش هوش مصنوعی در حرفه معلمی را تحلیل می کند. یافته های تحلیلی نشان می دهد که پذیرش و استفاده حرفه ای دبیران دین و زندگی از فناوری های هوش مصنوعی تحت تاثیر مجموعه ای از عوامل فردی، حرفه ای، فناورانه، سازمانی، اخلاقی و فرهنگی قرار دارد. در سطح فردی، نگرش مثبت نسبت به فناوری، خودکارآمدی دیجیتال، سواد هوش مصنوعی، انگیزش حرفه ای و ادراک سودمندی از عوامل مهم پذیرش محسوب می شوند. در سطح حرفه ای نیز توانایی تلفیق هوش مصنوعی با اهداف آموزشی درس دین و زندگی، مهارت طراحی فعالیت های یادگیری، توانایی ارزیابی اعتبار محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی و حفظ نقش قضاوت حرفه ای معلم اهمیت ویژه ای دارد. همچنین سهولت استفاده، کیفیت و قابلیت اعتماد ابزارها، دسترسی به زیرساخت های مناسب، حمایت مدیران مدارس، فرصت های آموزش ضمن خدمت و فرهنگ سازمانی نوآورانه می توانند میزان استفاده واقعی دبیران از این فناوری ها را تقویت یا محدود کنند. یافته ها همچنین بر اهمیت ملاحظات اخلاقی در آموزش دین و زندگی تاکید دارد؛ زیرا استفاده از هوش مصنوعی در این حوزه نیازمند توجه هم زمان به دقت محتوای دینی، اصالت منابع، حریم خصوصی، سوگیری الگوریتمی، مسئولیت پذیری آموزشی و جلوگیری از جایگزین شدن فناوری به جای قضاوت تربیتی معلم است. بر اساس تحلیل انجام شده، استفاده حرفه ای از هوش مصنوعی زمانی می تواند به ارتقای کیفیت تدریس دین و زندگی منجر شود که فناوری به عنوان ابزار پشتیبان تفکر، طراحی آموزشی و تعامل تربیتی مورد استفاده قرار گیرد، نه به عنوان جایگزین نقش انسانی و تربیتی دبیر. در نهایت، توسعه سواد هوش مصنوعی، توانمندسازی حرفه ای دبیران، تدوین چارچوب های اخلاقی و تربیتی، فراهم سازی زیرساخت های مناسب و ایجاد حمایت سازمانی می تواند زمینه را برای پذیرش آگاهانه و استفاده مسئولانه و اثربخش از فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی در آموزش درس دین و زندگی فراهم سازد.
نویسندگان
فریبا مصطفی جوکار
کارشناسی الهیات،شاغل در آموزش و پرورش پاکدشت،مقطع متوسطه دوم،دبیرستان پیامبر اکرم