عوامل موثر بر مقاومت یا پذیرش معلمان نسبت به هوش مصنوعی مولد در فرایند تدریس

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 24

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_3771

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

گسترش شتابان هوش مصنوعی مولد در نظام های آموزشی، نقش و جایگاه معلم را با تحولات بنیادینی مواجه ساخته و در عین حال، زمینه شکل گیری نگرش های متفاوتی نسبت به استفاده از این فناوری در فرایند تدریس را فراهم کرده است. برخی معلمان، هوش مصنوعی مولد را ابزاری برای تسهیل طراحی آموزشی، تولید محتوای یادگیری، شخصی سازی آموزش، تحلیل عملکرد دانش آموزان و کاهش بخشی از بار کاری تلقی می کنند؛ در مقابل، گروهی دیگر نسبت به پیامدهای حرفه ای، اخلاقی و آموزشی آن نگرانی داشته و در برابر پذیرش یا استفاده گسترده از آن مقاومت نشان می دهند. ازاین رو، شناسایی عوامل موثر بر پذیرش یا مقاومت معلمان نسبت به هوش مصنوعی مولد، یکی از الزامات مهم برای سیاست گذاری آموزشی و طراحی برنامه های توسعه حرفه ای معلمان در عصر تحول دیجیتال محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل موثر بر پذیرش یا مقاومت معلمان نسبت به هوش مصنوعی مولد در فرایند تدریس انجام شده است. رویکرد پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر بررسی مفهومی و تحلیل ادبیات علمی مرتبط با فناوری آموزشی، پذیرش فناوری و تحول حرفه ای معلمان است. یافته های تحلیلی نشان می دهد که پذیرش هوش مصنوعی مولد تحت تاثیر مجموعه ای از عوامل فناورانه، فردی، حرفه ای، سازمانی و اخلاقی قرار دارد. ادراک سودمندی، سهولت استفاده، خودکارآمدی فناورانه، سواد هوش مصنوعی، نگرش مثبت نسبت به نوآوری، تجربه قبلی استفاده از فناوری، حمایت مدیران مدرسه، دسترسی به زیرساخت های مناسب و فرصت های آموزش حرفه ای از مهم ترین عوامل تقویت کننده پذیرش هستند. در مقابل، ترس از جایگزینی شغلی، نگرانی درباره کاهش استقلال حرفه ای معلم، ابهام در صحت و اعتبار محتوای تولیدشده، مسائل مربوط به حریم خصوصی و امنیت داده ها، ضعف زیرساخت ها، کمبود آموزش تخصصی و افزایش بار شناختی ناشی از یادگیری فناوری جدید می توانند به مقاومت منجر شوند. همچنین، نتایج نشان می دهد مقاومت معلمان را نمی توان صرفا ناشی از نگرش منفی یا ناآشنایی با فناوری دانست؛ بلکه این مقاومت در بسیاری از موارد واکنشی منطقی به ابهام های حرفه ای، اخلاقی، سازمانی و سیاستی پیرامون هوش مصنوعی مولد است. بر این اساس، گذار موفق از مقاومت به پذیرش مستلزم ایجاد رویکردی انسان محور است که در آن هوش مصنوعی به عنوان مکمل توانمندی های حرفه ای معلم و نه جایگزین نقش انسانی او در نظر گرفته شود. تقویت سواد هوش مصنوعی، آموزش کاربردی معلمان، تدوین دستورالعمل های اخلاقی، فراهم سازی زیرساخت های فنی، مشارکت دادن معلمان در تصمیم گیری های فناورانه و ایجاد فرهنگ مدرسه حامی نوآوری می تواند زمینه پذیرش آگاهانه و مسئولانه هوش مصنوعی مولد را فراهم سازد. در مجموع، پذیرش پایدار هوش مصنوعی مولد در آموزش زمانی تحقق خواهد یافت که معلمان علاوه بر برخورداری از مهارت های فناورانه، نسبت به نقش، حدود، مزایا و پیامدهای این فناوری در حرفه خود احساس امنیت، اختیار و شایستگی داشته باشند.

نویسندگان

پریوش رزاق پور

آموزش و پرورش شهرستان کازرون