تبیین الگوی معلم اثربخش بر اساس هوش هیجانی، انعطاف پذیری شناختی و مهارت های ارتباطی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18

فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_3769

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

هدف: اثربخشی معلم یکی از مهم ترین مولفه های تعیین کننده کیفیت فرایند یاددهی یادگیری و تحقق اهداف تربیتی در مدارس است. معلم اثربخش صرفا انتقال دهنده محتوا نیست، بلکه از طریق مدیریت هیجان ها، سازگاری با موقعیت های متغیر آموزشی و برقراری ارتباط سازنده با دانش آموزان، زمینه شکل گیری محیطی پویا، امن و یادگیرنده را فراهم می کند. پژوهش حاضر با هدف تبیین الگوی معلم اثربخش بر اساس هوش هیجانی، انعطاف پذیری شناختی و مهارت های ارتباطی انجام شده است.روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر رویکرد ترکیبی مفهومی است. در تدوین الگوی پیشنهادی، سه سازه کلیدی هوش هیجانی، انعطاف پذیری شناختی و مهارت های ارتباطی به عنوان ابعاد اصلی اثربخشی حرفه ای معلم مورد توجه قرار گرفته اند. در این چارچوب، هوش هیجانی شامل خودآگاهی، خودتنظیمی، همدلی و مدیریت روابط؛ انعطاف پذیری شناختی شامل توانایی تغییر چارچوب های ذهنی، پذیرش دیدگاه های متفاوت، سازگاری با شرایط پیش بینی نشده و انتخاب راهبردهای متناسب با موقعیت؛ و مهارت های ارتباطی شامل گوش دادن فعال، بیان روشن، بازخورد سازنده، تعامل مثبت و مدیریت تعارض در نظر گرفته شده است.یافته ها: تحلیل مفهومی نشان می دهد که معلم اثربخش حاصل عملکرد مستقل هر یک از این مولفه ها نیست، بلکه از تعامل و هم افزایی میان آن ها شکل می گیرد. هوش هیجانی به معلم کمک می کند واکنش های هیجانی خود را در موقعیت های چالش برانگیز مدیریت کرده و نیازهای عاطفی دانش آموزان را بهتر درک کند. انعطاف پذیری شناختی امکان تغییر شیوه تدریس، اصلاح تصمیم های آموزشی و پاسخ گویی متناسب به تفاوت های فردی و شرایط متغیر کلاس را فراهم می سازد. همچنین، مهارت های ارتباطی موجب تقویت اعتماد، مشارکت، تعامل دوسویه و کیفیت رابطه معلم دانش آموز می شود. برهم کنش این سه مولفه می تواند به افزایش خودکارآمدی حرفه ای، مدیریت بهتر کلاس، کاهش تعارض، ارتقای مشارکت دانش آموزان و بهبود کیفیت تجربه یادگیری منجر شود.نتیجه گیری: بر اساس الگوی تبیین شده، اثربخشی معلم پدیده ای چندبعدی و پویاست که علاوه بر دانش تخصصی و مهارت های تدریس، به ظرفیت های هیجانی، شناختی و ارتباطی معلم وابسته است. بنابراین، برنامه های توسعه حرفه ای معلمان باید از آموزش های صرفا محتوایی فراتر رفته و پرورش هوش هیجانی، انعطاف پذیری شناختی و مهارت های ارتباطی را به صورت یکپارچه دنبال کنند. سرمایه گذاری بر این شایستگی ها می تواند زمینه ارتقای کیفیت تدریس، ایجاد روابط آموزشی سالم، افزایش سازگاری حرفه ای معلمان و شکل گیری محیط های یادگیری اثربخش تر را فراهم کند. الگوی پیشنهادی پژوهش می تواند مبنایی برای طراحی برنامه های توانمندسازی، ارزیابی شایستگی های حرفه ای و سیاست گذاری در حوزه توسعه منابع انسانی آموزش وپرورش قرار گیرد.

نویسندگان

پریوش رزاق پور

آموزش و پرورش شهرستان کازرون