اثربخشی مشاور خانواده محور بر کاهش پرخاشگری و تعارضات رفتاری دانش آموزان هنرستان
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3721
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
پرخاشگری و تعارضات رفتاری از جمله مسائل مهم دوران نوجوانی است که می تواند فرایند یادگیری، روابط میان فردی، سازگاری اجتماعی و فضای روانی مدرسه را تحت تاثیر قرار دهد. در محیط هنرستان، به دلیل ویژگی های خاص دوره نوجوانی، تعاملات گروهی، فشارهای تحصیلی و شغلی و ضرورت همکاری مستمر دانش آموزان، بروز رفتارهای پرخاشگرانه و تعارض آمیز می تواند پیامدهای گسترده ای برای دانش آموز، خانواده و مدرسه به همراه داشته باشد. ازاین رو، استفاده از رویکردهای مشاوره ای خانواده محور که خانواده را به عنوان یکی از عناصر اصلی فرایند تغییر رفتاری در نظر می گیرند، می تواند در پیشگیری و کاهش این مشکلات نقش موثری داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مشاوره خانواده محور بر کاهش پرخاشگری و تعارضات رفتاری دانش آموزان هنرستان انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، در چارچوب مطالعات مداخله ای قابل بررسی است و بر نقش تعامل میان دانش آموز، خانواده و مدرسه در اصلاح الگوهای رفتاری تاکید دارد. در فرایند مشاوره خانواده محور، مولفه هایی همچون بهبود ارتباط والدین و فرزندان، افزایش آگاهی خانواده از نیازهای روانی نوجوان، اصلاح شیوه های ارتباطی ناکارآمد، تقویت مهارت حل مسئله، مدیریت خشم، کنترل هیجان، افزایش همدلی و ایجاد حمایت عاطفی مورد توجه قرار می گیرد. یافته های پژوهش نشان می دهد که مداخله خانواده محور می تواند با ایجاد تغییر در الگوهای ارتباطی و کاهش عوامل تنش زا در محیط خانواده، زمینه کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و تعارضات رفتاری دانش آموزان را فراهم سازد. همچنین، مشارکت فعال والدین در فرایند مشاوره موجب می شود دانش آموز حمایت بیشتری برای اصلاح رفتار و مدیریت هیجانات دریافت کند و راهکارهای آموخته شده در محیط مدرسه و خانواده نیز استمرار یابد. بر این اساس، مشاوره خانواده محور را می توان رویکردی موثر برای مداخله در مشکلات رفتاری دانش آموزان هنرستان دانست؛ زیرا به جای تمرکز صرف بر رفتار ظاهری دانش آموز، عوامل خانوادگی، ارتباطی و هیجانی موثر بر شکل گیری رفتار را نیز مورد توجه قرار می دهد. نتایج این پژوهش بر ضرورت تقویت همکاری میان مشاور مدرسه، خانواده و کادر آموزشی و همچنین طراحی برنامه های منظم آموزش خانواده با محوریت مدیریت خشم، ارتباط موثر، حل تعارض و مهارت های فرزندپروری تاکید دارد. بهره گیری هدفمند از این رویکرد می تواند ضمن کاهش پرخاشگری و تعارضات رفتاری، به بهبود سازگاری اجتماعی، افزایش احساس امنیت روانی و ارتقای کیفیت روابط دانش آموزان در محیط مدرسه کمک کند.
نویسندگان
سیما بصروی
کارشناس ارشد مشاوره خانواده مشاور مدرسه، استان البرز ،ناحیه یک، مقطع متوسطه دوم ،هنرستان شهید چمران