طراحی الگوی مشارکت دیجیتال خانواده و مدرسه برای تقویت یادگیری دانش آموز با حفظ مرزهای حرفه ای معلم
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3717
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
گسترش فناوری های دیجیتال و شکل گیری محیط های یادگیری متصل، رابطه سنتی میان خانواده و مدرسه را با فرصت ها و چالش های جدیدی مواجه کرده است. مشارکت دیجیتال خانواده و مدرسه می تواند از طریق تسهیل ارتباط، تبادل اطلاعات آموزشی، پیگیری فرایند یادگیری و ارائه بازخورد، زمینه تقویت پیشرفت تحصیلی و افزایش حمایت آموزشی از دانش آموزان را فراهم کند؛ با این حال، در صورت فقدان چارچوب مشخص، ممکن است به ارتباطات افراطی، افزایش انتظارات از معلم، مداخله خانواده در تصمیم های تخصصی، نقض حریم خصوصی و تضعیف مرزهای حرفه ای معلم منجر شود. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی مشارکت دیجیتال خانواده و مدرسه برای تقویت یادگیری دانش آموز با تاکید بر حفظ مرزهای حرفه ای معلم انجام شده است. رویکرد پژوهش از نوع کاربردی و با ماهیت توصیفی تحلیلی و مبتنی بر بررسی ادبیات نظری و پژوهش های مرتبط با مشارکت خانواده و مدرسه، یادگیری دیجیتال، ارتباطات آموزشی، نقش حرفه ای معلم و تعاملات مدرسه خانواده در محیط های فناورانه است. یافته های حاصل از تحلیل مفهومی نشان می دهد که مشارکت دیجیتال اثربخش باید بر چند مولفه اصلی شامل ارتباط هدفمند و دوسویه، شفافیت نقش ها، دسترسی عادلانه، سواد دیجیتال خانواده، حفاظت از حریم خصوصی، بازخورد آموزشی، زمان بندی ارتباطات، استقلال حرفه ای معلم و مسئولیت پذیری مشترک استوار باشد. بر اساس این چارچوب، الگوی پیشنهادی از چهار سطح به هم پیوسته تشکیل می شود: سطح سیاست گذاری و تعیین قواعد ارتباطی، سطح ارتباط و تعامل دیجیتال، سطح حمایت خانواده از یادگیری و سطح پایش و بازخورد. در این الگو، فناوری نه به عنوان جایگزین تعامل انسانی، بلکه به عنوان ابزار تسهیل کننده همکاری هدفمند میان خانواده و مدرسه در نظر گرفته می شود. نتایج همچنین نشان می دهد که تعیین کانال های رسمی ارتباط، مشخص کردن ساعات پاسخ گویی، تفکیک مسائل آموزشی از امور تخصصی و انضباطی، رعایت محرمانگی اطلاعات دانش آموز و واگذاری تصمیم های حرفه ای به معلم می تواند از شکل گیری ارتباطات فرسایشی جلوگیری کند. از سوی دیگر، مشارکت خانواده هنگامی بیشترین تاثیر را بر یادگیری دارد که به جای کنترل مستمر دانش آموز، بر ایجاد محیط حمایتی، پیگیری فرایند یادگیری، تشویق خودتنظیمی و همکاری با معلم تمرکز داشته باشد. بنابراین، طراحی یک الگوی متوازن برای مشارکت دیجیتال می تواند ضمن افزایش ارتباط خانواده و مدرسه، کیفیت حمایت آموزشی از دانش آموز را ارتقا داده و هم زمان استقلال، شان و مرزهای حرفه ای معلم را حفظ کند. این الگو می تواند مبنایی برای تدوین سیاست های ارتباطی مدارس، آموزش سواد دیجیتال خانواده ها و توسعه شیوه های نوین همکاری مدرسه و خانواده در محیط های آموزشی هوشمند قرار گیرد.
نویسندگان
سپهدار استاد
محل کار آموزش وپرورش دیشموک