تبیین نقش کیفیت رابطه معلم و دانش آموز در حفظ انگیزش درونی، تعلق عاطفی و درگیری شناختی در کلاس های مجهز به هوش مصنوعی
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3714
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
گسترش استفاده از هوش مصنوعی در فرایند آموزش، ساختار تعاملات کلاس درس و نقش های سنتی معلم و دانش آموز را با تغییرات قابل توجهی مواجه کرده است. در چنین محیط هایی، اگرچه ابزارهای هوشمند می توانند با ارائه بازخورد فوری، شخصی سازی محتوا، تسهیل دسترسی به منابع و پشتیبانی از یادگیری خودراهبر، کیفیت فرایند آموزشی را ارتقا دهند، اما اثربخشی آن ها تا حد زیادی به کیفیت روابط انسانی حاکم بر کلاس وابسته است. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش کیفیت رابطه معلم و دانش آموز در حفظ انگیزش درونی، تعلق عاطفی و درگیری شناختی در کلاس های مجهز به هوش مصنوعی انجام شده است. رویکرد پژوهش، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مرور و تحلیل مفهومی ادبیات علمی مرتبط با رابطه معلم و دانش آموز، انگیزش درونی، تعلق مدرسه ای، درگیری شناختی و یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی است. یافته های تحلیلی نشان می دهد که حضور فناوری هوشمند به تنهایی تضمین کننده افزایش مشارکت و انگیزش دانش آموزان نیست؛ بلکه کیفیت رابطه انسانی میان معلم و دانش آموز می تواند به عنوان یک عامل واسط و تنظیم کننده، نحوه تجربه و استفاده دانش آموز از فناوری را تحت تاثیر قرار دهد. رابطه ای که بر اعتماد، احترام متقابل، حمایت عاطفی، گوش دادن فعال، عدالت تعاملی و پذیرش تفاوت های فردی استوار باشد، زمینه ای فراهم می کند که دانش آموز در مواجهه با ابزارهای هوش مصنوعی احساس امنیت و عاملیت بیشتری داشته باشد. از سوی دیگر، ارتباط مثبت با معلم می تواند انگیزش درونی را از وابستگی صرف به پاداش های بیرونی و بازخوردهای ماشینی دور کرده و به سمت علاقه، کنجکاوی و احساس شایستگی هدایت کند. همچنین، احساس تعلق عاطفی به کلاس و معلم، احتمال مشارکت فعال در فعالیت های فناورانه و پذیرش مسئولیت یادگیری را افزایش می دهد. در بعد شناختی نیز معلم می تواند با طرح پرسش های عمیق، تشویق تفکر انتقادی، بررسی پاسخ های تولیدشده توسط هوش مصنوعی و ایجاد فرصت برای استدلال و حل مسئله، از تبدیل دانش آموز به مصرف کننده منفعل محتوای هوشمند جلوگیری کند. بر این اساس، می توان گفت در کلاس های مجهز به هوش مصنوعی، فناوری زمانی به عاملی برای تعمیق یادگیری تبدیل می شود که در بستر یک رابطه انسانی باکیفیت و معنادار قرار گیرد. بنابراین، حفظ جایگاه معلم به عنوان تسهیلگر ارتباط، مربی عاطفی، هدایتگر شناختی و تنظیم کننده تعامل انسان و فناوری، برای پایداری انگیزش درونی، تعلق عاطفی و درگیری شناختی دانش آموزان ضروری است. نتایج این پژوهش بر ضرورت طراحی الگوهای آموزشی هوش مصنوعی محور با محوریت رابطه انسانی، توانمندسازی معلمان در مهارت های ارتباطی و عاطفی و ایجاد توازن میان تعامل فناورانه و تعامل چهره به چهره تاکید دارد.
نویسندگان
زهره عزیزی
دبیری عربی