طراحی الگوی تدریس معنامحور با تاکید بر پیوند تجربه زیسته دانش آموزان و اهداف برنامه درسی
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3643
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
در سال های اخیر، توجه به کیفیت یادگیری، معناداری آموزش و افزایش درگیری شناختی و عاطفی دانش آموزان، به یکی از محورهای اصلی مطالعات برنامه درسی و روش های تدریس تبدیل شده است. در این میان، تدریس معنامحور به عنوان رویکردی نوین، بر آن است تا یادگیری را از سطح انتقال صرف مفاهیم به سطح درک، تفسیر، کاربرد و پیوند با واقعیت زندگی دانش آموزان ارتقا دهد. مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است که در بسیاری از محیط های آموزشی، میان محتوای رسمی برنامه درسی و تجربه زیسته دانش آموزان گسست معناداری وجود دارد؛ گسستی که موجب کاهش انگیزه، افت مشارکت فعال، سطحی شدن یادگیری و ضعف در ماندگاری مفاهیم آموزشی می شود. از این رو، هدف این پژوهش، طراحی الگوی تدریس معنامحور با تاکید بر پیوند تجربه زیسته دانش آموزان و اهداف برنامه درسی است تا چارچوبی نظری و کاربردی برای بهبود فرایند یاددهی-یادگیری فراهم شود.این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش سنتزپژوهی و تحلیل مفهومی انجام شده است. داده های پژوهش از طریق بررسی نظام مند متون، اسناد علمی، مبانی نظری حوزه برنامه درسی، یادگیری معنادار، تعلیم وتربیت معنامحور و مطالعات مرتبط با تجربه زیسته دانش آموزان گردآوری و تحلیل شده اند. در فرایند تحلیل، مولفه های اصلی تدریس معنامحور استخراج، دسته بندی و در قالب یک الگوی مفهومی سازمان دهی شدند. اعتبار الگوی پیشنهادی نیز بر پایه انسجام مفهومی، هم راستایی درونی مولفه ها و قابلیت کاربرد در موقعیت های واقعی کلاس درس مورد بررسی قرار گرفت.یافته های پژوهش نشان داد که الگوی تدریس معنامحور بر چند مولفه بنیادین استوار است: شناخت و فعال سازی تجربه های پیشین و زیسته دانش آموزان، بازآرایی اهداف برنامه درسی در قالب موقعیت های معنادار، طراحی فعالیت های یادگیری مبتنی بر مسئله و زندگی واقعی، گفت وگوی تاملی و تعامل محور در کلاس، تفسیر و بازسازی مفاهیم در بافت اجتماعی و فرهنگی دانش آموز، و ارزشیابی فرایندی و عملکردی با تاکید بر عمق فهم. بر اساس این الگو، معلم صرفا انتقال دهنده محتوا نیست، بلکه تسهیل گر معنا، سازمان دهنده تجربه های یادگیری و پیونددهنده مفاهیم درسی با جهان واقعی دانش آموزان است. همچنین نتایج نشان داد که پیوند نظام مند میان تجربه زیسته دانش آموزان و اهداف برنامه درسی می تواند به افزایش انگیزش تحصیلی، تقویت حس تعلق به یادگیری، ارتقای تفکر انتقادی، تعمیق فهم مفاهیم و بهبود کاربرد دانش در موقعیت های واقعی منجر شود.الگوی پیشنهادی پژوهش حاضر دارای مراحلی شامل شناسایی تجربه های زیسته مرتبط، تحلیل اهداف آموزشی، طراحی موقعیت های یادگیری معنادار، اجرای تدریس تعاملی، تامل مشترک درباره آموخته ها و ارزشیابی معنامحور است. این مراحل نشان می دهد که تحقق تدریس معنامحور نیازمند بازنگری در نقش معلم، محتوای درسی، فضای کلاس و شیوه های ارزشیابی است. همچنین این الگو قابلیت آن را دارد که در سطوح مختلف آموزشی و در حوزه های درسی گوناگون مورد استفاده قرار گیرد؛ زیرا بر اصولی عام اما انعطاف پذیر استوار است که می توان آن ها را متناسب با شرایط فرهنگی، اجتماعی و آموزشی هر کلاس بومی سازی کرد.در مجموع، می توان نتیجه گرفت که طراحی الگوی تدریس معنامحور با تاکید بر پیوند تجربه زیسته دانش آموزان و اهداف برنامه درسی، راهکاری موثر برای کاهش شکاف میان برنامه درسی رسمی و واقعیت زندگی یادگیرندگان است. این الگو با فراهم کردن زمینه برای یادگیری عمیق، مشارکت فعال و شکل گیری فهم معنادار، می تواند به ارتقای کیفیت آموزش و تحقق اهداف تربیتی در نظام آموزشی کمک کند. از این منظر، بهره گیری از تدریس معنامحور نه تنها یک انتخاب روش شناختی، بلکه ضرورتی تربیتی برای پاسخ گویی به نیازهای یادگیرندگان در بافت های آموزشی معاصر به شمار می آید.
نویسندگان
فائزه سادات جوادی
آموزش و پرورش رشته تدریس ادبیات فارسی