طراحی چارچوب دوسوتوانی تحول دیجیتال در سازمان های دانش محور: تحلیل نقش میانجی قابلیت های پویای فناوری
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 47
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3609
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
در عصر تحول دیجیتال، سازمان های دانش محور با تناقضی بنیادین مواجه اند: از یک سو نیاز به بهره برداری از قابلیت های موجود و از سوی دیگر ضرورت اکتشاف فرصت های جدید برای بقا و رشد. با وجود تاکید گسترده بر اهمیت دوسوتوانی سازمانی در این مسیر، درک مناسبی از نقش میانجی قابلیت های پویای فناوری در این رابطه وجود ندارد. پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوب دوسوتوانی تحول دیجیتال در سازمان های دانش محور با تحلیل نقش میانجی قابلیت های پویای فناوری انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی-توسعه ای و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی و پیمایشی با رویکرد کمی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان ارشد سازمان های دانش محور در سطح کشور بوده و ۴۲۰ نفر با روش نمونه گیری طبقه ای-تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته با پایایی ۰.۹۴۶ (آلفای کرونباخ) بود. برای تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) استفاده شد. یافته ها نشان داد دوسوتوانی سازمانی با ضریب همبستگی ۰.۶۳۴ بر موفقیت تحول دیجیتال تاثیر دارد و بعد ساختاری (ضریب بتا ۰.۳۲۶) بیشترین سهم را ایفا می کند. قابلیت های پویای فناوری با ضریب همبستگی ۰.۶۱۸ بر موفقیت تحول دیجیتال تاثیر مثبت دارد. مدل معادلات ساختاری با شاخص های برازش مطلوب (GOF=۰.۵۷۸, CFI=۰.۹۵۲, SRMR=۰.۰۴۶) نشان داد قابلیت های پویای فناوری نقش میانجی کامل (۰.۲۷۵ β =) در رابطه بین دوسوتوانی سازمانی و موفقیت تحول دیجیتال ایفا می کنند و حدود ۴۳.۶ درصد از تاثیر کل از این مسیر اعمال می شود. این یافته با پژوهش های پیشین که نشان داده اند سازمان ها با تمرکز بر توسعه استراتژی دوسوتوانی خود می توانند از طریق توسعه قابلیت های پویا به مزیت رقابتی پایدار دست یابند، هم خوانی دارد. نتایج نشان می دهد دوسوتوانی سازمانی به تنهایی برای موفقیت در تحول دیجیتال کافی نیست و نیازمند آن است که از طریق توسعه قابلیت های پویای فناوری (شامل حس سازی، جذب و بازپیکربندی) به اقدامات عملیاتی تبدیل شود. این چارچوب می تواند به عنوان راهنمایی عملیاتی برای مدیران سازمان های دانش محور در مسیر تحول دیجیتال مورد استفاده قرار گیرد. به سازمان های دانش محور پیشنهاد می شود با اولویت دهی به بعد ساختاری دوسوتوانی، نسبت به تفکیک واحدهای اکتشاف و بهره برداری و ایجاد ساختارهای سازمانی منعطف اقدام نمایند و قابلیت های پویای فناوری را با تاکید بر قابلیت حس سازی توسعه دهند.
نویسندگان
سعید احمدی۱
کارشناسی ارشد، مدیریت فناوری اطلاعات، گرایش سیستم های اطلاعاتی پیشرفته، دانشگاه میزان، تبریز، ایران.