طراحی چارچوب تدریس دوجانبه (معلم-هوش مصنوعی) در آموزش مفاهیم انتزاعی به دانش آموزان دوره متوسطه
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3526
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
آموزش مفاهیم انتزاعی در دوره متوسطه همواره یکی از چالش های اصلی نظام آموزشی بوده است؛ زیرا بسیاری از دانش آموزان در درک، تجسم و کاربرد مفاهیمی مانند استدلال انتزاعی، روابط نمادین، الگوهای مفهومی و ساختارهای غیرملموس با دشواری مواجه اند. در این میان، گسترش فناوری های هوشمند و ورود هوش مصنوعی در آموزش، امکان بازاندیشی در الگوهای سنتی تدریس را فراهم کرده است. پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوب تدریس دوجانبه (معلم-هوش مصنوعی) در آموزش مفاهیم انتزاعی به دانش آموزان متوسطه انجام شده است. مسئله اصلی این پژوهش آن است که چگونه می توان از تعامل هدفمند میان معلم انسانی و سامانه های هوش مصنوعی برای افزایش عمق یادگیری، فهم مفهومی، مشارکت شناختی و شخصی سازی فرایند تدریس بهره گرفت.این مطالعه با رویکرد کیفی و مبتنی بر روش توصیفی-تحلیلی و طراحی آموزشی انجام شده است. در فرایند پژوهش، ابتدا مبانی نظری مرتبط با تدریس مفاهیم انتزاعی، یادگیری شناختی، آموزش ترکیبی، یادگیری شخصی سازی شده و نقش هوش مصنوعی در کلاس درس بررسی شد؛ سپس مولفه های کلیدی یک الگوی تدریس دوجانبه استخراج و در قالب یک چارچوب مفهومی سازمان دهی گردید. یافته ها نشان داد که اثربخشی این چارچوب بر چهار رکن اصلی استوار است: ۱) هدایت گری و قضاوت آموزشی معلم، ۲) تحلیل داده محور و بازخورد فوری هوش مصنوعی، ۳) تعامل پویا میان دانش آموز، معلم و سامانه هوشمند، و ۴) انطباق محتوا با سطح شناختی و نیازهای یادگیرندگان. بر این اساس، چارچوب پیشنهادی شامل مراحل تشخیص اولیه، تسهیل فهم مفهومی، بازنمایی چندگانه مفاهیم، تمرین تعاملی، بازخورد تطبیقی و ارزشیابی مستمر است.نتایج نشان می دهد که الگوی معلم-هوش مصنوعی می تواند به کاهش ابهام مفهومی، افزایش انگیزش تحصیلی، بهبود درک عمیق، تقویت یادگیری فعال و ارتقای کیفیت آموزش مفاهیم پیچیده در دوره متوسطه منجر شود. همچنین این چارچوب، جایگزین معلم نیست، بلکه با تقویت نقش حرفه ای او، زمینه را برای تدریس هدفمندتر، انعطاف پذیرتر و موثرتر فراهم می سازد. در مجموع، پژوهش حاضر می تواند مبنایی نظری و کاربردی برای توسعه الگوهای نوین آموزش هوشمند در مدارس متوسطه و طراحی محیط های یادگیری انسان محور و فناورانه باشد.
نویسندگان
عبدالرضا باجلان
کارشناسی فیزیک،شاغل در آموزش و پرورش ازنا،مقطع متوسطه دوم،هنرستان حرفه ای دکتر حسابی