توسعه حرفه ای معلمان مبتنی بر بازاندیشی انتقادی و بررسی اثر آن بر نوآوری در تدریس
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 32
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3503
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
تحولات شتابان نظام های آموزشی در قرن بیست ویکم، ضرورت بازتعریف نقش معلم و بازنگری در الگوهای سنتی توسعه حرفه ای را بیش از پیش آشکار ساخته است. در این میان، توسعه حرفه ای معلمان نه صرفا به مثابه فرایندی برای انتقال مهارت های آموزشی، بلکه به عنوان سازوکاری برای بازسازی هویت حرفه ای، ارتقای صلاحیت های شناختی و تقویت توانایی حل مسئله در موقعیت های واقعی کلاس درس مطرح است. یکی از رهیافت های نوظهور و اثرگذار در این حوزه، بازاندیشی انتقادی است؛ رویکردی که معلم را از مجری صرف برنامه های درسی به کنشگری آگاه، تحلیل گر و نوآور تبدیل می کند. بازاندیشی انتقادی با فراهم آوردن امکان تامل نظام مند درباره تجربه های آموزشی، پیش فرض های تربیتی، تصمیم های کلاسی و پیامدهای تدریس، زمینه را برای شکل گیری تغییرات عمیق و پایدار در عملکرد حرفه ای معلمان فراهم می سازد.مسئله اصلی این پژوهش آن است که بسیاری از برنامه های توسعه حرفه ای موجود، همچنان بر آموزش های مقطعی، انتقالی و غیرتعاملی استوارند و کمتر به ظرفیت درونی معلمان برای تحلیل انتقادی تجربه های تدریس و تولید ایده های نو در محیط آموزشی توجه می کنند. این در حالی است که نوآوری در تدریس، به عنوان یکی از شاخص های کلیدی کیفیت آموزش، نیازمند معلمانی است که بتوانند به صورت مستمر عملکرد خود را ارزیابی کرده، از تجربه های روزمره کلاس معنا استخراج کنند و در پاسخ به نیازهای متنوع یادگیرندگان، راهبردهای خلاقانه و انعطاف پذیر به کار گیرند. از این رو، بررسی پیوند میان توسعه حرفه ای مبتنی بر بازاندیشی انتقادی و نوآوری در تدریس، از منظر نظری و کاربردی دارای اهمیت ویژه ای است.هدف این مقاله، تبیین ابعاد مفهومی و کارکردی توسعه حرفه ای معلمان مبتنی بر بازاندیشی انتقادی و تحلیل تاثیر آن بر ارتقای نوآوری در تدریس است. به طور مشخص، پژوهش حاضر می کوشد نشان دهد که چگونه بازاندیشی انتقادی می تواند از طریق تقویت خودآگاهی حرفه ای، بهبود تصمیم گیری آموزشی، افزایش حساسیت نسبت به بافت یادگیری و بازنگری در باورهای پداگوژیک، ظرفیت نوآوری معلمان را در طراحی، اجرا و ارزشیابی فرایند تدریس افزایش دهد.این مقاله با رویکردی تحلیلی تبیینی و مبتنی بر مرور مفهومی و انتقادی ادبیات تخصصی حوزه توسعه حرفه ای معلمان، بازاندیشی انتقادی و نوآوری آموزشی تدوین شده است. در این چارچوب، مفاهیم کلیدی ابتدا از منظر نظریه پردازان تعلیم و تربیت و یادگیری حرفه ای بررسی شده و سپس روابط میان آن ها در بستر عمل معلمی تحلیل گردیده است. همچنین تلاش شده است تا با تمرکز بر تجربه زیسته معلمان در کلاس درس، جایگاه بازاندیشی انتقادی در تبدیل تجربه به دانش حرفه ای و دانش حرفه ای به نوآوری آموزشی روشن شود.یافته های تحلیلی پژوهش نشان می دهد که بازاندیشی انتقادی، یکی از موثرترین مولفه های توسعه حرفه ای پایدار معلمان است؛ زیرا این فرایند به معلم امکان می دهد تا از سطح بازنگری توصیفی در فعالیت های آموزشی فراتر رفته و به تحلیل چرایی، چگونگی و پیامدهای کنش های تربیتی خود بپردازد. در چنین شرایطی، معلم نه تنها نقاط قوت و ضعف تدریس خویش را بهتر شناسایی می کند، بلکه می تواند الگوهای ناکارآمد را اصلاح کرده و شیوه های نوینی برای درگیرسازی یادگیرندگان، مدیریت کلاس، ارزشیابی تکوینی و تلفیق فناوری در آموزش طراحی کند. نتایج نشان می دهد که میان بازاندیشی انتقادی و نوآوری در تدریس، رابطه ای معنادار و تقویت کننده وجود دارد؛ به گونه ای که هرچه سطح بازاندیشی معلمان عمیق تر، مستمرتر و ساختارمندتر باشد، احتمال بروز رفتارهای آموزشی نوآورانه نیز افزایش می یابد.بررسی ها همچنین بیانگر آن است که توسعه حرفه ای مبتنی بر بازاندیشی انتقادی، بستر مناسبی برای شکل گیری ویژگی هایی چون یادگیری مادام العمر، عاملیت حرفه ای، انعطاف پذیری شناختی، خلاقیت آموزشی و توانایی انطباق با تغییرات برنامه درسی فراهم می سازد. این نوع توسعه حرفه ای، معلمان را به مشارکت فعال در یادگیری حرفه ای، گفت وگوی همکارانه، تحلیل مسائل واقعی کلاس و تولید دانش عملی ترغیب می کند. افزون بر این، نوآوری در تدریس در پرتو بازاندیشی انتقادی، صرفا به استفاده از ابزارها یا روش های جدید محدود نمی شود، بلکه به تغییر در نگرش، بازسازی معناهای تربیتی و بازآفرینی تجربه یاددهی یادگیری نیز می انجامد.در جمع بندی می توان گفت که بازاندیشی انتقادی، هسته مرکزی توسعه حرفه ای اثربخش معلمان و یکی از پیش نیازهای اساسی تحقق نوآوری در تدریس است. هر نظام آموزشی که در پی ارتقای کیفیت یادگیری، بهبود عملکرد معلمان و پاسخ گویی به نیازهای متغیر دانش آموزان باشد، ناگزیر است بازاندیشی انتقادی را در متن برنامه های توانمندسازی حرفه ای معلمان قرار دهد. بر این اساس، پیشنهاد می شود سیاست گذاران آموزشی، برنامه ریزان درسی و مدیران مدارس، فرصت های ساختاریافته ای برای تامل حرفه ای، گفت وگوی انتقادی، پژوهش در عمل و یادگیری مشارکتی معلمان فراهم آورند تا زمینه برای نهادینه شدن نوآوری در تدریس و ارتقای کیفیت نظام تعلیم و تربیت مهیا شود.
نویسندگان
فاطمه صولت
آموزش و پرورش استان یزد،مقطع متوسطه اول،دبیرستان شاهد نسیم سبحان (دوره اول)
طاهره اسدی
آموزش و پرورش استان یزد،مقطع متوسطه اول،دبیرستان شاهد نسیم سبحان (دوره اول)
فاطمه یادگار
آموزش و پرورش استان یزد،مقطع متوسطه اول،دبیرستان شاهد نسیم سبحان (دوره اول)
صدیقه اکرمی
آموزش و پرورش استان یزد،مقطع متوسطه اول،دبیرستان شاهد نسیم سبحان (دوره اول)
فریبا قاسمی
آموزش و پرورش استان یزد،مقطع متوسطه اول،دبیرستان شاهد نسیم سبحان (دوره اول)