بررسی الگوی مدرسه یادگیرنده مبتنی بر بازخورد تکوینی، گفت وگوی آموزشی و مشارکت فعال دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 26

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_3501

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

زمینه و هدف: در عصر تغییرات شتابان، گذار از پارادایم آموزش سنتی به سوی سازمان های یادگیرنده، ضرورتی انکارناپذیر در نظام های تعلیم و تربیت است. مدرسه یادگیرنده مکانی است که در آن تمام ارکان، به ویژه معلمان و دانش آموزان، به طور مداوم ظرفیت های خود را برای خلق نتایج مطلوب گسترش می دهند. هدف اصلی پژوهش حاضر، طراحی و اعتبارسنجی الگوی بومی «مدرسه یادگیرنده» با تمرکز بر سه مولفه کلیدی بازخورد تکوینی، گفت وگوی آموزشی و مشارکت فعال دانش آموزان بود تا مسیری روشن برای ارتقای کیفیت زیست آموزشی در مدارس فراهم آید.روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از منظر شیوه گردآوری داده ها، در زمره پژوهش های آمیخته (کیفی-کمی) از نوع اکتشافی متوالی قرار دارد. در بخش کیفی، با بهره گیری از روش پدیدارشناسی و تحلیل محتوای اسنادی، ابعاد و مولفه های الگو از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از متخصصان حوزه مدیریت آموزشی و علوم تربیتی (که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند) شناسایی گردید. در بخش کمی، به منظور اعتبارسنجی الگوی طراحی شده، پرسشنامه ای محقق ساخته میان ۳۸۴ نفر از دبیران و مدیران مدارس (بر اساس فرمول کوکران) توزیع شد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی با روش کدگذاری (باز، محوری و انتخابی) و در بخش کمی با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزار SmartPLS انجام پذیرفت.یافته ها: تحلیل داده های کیفی منجر به شناسایی ۵ بعد اصلی و ۱۵ مولفه محوری گردید. یافته ها نشان داد که «بازخورد تکوینی» به عنوان موتور محرک یادگیری، «گفت وگوی آموزشی» به عنوان بستر تعاملات سازنده و «مشارکت فعال» به عنوان غایت درگیری ذهنی و عاطفی دانش آموزان، ارکان اصلی مدل را تشکیل می دهند. در بخش کمی، شاخص های برازش مدل (GOF) نشان دهنده اعتبار بالای الگوی پیشنهادی بود. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که تمامی بارهای عاملی در سطح ۰/۰۵ معنادار بوده و مولفه های بازخورد تکوینی (با ضریب مسیر ۰/۸۲) و گفت وگوی آموزشی (با ضریب مسیر ۰/۷۹) بیشترین سهم را در تبیین ویژگی های مدرسه یادگیرنده ایفا می کنند. همچنین، شاخص های روایی همگرا و واگرا، کیفیت بالای ابزار اندازه گیری را تایید کردند.نتیجه گیری: الگوی طراحی شده در این پژوهش نشان می دهد که تبدیل مدرسه به یک سازمان یادگیرنده، صرفا یک تغییر ساختاری نیست، بلکه نیازمند بازنگری در الگوهای ارتباطی کلاس درس است. استقرار چرخه بازخورد مستمر و تقویت گفتگوهای دیالکتیک میان معلم و شاگرد، منجر به افزایش عاملیت (Agency) و مشارکت فعال دانش آموزان می شود. این الگو می تواند به عنوان راهنمای عمل برای مدیران مدارس و سیاست گذاران آموزشی جهت تحول در فرآیندهای یاددهی-یادگیری و توسعه حرفه ای معلمان مورد استفاده قرار گیرد. تاکید بر این الگو، مدرسه را از محیطی برای انتقال دانش به فضایی برای تولید دانش و رشد همگانی بدل می سازد.

نویسندگان

علی عباس زاده هجدکی

کارشناسی آموزش ابتدایی، شاغل در آموزش و پرورش کرمان، مقطع ابتدایی، دبستان امام حسن عسکری (ع)

نجمه عسکری

فوق دیپلم آموزش ابتدایی، شاغل در آموزش و پرورش ناحیه ۲ کرمان، مقطع ابتدایی، دبستان امام حسن عسکری (ع)

زهرا توکلی گوکی

کارشناس اموزش ابتدایی، اموزش وپرورش ناحیه ۲کرمان، دبستان حاج ماشاءالله زنگی ابادی