مدل یابی رابطه میان سواد داده محور معلمان، قضاوت پداگوژیک و بهبود یادگیری دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 29

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_3497

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

در سال های اخیر، حرکت نظام های آموزشی به سوی تصمیم گیری مبتنی بر داده، توجه پژوهشگران را به نقش سواد داده محور معلمان در ارتقای کیفیت تدریس و بهبود پیامدهای یادگیری دانش آموزان معطوف کرده است. با وجود گسترش استفاده از داده های آموزشی در مدارس، همچنان چگونگی اثرگذاری این نوع سواد حرفه ای بر قضاوت پداگوژیک معلمان و در نهایت بر بهبود یادگیری دانش آموزان به صورت منسجم و الگومند نیازمند تبیین نظری و تجربی است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف مدل یابی رابطه میان سواد داده محور معلمان، قضاوت پداگوژیک و بهبود یادگیری دانش آموزان انجام شده است.این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، در زمره پژوهش های توصیفی-همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری قرار می گیرد. در این چارچوب، سواد داده محور معلمان به عنوان توانایی گردآوری، تحلیل، تفسیر و به کارگیری داده های آموزشی در فرایند طراحی تدریس، ارزشیابی، بازخورددهی و اصلاح عملکرد آموزشی در نظر گرفته شده است. همچنین، قضاوت پداگوژیک به عنوان فرایندی حرفه ای و تاملی تعریف می شود که معلم از طریق آن، بر پایه دانش موضوعی، شناخت بافت کلاس، نیازهای یادگیرندگان و شواهد آموزشی، تصمیم های مناسب برای بهبود تدریس و یادگیری اتخاذ می کند. در این مدل، بهبود یادگیری دانش آموزان نیز به مثابه پیامدی چندبعدی شامل ارتقای پیشرفت تحصیلی، افزایش مشارکت یادگیرندگان، بهبود کیفیت بازخورد، و تقویت یادگیری عمیق و معنادار مفهوم پردازی شده است.منطق نظری پژوهش بر این فرض استوار است که سواد داده محور، صرفا یک مهارت فنی برای خواندن اعداد و گزارش ها نیست، بلکه ظرفیتی حرفه ای برای تبدیل داده به بینش آموزشی و سپس تبدیل بینش به کنش پداگوژیک موثر است. از این منظر، معلمانی که از سطح بالاتری از سواد داده محور برخوردارند، توانایی بیشتری در تشخیص الگوهای یادگیری، شناسایی شکاف های عملکردی، تحلیل تفاوت های فردی دانش آموزان و انتخاب راهبردهای تدریس متناسب خواهند داشت. این توانایی، کیفیت قضاوت پداگوژیک آنان را ارتقا می دهد و سبب می شود تصمیم های آموزشی به جای اتکا به حدس یا تجربه صرف، بر شواهد معتبر و تحلیل حرفه ای استوار شوند. در نتیجه، انتظار می رود این فرایند به بهبود کیفیت تدریس، انطباق پذیری بیشتر آموزش با نیازهای واقعی کلاس درس و در نهایت بهبود یادگیری دانش آموزان بینجامد.یافته های مورد انتظار و تحلیل مفهومی مدل نشان می دهد که سواد داده محور معلمان دارای اثر مستقیم و مثبت بر قضاوت پداگوژیک است و همچنین می تواند به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق قضاوت پداگوژیک بر بهبود یادگیری دانش آموزان اثرگذار باشد. به بیان دیگر، قضاوت پداگوژیک در این الگو نقش یک متغیر میانجی مهم را ایفا می کند؛ زیرا داده ها زمانی به بهبود واقعی یادگیری منجر می شوند که معلم بتواند آن ها را در پرتو دانش تربیتی و شرایط موقعیتی کلاس تفسیر کرده و به تصمیم های آموزشی معنادار تبدیل کند. بنابراین، رابطه میان این سه سازه، رابطه ای خطی و مکانیکی نیست، بلکه تعاملی، حرفه ای و وابسته به کیفیت فهم و تفسیر معلم از داده های آموزشی است.بر مبنای این مدل، می توان نتیجه گرفت که ارتقای کیفیت آموزش در مدرسه، نیازمند سرمایه گذاری هم زمان بر توسعه سواد داده محور و تقویت قضاوت پداگوژیک معلمان است. هرگونه برنامه بهبود مدرسه که تنها بر تولید داده، آزمون گیری یا گزارش سازی تمرکز کند، بدون آنکه توان حرفه ای معلمان را در تفسیر و کاربرد تربیتی داده ها افزایش دهد، با اثربخشی محدود مواجه خواهد شد. ازاین رو، پیشنهاد می شود سیاست گذاران آموزشی، مدیران مدارس و برنامه ریزان توسعه حرفه ای، آموزش سواد داده محور را در پیوند با مهارت های تحلیل آموزشی، تامل حرفه ای، ارزشیابی تکوینی و تصمیم گیری پداگوژیک طراحی و اجرا کنند تا زمینه برای یادگیری موثرتر، عادلانه تر و پایدارتر دانش آموزان فراهم شود.

نویسندگان

نرجس السادات میرنیام

آموزش و پرروش شهررضا

صدیقه کاویانپور

آموزش و پرروش شهررضا

فاطمه کریمی

آموزش و پرروش شهررضا

اشرف شفیعی

آموزش و پرروش شهررضا