تحلیل چندسطحی اثر رهبری تحولی مدیران بر نوآوری تدریس معلمان و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 36
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3495
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
در سال های اخیر، ارتقای کیفیت آموزش مدرسه ای بیش از هر زمان دیگری به نقش رهبری آموزشی مدیران، توان حرفه ای معلمان و کیفیت تجربه یادگیری دانش آموزان وابسته شده است. در این میان، رهبری تحولی مدیران به عنوان یکی از موثرترین سبک های رهبری در محیط های آموزشی، می تواند از طریق ایجاد چشم انداز مشترک، حمایت حرفه ای، انگیزش درونی و تقویت فرهنگ یادگیری، زمینه را برای نوآوری تدریس معلمان و در سطحی بالاتر، افزایش اشتیاق تحصیلی دانش آموزان فراهم سازد. با وجود این، بخش قابل توجهی از پژوهش های موجود، این متغیرها را به صورت جداگانه یا در سطحی تک بعدی بررسی کرده اند و کمتر به این واقعیت پرداخته اند که مدرسه، نظامی چندسطحی است که در آن، کنش های مدیریتی در سطح مدرسه می تواند بر رفتار حرفه ای معلمان و پیامدهای یادگیری دانش آموزان در سطوح مختلف اثر بگذارد.مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است که چگونه و از چه مسیرهایی، رهبری تحولی مدیران می تواند به تقویت نوآوری در تدریس منجر شود و این نوآوری چگونه در نهایت با اشتیاق تحصیلی دانش آموزان پیوند می یابد. اهمیت این موضوع از آن جا ناشی می شود که در بسیاری از مدارس، تلاش برای بهبود عملکرد تحصیلی صرفا بر اصلاح برنامه درسی یا افزایش نظارت آموزشی متمرکز است، در حالی که متغیرهای نرم افزاری تر مانند کیفیت رهبری، اعتماد سازمانی، انگیزش معلم و تجربه یادگیری دانش آموز، نقشی تعیین کننده در پایداری تغییرات آموزشی دارند. از این منظر، اتخاذ رویکرد تحلیل چندسطحی برای فهم روابط میان این متغیرها ضروری است؛ زیرا رهبری مدیر در سطح مدرسه عمل می کند، نوآوری تدریس عمدتا در سطح معلم نمود می یابد و اشتیاق تحصیلی در سطح دانش آموز قابل مشاهده است.هدف این مقاله، تبیین الگوی چندسطحی ارتباط میان رهبری تحولی مدیران، نوآوری تدریس معلمان و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان است. این الگو بر این فرض استوار است که مدیران دارای سبک رهبری تحولی، با تاکید بر نفوذ آرمانی، انگیزش الهام بخش، ملاحظه فردی و تحریک ذهنی، بستر روان شناختی و سازمانی لازم را برای تجربه های تدریس خلاقانه و روش های نوین یاددهی-یادگیری فراهم می کنند. در چنین فضایی، معلمان بیش از پیش به استفاده از راهبردهای فعال تدریس، تلفیق فناوری آموزشی، یادگیری مشارکتی، حل مسئله، ارزشیابی تکوینی و طراحی فرصت های یادگیری معنادار گرایش می یابند. پیامد این فرایند، افزایش مشارکت شناختی، هیجانی و رفتاری دانش آموزان در فعالیت های آموزشی و در نهایت، ارتقای اشتیاق تحصیلی آنان خواهد بود.از نظر روش شناختی، این پژوهش بر منطق مدل سازی چندسطحی در پژوهش های آموزشی استوار است؛ زیرا داده های مدرسه ای به طور طبیعی ساختاری تو در تو دارند و دانش آموزان در کلاس ها و کلاس ها در مدارس قرار می گیرند. بر این اساس، تحلیل روابط میان متغیرها باید به نحوی انجام شود که هم اثرات مستقیم رهبری تحولی در سطح مدرسه و هم اثرات میانجی گرانه نوآوری تدریس در سطح معلم در تبیین اشتیاق تحصیلی دانش آموزان لحاظ شود. ارزش افزوده این رویکرد آن است که نشان می دهد بهبود اشتیاق تحصیلی دانش آموزان تنها محصول ویژگی های فردی آنان نیست، بلکه در تعامل با کیفیت رهبری مدرسه و شیوه های حرفه ای معلمان شکل می گیرد.یافته های تحلیلی این چارچوب نشان می دهد که رهبری تحولی مدیران می تواند به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر کیفیت فرایند آموزش اثر بگذارد. در سطح مستقیم، مدیران تحول آفرین با حمایت عاطفی و حرفه ای، کاهش مقاومت در برابر تغییر، تشویق به خلاقیت و تقویت یادگیری سازمانی، تمایل معلمان به نوآوری در تدریس را افزایش می دهند. در سطح غیرمستقیم، زمانی که معلمان از آزادی حرفه ای، بازخورد سازنده و فرهنگ مدرسه ای حمایتی برخوردار باشند، احتمال بیشتری دارد که از الگوهای تدریس سنتی فاصله بگیرند و به سمت روش های تعاملی و یادگیرنده محور حرکت کنند. این تحول در کیفیت تدریس نیز به نوبه خود، با افزایش علاقه مندی، درگیری تحصیلی، احساس شایستگی و تعلق دانش آموزان به محیط مدرسه همراه می شود. بنابراین، نوآوری تدریس را می توان حلقه واسطی دانست که اثر رهبری تحولی را به پیامدهای یادگیری و انگیزشی دانش آموزان منتقل می کند.نتیجه گیری این مقاله آن است که ارتقای اشتیاق تحصیلی دانش آموزان بدون توجه به سازوکارهای رهبری و آموزش در سطح مدرسه، رویکردی ناکافی و کوتاه مدت خواهد بود. اگر سیاست گذاران آموزشی، مدیران مدارس و برنامه ریزان توسعه حرفه ای معلمان به دنبال مدرسه ای پویا، خلاق و یادگیرنده هستند، باید رهبری تحولی را نه صرفا یک ویژگی فردی مدیر، بلکه یک ظرفیت سازمانی راهبردی تلقی کنند. همچنین، توسعه حرفه ای معلمان باید به گونه ای طراحی شود که آنان را برای اجرای تدریس نوآورانه، انعطاف پذیر و متناسب با نیازهای نسل جدید دانش آموزان توانمند سازد. در مجموع، این مطالعه بر ضرورت پیوند میان رهبری آموزشی، نوآوری تدریس و اشتیاق تحصیلی تاکید دارد و نشان می دهد که بهبود پایدار کیفیت آموزش، نیازمند نگاه چندسطحی و نظام مند به فرایندهای درون مدرسه است.
نویسندگان
سمیه اروندی
آموزش و پرورش استان همدان
هنگامه سادات میرمعینی
آموزش و پرورش شهرستان تویسرکان
پیام اروندی
آموزش و پرورش منطقه قلقلرود