تبیین نقش کنش های تدریسی معلمان در پشتیبانی از دانش آموزان دارای نیازهای یادگیری متنوع در کلاس های عادی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_3485

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

تحولات نوین در نظام های آموزشی، ضرورت توجه به تفاوت های فردی، تنوع یادگیری و تحقق آموزش فراگیر را بیش از پیش برجسته ساخته است. در این میان، کلاس های عادی به عنوان اصلی ترین بستر یاددهی-یادگیری، با حضور دانش آموزانی مواجه اند که از نظر توانایی های شناختی، سبک های یادگیری، پیشینه فرهنگی، ویژگی های عاطفی-اجتماعی، سطح انگیزش، سرعت یادگیری و نیازهای آموزشی تفاوت های معناداری با یکدیگر دارند. از این رو، موفقیت آموزش در چنین محیط هایی تا حد زیادی به کیفیت و نوع کنش های تدریسی معلمان وابسته است؛ کنش هایی که فراتر از انتقال صرف محتوا، شامل تصمیم گیری های حرفه ای، تعاملات کلاسی، انطباق راهبردهای آموزشی، ارزشیابی مستمر و ایجاد فرصت های برابر برای مشارکت همه یادگیرندگان است. مقاله حاضر با هدف تبیین نقش کنش های تدریسی معلمان در پشتیبانی از دانش آموزان دارای نیازهای یادگیری متنوع در کلاس های عادی تدوین شده و می کوشد ابعاد نظری و عملی این نقش را در چارچوب آموزش فراگیر و تدریس پاسخگو به تفاوت های فردی تحلیل کند.این مطالعه با رویکردی تحلیلی-توصیفی، بر آن است که نشان دهد چگونه معلمان می توانند از طریق کنش های آگاهانه، منعطف و مبتنی بر شناخت دقیق از ویژگی های یادگیرندگان، زمینه یادگیری عادلانه، معنادار و اثربخش را فراهم آورند. یافته های مفهومی و پژوهشی این حوزه حاکی از آن است که کنش های تدریسی معلمان در چند سطح قابل بررسی اند: نخست، کنش های شناختی و طراحی آموزشی که شامل تعیین اهداف یادگیری متنوع، انتخاب محتوای متناسب، پیش بینی سطوح مختلف دشواری فعالیت ها و استفاده از روش های متنوع تدریس است؛ دوم، کنش های تعاملی و ارتباطی که به نحوه برقراری ارتباط حمایتی با دانش آموزان، ایجاد فضای روان شناختی امن، تشویق مشارکت فعال و تقویت حس تعلق در کلاس مربوط می شود؛ سوم، کنش های ارزشیابانه که از طریق ارزشیابی تشخیصی، تکوینی و بازخوردهای سازنده، به شناسایی نیازهای یادگیری و اصلاح مستمر فرایند تدریس کمک می کند؛ و چهارم، کنش های مدیریتی و محیط ساز که در قالب سازمان دهی زمان، منابع، گروه بندی های منعطف و تسهیل همکاری بین دانش آموزان نمود می یابد.بررسی ها نشان می دهد که معلم در کلاس های عادی، زمانی می تواند از دانش آموزان دارای نیازهای یادگیری متنوع به صورت موثر پشتیبانی کند که به اصل تفاوت پذیری در تدریس باور داشته باشد و از الگوهای یکسان ساز فاصله بگیرد. به کارگیری راهبردهایی مانند تدریس تمایزیافته، یادگیری مشارکتی، آموزش چندحسی، استفاده از رسانه ها و ابزارهای متنوع، تعدیل تکالیف، طراحی فعالیت های چندسطحی و ارائه بازخورد فردمحور، از جمله مهم ترین جلوه های کنش تدریسی اثربخش در این زمینه است. همچنین، توانایی معلم در مشاهده دقیق رفتارهای یادگیری، تشخیص موانع پیشرفت، انطباق لحظه ای روش تدریس و ایجاد پیوند میان محتوای آموزشی و تجربه زیسته دانش آموزان، نقش تعیین کننده ای در کاهش شکاف های یادگیری و ارتقای مشارکت تحصیلی دارد. در واقع، کنش های تدریسی معلمان هنگامی اثربخش می شوند که از حالت کلیشه ای و ثابت خارج شده و به فرایندی پویا، انعطاف پذیر و پاسخگو نسبت به نیازهای واقعی دانش آموزان تبدیل شوند.از سوی دیگر، نتایج این تبیین نشان می دهد که پشتیبانی از یادگیرندگان متنوع صرفا به مهارت فردی معلم محدود نیست، بلکه به دانش حرفه ای، نگرش مثبت نسبت به تفاوت های فردی، خودکارآمدی تدریسی، تجربه زیسته در کلاس های چندسطحی و نیز حمایت های مدرسه ای و سیاستی وابسته است. بنابراین، هرچند معلم محور اصلی تحقق آموزش اثربخش در کلاس های عادی است، اما کیفیت کنش های تدریسی او در بستری از عوامل ساختاری، فرهنگی و سازمانی شکل می گیرد. بر این اساس، توسعه شایستگی های حرفه ای معلمان در حوزه آموزش فراگیر، ارزشیابی انعطاف پذیر، مدیریت کلاس های ناهمگون و طراحی آموزشی پاسخگو، از پیش شرط های اساسی برای بهبود وضعیت یادگیری دانش آموزان دارای نیازهای متنوع به شمار می رود.در مجموع، می توان نتیجه گرفت که کنش های تدریسی معلمان یکی از مهم ترین مولفه های پشتیبانی آموزشی، عاطفی و اجتماعی از دانش آموزان دارای نیازهای یادگیری متنوع در کلاس های عادی است. هرچه این کنش ها هدفمندتر، انعطاف پذیرتر، فراگیرتر و مبتنی بر شناخت عمیق تری از تفاوت های فردی باشد، امکان مشارکت فعال تر دانش آموزان، افزایش کیفیت یادگیری، کاهش تجربه طرد آموزشی و تقویت عدالت تربیتی بیشتر خواهد شد. ازاین رو، بازاندیشی در شیوه های تدریس، بازتعریف نقش معلم در کلاس های فراگیر و توجه به تربیت حرفه ای معلمان، ضرورتی انکارناپذیر برای نظام آموزشی امروز محسوب می شود.

نویسندگان

مریم عباسی

کارشناسی ارشد ریاضی محض،شاغل در آموزش و پرورش البرز ناحیه ۴ کرج،مقطع دبیرستان دوره اول،دبیرستان پردیس