شایستگی های معلمان برای زیست حرفه ای در عصر هوش مصنوعی و بررسی پیامدهای آن بر عاملیت یادگیری دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 21

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_3482

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

تحولات پرشتاب ناشی از گسترش هوش مصنوعی، الگوهای سنتی آموزش، یاددهی-یادگیری و نقش حرفه ای معلمان را به طور بنیادین دگرگون ساخته است. در این میان، مسئله صرفا ورود یک فناوری جدید به مدرسه نیست، بلکه بازتعریف ماهیت کنشگری حرفه ای معلم در زیست بوم آموزشی در حال تغییر است؛ زیست بومی که در آن تصمیم گیری آموزشی، طراحی یادگیری، ارزشیابی، تولید محتوا، تعاملات کلاسی و حتی هویت حرفه ای معلم تحت تاثیر سامانه های هوشمند قرار گرفته است. از این منظر، معلمان برای تداوم «زیست حرفه ای» اثربخش در عصر هوش مصنوعی، نیازمند مجموعه ای از شایستگی های نوپدید و تلفیقی اند که فراتر از سواد دیجیتال پایه بوده و ابعاد شناختی، اخلاقی، فناورانه، تربیتی، انتقادی و تاملی را در بر می گیرد. هم زمان، کیفیت و نوع برخورد معلم با هوش مصنوعی می تواند به طور مستقیم و غیرمستقیم بر سطح عاملیت یادگیری دانش آموزان اثر بگذارد؛ عاملیتی که به توانایی دانش آموز در انتخاب آگاهانه، خودتنظیمی، تصمیم گیری، مشارکت فعال، حل مسئله و مسئولیت پذیری در فرایند یادگیری اشاره دارد.پژوهش حاضر با هدف تبیین شایستگی های کلیدی معلمان برای زیست حرفه ای در عصر هوش مصنوعی و تحلیل پیامدهای آن بر عاملیت یادگیری دانش آموزان انجام شده است. این مطالعه با رویکردی تحلیلی-تبیینی و مبتنی بر مرور مفهومی و ترکیب استنباطی ادبیات، تلاش دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که معلمان در مواجهه با هوش مصنوعی به چه شایستگی هایی نیاز دارند و این شایستگی ها چگونه می توانند زمینه ساز تقویت یا تضعیف عاملیت یادگیری در دانش آموزان شوند. بر این اساس، مسئله اصلی پژوهش آن است که ورود ابزارهای هوشمند به مدرسه، در صورت فقدان آمادگی حرفه ای معلم، ممکن است به وابستگی شناختی، کاهش تفکر انتقادی، تضعیف خودراهبری و مصرف گرایی آموزشی در دانش آموزان بینجامد؛ در حالی که بهره گیری سنجیده، اخلاق مدار و تربیتی از این فناوری می تواند فرصت هایی برای شخصی سازی یادگیری، افزایش مشارکت، تقویت خلاقیت، توسعه یادگیری خودتنظیم و ارتقای عاملیت دانش آموز فراهم آورد.یافته های تحلیلی پژوهش نشان می دهد شایستگی های معلمان در عصر هوش مصنوعی را می توان در چند محور اصلی سازمان داد: سواد هوش مصنوعی و فهم عملکرد سامانه های هوشمند؛ شایستگی طراحی آموزشی مبتنی بر یادگیری عمیق و مسئله محور؛ توانایی ارزشیابی انتقادی محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی؛ اخلاق حرفه ای و حساسیت نسبت به عدالت آموزشی، حریم خصوصی و سوگیری الگوریتمی؛ شایستگی داده محور در تفسیر و استفاده مسئولانه از داده های یادگیری؛ بازاندیشی حرفه ای و انعطاف پذیری هویتی؛ و توانمندی در تسهیل عاملیت یادگیرنده از طریق ایجاد فرصت انتخاب، پرسشگری، مشارکت و خودتنظیمی. این شایستگی ها زمانی معنا پیدا می کنند که معلم از نقش «انتقال دهنده صرف محتوا» فاصله گرفته و به «طراح، تسهیل گر، راهبر اخلاقی و معمار موقعیت های یادگیری» تبدیل شود. به بیان دیگر، در عصر هوش مصنوعی، بقای حرفه ای معلم نه در رقابت با فناوری، بلکه در بازتعریف هوشمندانه نقش انسانی، تربیتی و تفسیری او نهفته است.همچنین تحلیل ها نشان می دهد میان سطح شایستگی معلم در استفاده تربیتی از هوش مصنوعی و میزان عاملیت یادگیری دانش آموزان رابطه ای معنادار وجود دارد. هرچه معلم از توان بیشتری در هدایت انتقادی استفاده از ابزارهای هوشمند، طراحی فعالیت های باز، ترویج پرسشگری، آموزش سواد الگوریتمی و نظارت بر فرایند یادگیری برخوردار باشد، احتمال شکل گیری دانش آموزانی مستقل تر، مسئول تر، متفکرتر و مشارکت جوتر افزایش می یابد. در مقابل، استفاده غیرنقادانه، ابزارزده و شتاب زده از هوش مصنوعی می تواند دانش آموز را به مصرف کننده منفعل پاسخ های آماده بدل سازد و ظرفیت او را برای تجربه یادگیری اصیل، کشف فردی و عاملیت شناختی کاهش دهد. از این رو، عاملیت یادگیری دانش آموزان نه پیامد خودکار حضور فناوری، بلکه نتیجه کیفیت میانجی گری حرفه ای معلم است.نتیجه گیری کلی پژوهش آن است که در عصر هوش مصنوعی، شایستگی های حرفه ای معلمان باید در چارچوبی بازتعریف شود که تلفیقی از دانش فناورانه، خرد تربیتی، قضاوت اخلاقی و کنش تاملی را شامل شود. برای تحقق چنین امری، بازنگری در برنامه های تربیت معلم، طراحی دوره های توسعه حرفه ای متمرکز بر هوش مصنوعی آموزشی، تدوین راهنماهای اخلاقی و تربیتی، و فراهم سازی بسترهای نهادی برای توانمندسازی معلمان ضروری است. در نهایت، اگر معلم بتواند هوش مصنوعی را نه به عنوان جایگزین تفکر، بلکه به عنوان ابزاری برای تعمیق یادگیری، گسترش انتخاب گری و تقویت عاملیت دانش آموزان به کار گیرد، مدرسه آینده می تواند به فضایی انسانی تر، هوشمندتر و یادگیرنده محورتر تبدیل شود.

نویسندگان

لیلا مرادی کوپائی

کارشناسی ادبیات،شاغل در آموزش و پرورش اصفهان،مقطع متوسطه اول، دبیرستان خدیجه کبری