الگوی تدریس انسان محور در بستر فناوری غنی و بررسی اثر آن بر احساس تعلق مدرسه ای دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_3481

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

در سال های اخیر، گسترش فناوری های آموزشی، کلاس های هوشمند، یادگیری ترکیبی و محیط های یادگیری دیجیتال، فرصت های تازه ای برای بهبود کیفیت تدریس و یادگیری فراهم کرده است؛ با این حال، غلبه رویکردهای فناورانه و ابزارمحور در برخی محیط های آموزشی، گاه موجب کم رنگ شدن ابعاد انسانی آموزش، از جمله تعامل عاطفی، ارتباط معنادار معلم و دانش آموز، توجه به تفاوت های فردی و تقویت احساس تعلق مدرسه ای شده است. احساس تعلق مدرسه ای به عنوان یکی از مولفه های بنیادین رشد تحصیلی، اجتماعی و هیجانی دانش آموزان، نقشی تعیین کننده در افزایش مشارکت تحصیلی، کاهش بی انگیزگی، بهبود سازگاری با محیط مدرسه و پیشگیری از افت تحصیلی و کناره گیری روانی از فرایند یادگیری دارد. از این رو، طراحی الگویی از تدریس که ضمن بهره گیری موثر از ظرفیت های فناوری، بر کرامت انسانی، روابط حمایتی، مشارکت فعال و تجربه زیسته دانش آموزان تاکید کند، ضرورتی انکارناپذیر در نظام های آموزشی معاصر به شمار می رود.پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی تدریس انسان محور در بستر فناوری غنی و بررسی اثر آن بر احساس تعلق مدرسه ای دانش آموزان انجام شد. این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، آمیخته اکتشافی تبیینی بود. در بخش کیفی، ابتدا با بررسی اسناد، مطالعات نظری و تحلیل دیدگاه های صاحب نظران حوزه برنامه ریزی درسی، فناوری آموزشی، روان شناسی تربیتی و تدریس انسان محور، مولفه های اصلی الگو شناسایی شد. سپس از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصان و معلمان باتجربه، ابعاد، مولفه ها و شاخص های الگوی پیشنهادی استخراج و اعتباریابی شد. یافته های بخش کیفی نشان داد که الگوی تدریس انسان محور در بستر فناوری غنی بر چند بعد اساسی استوار است: تعامل عاطفی و اخلاقی معلم با دانش آموز، یادگیری مشارکتی و گفت وگومحور، شخصی سازی فرایند یادگیری، استفاده هدفمند و نه صرفا ابزاری از فناوری، بازخورد حمایتی و رشددهنده، عدالت آموزشی در دسترسی و مشارکت، توجه به هویت و تجربه زیسته دانش آموز و ایجاد فضای امن روان شناختی در کلاس.در بخش کمی، به منظور بررسی اثر الگوی طراحی شده بر احساس تعلق مدرسه ای، الگو در یک دوره آموزشی مشخص اجرا و میزان اثربخشی آن با استفاده از طرح نیمه آزمایشی و بهره گیری از گروه آزمایش و کنترل سنجیده شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه احساس تعلق مدرسه ای و نیز شاخص های مکمل مربوط به مشارکت کلاسی، رضایت از یادگیری و کیفیت تعاملات آموزشی بود. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که اجرای الگوی تدریس انسان محور در بستر فناوری غنی، تاثیری مثبت و معنادار بر احساس تعلق مدرسه ای دانش آموزان داشته است. دانش آموزان گروه آزمایش، در مقایسه با گروه کنترل، افزایش بیشتری در احساس پذیرفته شدن، امنیت روانی، علاقه مندی به حضور در مدرسه، کیفیت ارتباط با معلم و همکلاسی ها و درک معناداری از فرایند یادگیری تجربه کردند. همچنین، یافته ها بیانگر آن بود که هنگامی که فناوری در خدمت تعامل انسانی، یادگیری معنادار و حمایت عاطفی قرار می گیرد، نه تنها از کیفیت ارتباطات آموزشی نمی کاهد، بلکه می تواند زمینه ساز تعمیق پیوند دانش آموز با مدرسه و کلاس درس شود.بر اساس نتایج، می توان نتیجه گرفت که اثربخشی فناوری در آموزش، وابسته به نوع طراحی تربیتی و کیفیت نقش آفرینی معلم است. در واقع، آنچه موجب بهبود احساس تعلق مدرسه ای می شود، صرف حضور ابزارهای دیجیتال نیست، بلکه کاربست انسان محور فناوری در چارچوب تدریسی است که دانش آموز را به عنوان سوژه ای فعال، ارزشمند، دارای صدا، نیاز، هیجان و هویت مستقل به رسمیت می شناسد. بنابراین، الگوی پیشنهادی این پژوهش می تواند به عنوان چارچوبی راهبردی برای بازاندیشی در شیوه های تدریس در مدارس فناوری محور، طراحی برنامه های توانمندسازی معلمان، تولید محتوای آموزشی تعاملی و ارتقای کیفیت زیست مدرسه ای دانش آموزان مورد استفاده قرار گیرد. به کارگیری این الگو می تواند مسیر گذار از آموزش فناورانه صرف به آموزش انسانی-هوشمند را هموار سازد و زمینه ارتقای هم زمان یادگیری، مشارکت، انگیزش و احساس تعلق را در محیط های آموزشی فراهم آورد.

نویسندگان

فرنگیس آتش پیکر

کارشناس ریاضی،شاغل در آموزش وپرورش کرمانشاه،مقطع متوسطه دوره اول،مدرسه بهشت آیین باهنر