الگوی مدرسه عادلانه با تاکید بر عدالت تعاملی، عدالت آموزشی و عاملیت دانش آموز
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3480
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
تحقق مدرسه عادلانه به عنوان یکی از مهم ترین الزامات نظام های آموزشی معاصر، در سال های اخیر به یکی از محورهای اصلی سیاست گذاری، پژوهش و اصلاحات تربیتی تبدیل شده است. در شرایطی که نابرابری های آموزشی، تفاوت در فرصت های یادگیری، شکاف در مشارکت دانش آموزان و ضعف در کیفیت تعاملات انسانی در مدرسه، بر تجربه زیسته یادگیرندگان اثر مستقیم می گذارد، بازاندیشی در مفهوم عدالت مدرسه ای ضرورتی دوچندان یافته است. مسئله اساسی آن است که عدالت در مدرسه صرفا به توزیع برابر امکانات یا دسترسی یکسان به منابع محدود نمی شود، بلکه کیفیت روابط، شیوه های تصمیم گیری، فرصت ابراز صدا، امکان اثرگذاری دانش آموز و نیز احساس کرامت و احترام در بستر یاددهی–یادگیری را نیز دربر می گیرد. از این منظر، عدالت تعاملی، عدالت آموزشی و عاملیت دانش آموز سه مولفه بنیادی در فهم و طراحی الگوی مدرسه عادلانه به شمار می آیند.پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی مدرسه عادلانه بر پایه مولفه های عدالت تعاملی، عدالت آموزشی و عاملیت دانش آموز انجام شد. رویکرد پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی بود که در دو بخش کیفی و کمی سازمان دهی شد. در بخش کیفی، با مرور نظام مند مبانی نظری و مطالعات پیشین و نیز انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با صاحب نظران حوزه تعلیم و تربیت، مدیریت آموزشی و معلمان باتجربه، ابعاد و مولفه های الگوی پیشنهادی استخراج شد. داده های کیفی با روش تحلیل مضمون بررسی شد و مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر مرتبط با مدرسه عادلانه شناسایی گردید. در بخش کمی، بر اساس یافته های مرحله کیفی، ابزار سنجش طراحی و پس از بررسی روایی صوری و محتوایی، در اختیار نمونه ای از متخصصان و کنشگران آموزشی قرار گرفت. به منظور آزمون الگو، از روش های آماری مناسب برای بررسی روایی سازه، پایایی و برازش مدل استفاده شد.یافته های پژوهش نشان داد که الگوی مدرسه عادلانه از سه بعد اصلی و چندین مولفه به هم پیوسته تشکیل شده است. بعد نخست، عدالت تعاملی، ناظر بر کیفیت روابط انسانی در مدرسه است و مولفه هایی مانند احترام متقابل، رفتار بدون تبعیض، شنیده شدن صدای دانش آموز، شفافیت در ارتباط، حمایت عاطفی، اعتماد و پاسخ گویی را دربر می گیرد. نتایج نشان داد هرچه تعاملات میان مدیران، معلمان و دانش آموزان انسانی تر، منصفانه تر و مشارکت محورتر باشد، ادراک دانش آموزان از عدالت مدرسه ای تقویت می شود. بعد دوم، عدالت آموزشی، شامل توزیع منصفانه فرصت های یادگیری، دسترسی برابر به منابع و حمایت های تربیتی، انعطاف در آموزش متناسب با تفاوت های فردی، ارزشیابی عادلانه، توجه به نیازهای دانش آموزان و کاهش سوگیری های ساختاری در فرایند تدریس و یادگیری است. یافته ها حاکی از آن بود که عدالت آموزشی زمانی محقق می شود که مدرسه نه تنها فرصت برابر، بلکه فرصت متناسب و پاسخ گو به تفاوت ها را برای یادگیرندگان فراهم آورد. بعد سوم، عاملیت دانش آموز، بر ظرفیت انتخاب گری، مشارکت فعال، مسئولیت پذیری، قدرت تصمیم سازی، خودتنظیمی و نقش آفرینی دانش آموز در فرایندهای یادگیری و زندگی مدرسه ای تاکید دارد. نتایج نشان داد که عاملیت، حلقه واسطی است که عدالت را از سطح سیاست و ساختار به سطح تجربه زیسته دانش آموز منتقل می کند.بررسی شاخص های اعتبارسنجی نیز نشان داد که الگوی پیشنهادی از روایی نظری، محتوایی و سازه ای مطلوب برخوردار است و روابط میان ابعاد اصلی آن معنادار و منسجم است. همچنین، یافته ها بیانگر آن بود که مدرسه عادلانه زمانی شکل می گیرد که میان سه مولفه یادشده نوعی هم افزایی برقرار باشد؛ به این معنا که نبود هر یک از این مولفه ها می تواند کارکرد عدالت در مدرسه را تضعیف کند. برای مثال، حتی در صورت توزیع نسبتا مناسب منابع آموزشی، اگر دانش آموز در فرایندهای مدرسه شنیده نشود یا در تعاملات روزمره احساس احترام و کرامت نکند، تجربه او از عدالت ناقص خواهد بود. به همین ترتیب، تاکید صرف بر مشارکت دانش آموز بدون اصلاح سازوکارهای آموزشی و تعاملی، به عاملی نمایشی و کم اثر تبدیل می شود.در مجموع، می توان نتیجه گرفت که الگوی مدرسه عادلانه یک چارچوب چندبعدی، رابطه مند و زمینه محور است که تحقق آن مستلزم بازطراحی فرهنگ مدرسه، شیوه های رهبری آموزشی، الگوهای تدریس، نظام ارزشیابی و سازوکارهای مشارکت دانش آموزان است. این الگو می تواند مبنایی برای سیاست گذاری آموزشی، بهبود مدیریت مدارس، توانمندسازی معلمان و بازتعریف نقش دانش آموز به عنوان کنشگری فعال در فرایند تربیت باشد. بر این اساس، پیشنهاد می شود برنامه ریزان و مدیران آموزشی در ارزیابی کیفیت مدارس، علاوه بر شاخص های عملکرد تحصیلی، به شاخص های عدالت تعاملی، عدالت آموزشی و عاملیت دانش آموز نیز توجه نظام مند داشته باشند تا زمینه شکل گیری مدرسه ای انسانی تر، مشارکتی تر و عادلانه تر فراهم شود.
نویسندگان
سیما کامیاب فرد
شهرستان دزفول دبستان مهد دانش