الگوی عاملیت حرفه ای آموزگاران در مدارس پسادیجیتال و تبیین پیامدهای آن برای کیفیت یادگیری دانش آموزان ابتدایی
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 24
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3478
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
تحولات شتابان فناورانه، گسترش زیست بوم های یادگیری ترکیبی، و عبور تدریجی نظام های آموزشی از مرحله «دیجیتالی شدن ابزارها» به وضعیت «پسادیجیتال»، موجب شده است که نقش معلم از کارگزار انتقال محتوا به کنشگری حرفه ای، تصمیم ساز و معناپرداز در فرایند یاددهی-یادگیری بازتعریف شود. در مدارس پسادیجیتال، فناوری دیگر یک عنصر بیرونی، تزئینی یا صرفا پشتیبان نیست، بلکه در تار و پود تجربه آموزشی، تعاملات کلاسی، ارزشیابی، هویت حرفه ای معلم و شیوه های یادگیری دانش آموزان ادغام شده است. در چنین شرایطی، فهم «عاملیت حرفه ای معلمان» به عنوان توانایی آنان برای تفسیر موقعیت، انتخاب آگاهانه، مقاومت خلاقانه در برابر محدودیت ها، بازطراحی کنش آموزشی و اثرگذاری بر کیفیت یادگیری، به یکی از مسائل اساسی پژوهش های تربیتی تبدیل شده است. مسئله اصلی این پژوهش آن است که در بستر مدارس پسادیجیتال، عاملیت حرفه ای معلمان بر پایه چه مولفه هایی شکل می گیرد و این عاملیت چه پیامدهایی برای کیفیت یادگیری دانش آموزان دارد.این پژوهش با هدف ارائه الگویی مفهومی از عاملیت حرفه ای معلمان در مدارس پسادیجیتال و تبیین پیامدهای آن برای کیفیت یادگیری دانش آموزان انجام شده است. به طور مشخص، پژوهش حاضر در پی آن است که نخست ابعاد و مولفه های سازنده عاملیت حرفه ای معلم را در شرایط پسادیجیتال شناسایی کند؛ دوم، پیوند میان این عاملیت و کیفیت یادگیری دانش آموزان را از منظر شناختی، انگیزشی، اجتماعی و اخلاقی توضیح دهد؛ و سوم، دلالت های کاربردی این الگو را برای سیاست گذاری آموزشی، رهبری مدرسه، برنامه ریزی درسی و توسعه حرفه ای معلمان تبیین نماید. اهمیت این موضوع از آن روست که کیفیت یادگیری در جهان امروز دیگر صرفا به میزان دستیابی به محتوای آموزشی محدود نیست، بلکه با عمق یادگیری، مشارکت فعال، خودتنظیمی، تفکر انتقادی، سواد دیجیتال، توان حل مسئله و تجربه یادگیری معنادار دانش آموزان سنجیده می شود.چهارچوب مفهومی پژوهش بر این فرض استوار است که عاملیت حرفه ای معلمان در مدارس پسادیجیتال پدیده ای چندبعدی، بافت مند و رابطه ای است که از تعامل میان ظرفیت های فردی، شرایط سازمانی، فرهنگ مدرسه، سیاست های آموزشی، زیرساخت های فناورانه و فرصت های یادگیری حرفه ای شکل می گیرد. بر این اساس، عاملیت حرفه ای معلمان را می توان در قالب چند بعد اصلی صورت بندی کرد: عاملیت شناختی شامل توان تحلیل موقعیت های پیچیده آموزشی، تصمیم گیری تربیتی و بازاندیشی در عمل؛ عاملیت فناورانه-تربیتی شامل توان انتخاب، بومی سازی و یکپارچه سازی هدفمند فناوری با اهداف یادگیری؛ عاملیت اخلاقی شامل مسئولیت پذیری در قبال عدالت آموزشی، حریم داده ها، رفاه روانی دانش آموزان و استفاده سنجیده از فناوری؛ عاملیت رابطه ای شامل توان برقراری تعامل حرفه ای با دانش آموزان، همکاران، والدین و شبکه های یادگیری؛ و عاملیت تحولی که به ظرفیت معلم برای نوآوری، بازطراحی محیط یادگیری و سازگاری خلاق با تغییرات اشاره دارد. در این الگو، عاملیت حرفه ای نه یک ویژگی ثابت فردی، بلکه فرایندی پویا تلقی می شود که در بستر تجربه، تامل، تعامل و فرصت کنشگری رشد می یابد.یافته های مفهومی پژوهش نشان می دهد که در مدارس پسادیجیتال، هرچه سطح عاملیت حرفه ای معلمان بالاتر باشد، کیفیت یادگیری دانش آموزان نیز در ابعاد مختلف ارتقا می یابد. این تاثیر، نخست در بهبود کیفیت یادگیری شناختی نمود پیدا می کند؛ زیرا معلمان دارای عاملیت بالا، محیط های یادگیری را از حالت انتقال خطی اطلاعات به موقعیت های مسئله محور، تعاملی و عمیق تبدیل می کنند و از فناوری نه برای انباشت محتوا، بلکه برای غنی سازی فهم، بازخورد موثر و شخصی سازی یادگیری بهره می برند. دوم، عاملیت حرفه ای معلمان به افزایش مشارکت و انگیزش تحصیلی دانش آموزان منجر می شود؛ چراکه معلم کنشگر قادر است یادگیری را با نیازها، علایق و تجربه زیسته دانش آموزان پیوند دهد و از طریق طراحی فعالیت های منعطف، حس عاملیت یادگیرنده را نیز تقویت کند. سوم، این عاملیت در تقویت یادگیری خودتنظیم، مسئولیت پذیری و استقلال دانش آموزان اثرگذار است، زیرا معلم در نقش تسهیل گر و راهبر یادگیری، فرصت تصمیم گیری، انتخاب و بازاندیشی را برای فراگیران فراهم می سازد. چهارم، عاملیت حرفه ای معلم با کاهش نابرابری های آموزشی و ارتقای عدالت در دسترسی، مشارکت و موفقیت یادگیری مرتبط است؛ به ویژه زمانی که معلم بتواند شکاف های ناشی از تفاوت های فرهنگی، اجتماعی و فناورانه را تشخیص داده و راهبردهای جبرانی و حمایتی مناسب اتخاذ کند.همچنین یافته ها حاکی از آن است که کیفیت یادگیری در مدارس پسادیجیتال صرفا پیامد حضور فناوری نیست، بلکه بیش از هر چیز تابع کیفیت عاملیت حرفه ای معلم در مواجهه با فناوری و شرایط آموزشی است. در واقع، در غیاب عاملیت حرفه ای، فناوری ممکن است به بازتولید آموزش سطحی، وابستگی بیش ازحد به ابزار، فرسودگی حرفه ای معلمان و انفعال شناختی دانش آموزان بینجامد. برعکس، زمانی که معلم از عاملیت حرفه ای برخوردار باشد، فناوری به ابزاری برای خلق تجربه های یادگیری معنادار، مشارکتی، انعطاف پذیر و انسانی تبدیل می شود. از این منظر، مدرسه پسادیجیتال نه مدرسه ای کاملا فناورانه، بلکه مدرسه ای است که در آن معلم با قضاوت حرفه ای، حساسیت اخلاقی و توان طراحی تربیتی، نسبت میان انسان، یادگیری و فناوری را به صورت متوازن تنظیم می کند.بر پایه این الگو، می توان نتیجه گرفت که عاملیت حرفه ای معلمان یکی از متغیرهای راهبردی در ارتقای کیفیت یادگیری دانش آموزان در عصر پسادیجیتال است. ازاین رو، هرگونه اصلاح آموزشی که صرفا بر توسعه زیرساخت های فناوری متمرکز باشد و به تقویت عاملیت معلم توجه نکند، با اثربخشی محدود مواجه خواهد شد. توسعه حرفه ای معلمان باید از آموزش های ابزاری و مهارت محور فراتر رود و بر پرورش قضاوت حرفه ای، تفکر انتقادی، بازاندیشی، شایستگی اخلاقی، توان طراحی یادگیری و مشارکت در اجتماعات حرفه ای تمرکز یابد. همچنین مدیران مدارس و سیاست گذاران آموزشی لازم است با ایجاد فرهنگ اعتماد، اعطای اختیار حرفه ای، کاهش کنترل های بروکراتیک، حمایت از نوآوری آموزشی و فراهم سازی بسترهای یادگیری مشارکتی، زمینه بروز و تقویت عاملیت حرفه ای معلمان را فراهم سازند. در نهایت، کیفیت یادگیری دانش آموزان در مدارس پسادیجیتال زمانی به صورت پایدار ارتقا می یابد که معلم نه مصرف کننده فناوری، بلکه عامل آگاه، خلاق و مسئول تغییر آموزشی تلقی شود.
نویسندگان
سکینه گمالی
مقطع ابتدایی استان هرمزگان