تبیین نقش معلمان در پرورش یادگیری عمیق دانش آموزان با تاکید بر بازطراحی تجارب یادگیری در مدرسه
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3469
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
در دهه های اخیر، تحول در نظام های آموزشی از رویکردهای حافظه محور و انتقال گرایانه به سوی رویکردهای یادگیرنده محور، مسئله یادگیری عمیق دانش آموزان را به یکی از مهم ترین دغدغه های نظری و عملی در حوزه تعلیم و تربیت تبدیل کرده است. یادگیری عمیق فراتر از کسب اطلاعات سطحی و بازتولید محفوظات، ناظر بر فهم معنادار، توانایی تحلیل، تفسیر، کاربرد دانش در موقعیت های واقعی، حل مسئله، تفکر انتقادی، خلاقیت و انتقال یادگیری به بافت های جدید است. در این میان، معلم نه صرفا به عنوان انتقال دهنده محتوا، بلکه به مثابه طراح، تسهیل گر، راهبر و بازاندیش حرفه ای در کانون فرایند یاددهی-یادگیری قرار می گیرد. ازاین رو، تبیین نقش معلمان در پرورش یادگیری عمیق، به ویژه با تاکید بر بازطراحی تجارب یادگیری در مدرسه، ضرورتی انکارناپذیر برای ارتقای کیفیت آموزش و تحقق مدرسه یادگیرنده به شمار می آید.مسئله اصلی این مقاله آن است که در بسیاری از مدارس، تجارب یادگیری همچنان بر الگوهای سنتی، تدریس یک سویه، ارزشیابی مبتنی بر بازتولید دانش و برنامه های درسی کم انعطاف استوار است؛ در نتیجه، فرصت های لازم برای مشارکت فعال دانش آموز، ساخت معنا، تجربه ورزی، همکاری، تامل و یادگیری پایدار به طور کامل فراهم نمی شود. در چنین شرایطی، بازاندیشی در نقش حرفه ای معلمان و بازطراحی هدفمند تجارب یادگیری می تواند زمینه ساز گذار از آموزش سطحی به یادگیری عمیق باشد. این مقاله با هدف تبیین ابعاد نقش معلمان در شکل دهی به یادگیری عمیق و نیز شناسایی مولفه های کلیدی بازطراحی تجربه های یادگیری در بستر مدرسه تدوین شده است.رویکرد مقاله تحلیلی-تبیینی است و با اتکا به ادبیات نظری و مفهومی حوزه یادگیری عمیق، طراحی آموزشی، تدریس اثربخش، یادگیری فعال و تحول مدرسه، تلاش می کند پیوند میان نقش معلم و کیفیت تجربه یادگیری دانش آموز را بازخوانی کند. یافته های تحلیلی نشان می دهد که معلمان در پرورش یادگیری عمیق، دست کم در شش ساحت نقش آفرینی می کنند: نخست، طراحی موقعیت های یادگیری معنادار؛ به این معنا که معلم با انتخاب مسائل اصیل، پیوند دادن محتوا با زندگی واقعی دانش آموزان و سازمان دهی فعالیت های اکتشافی، زمینه فهم عمیق و درگیری شناختی را فراهم می کند. دوم، تسهیل تعامل و مشارکت فعال؛ به گونه ای که کلاس درس از فضای انفعالی خارج شده و به محیطی برای گفت وگو، پرسشگری، کارگروهی، هم اندیشی و یادگیری مشارکتی تبدیل می شود. سوم، هدایت فرایند تفکر و تامل؛ یعنی معلم با طرح پرسش های باز، چالش برانگیز و چندلایه، دانش آموزان را به تحلیل، قضاوت، استدلال، خودارزیابی و بازاندیشی در یادگیری سوق می دهد.چهارم، تنوع بخشی به راهبردهای تدریس و ارزشیابی؛ به این معنا که بازطراحی تجربه یادگیری تنها در سطح روش تدریس باقی نمی ماند، بلکه شامل همسوسازی اهداف، محتوا، فعالیت ها و ارزشیابی با مولفه های یادگیری عمیق است. در این راستا، استفاده از پروژه، سناریوهای مسئله محور، یادگیری مبتنی بر کاوش، تکالیف عملکردی، پوشه کار، بازخورد توصیفی و ارزشیابی تکوینی، به عنوان ابزارهای موثر در تعمیق یادگیری شناسایی می شوند. پنجم، توجه به تفاوت های فردی و عاملیت یادگیرنده؛ زیرا یادگیری عمیق زمانی شکل می گیرد که دانش آموز فرصت انتخاب، تجربه، ابراز نظر، آزمون ایده ها و ساخت دانش شخصی را داشته باشد. ششم، ایجاد فرهنگ یادگیری در مدرسه؛ به این معنا که معلم در تعامل با سایر همکاران، مدیر مدرسه و خانواده ها، در شکل دهی به محیطی نقش دارد که در آن خطا بخشی از فرایند یادگیری تلقی می شود، کنجکاوی ارزشمند است و پیشرفت یادگیری بر رقابت صرف تقدم می یابد.نتایج این بررسی نشان می دهد که بازطراحی تجارب یادگیری در مدرسه نیازمند تغییر هم زمان در نگرش، دانش حرفه ای و عملکرد معلمان است. این بازطراحی زمانی اثربخش خواهد بود که تجربه یادگیری از حالت خطی و محتوامحور خارج شده و به تجربه ای چندبعدی، تعاملی، مسئله محور و تاملی تبدیل شود. همچنین، یادگیری عمیق صرفا پیامد به کارگیری چند روش نوین تدریس نیست، بلکه حاصل نوعی انسجام تربیتی میان اهداف آموزشی، روابط کلاس، کیفیت تعاملات، بافت مدرسه و هویت حرفه ای معلم است. بر این اساس، معلم پرورش دهنده یادگیری عمیق، معلمی است که نه تنها دانش موضوعی و مهارت آموزشی کافی دارد، بلکه از توان بازاندیشی، طراحی تربیتی، حساسیت به بافت، قدرت تسهیل گری و تعهد به رشد همه جانبه دانش آموزان برخوردار است.در جمع بندی می توان گفت که تحقق یادگیری عمیق در مدرسه، مستلزم بازتعریف نقش معلمان از مجری برنامه درسی به طراح تجارب یادگیری تحول آفرین است. هرچه معلمان بتوانند با نگاهی تاملی و خلاقانه، محیط یادگیری را بازطراحی کنند، فرصت بیشتری برای پرورش فهم پایدار، تفکر سطح بالا، یادگیری خودراهبر و مشارکت معنادار دانش آموزان فراهم خواهد شد. بنابراین، سیاست گذاران، برنامه ریزان درسی و مدیران آموزشی باید با تمرکز بر توانمندسازی حرفه ای معلمان، اصلاح سازوکارهای ارزشیابی، تقویت فرهنگ مدرسه یادگیرنده و فراهم سازی بسترهای انعطاف پذیر آموزشی، زمینه تحقق یادگیری عمیق را در مدارس بیش از پیش مهیا سازند.
نویسندگان
پری سیما پور فرزاد
محل کار آموزش وپرورش دیشموک