بررسی الگوی نوآوری آموزشی معلمان بر پایه تلفیق دانش موضوعی و فناوری آموزشی.
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3450
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
در عصر حاضر، تحولات پرشتاب فناوری و ورود ابزارهای نوین ارتباطی و اطلاعاتی به عرصه آموزش، پارادایم های سنتی یاددهی-یادگیری را با چالش های اساسی مواجه کرده است. معلمان به عنوان کارگزاران اصلی تغییر در نظام های آموزشی، برای مواجهه با این تحولات نیازمند فرارفتن از روش های سنتی و اتخاذ رویکردهای نوآورانه هستند. نوآوری آموزشی معلمان، صرفا به معنای به کارگیری ابزارهای دیجیتال در کلاس درس نیست، بلکه مستلزم درهم تنیدگی عمیق میان محتوای درسی (دانش موضوعی) و ابزارهای نوین تدریس (فناوری آموزشی) است. عدم درک صحیح از نحوه تلفیق این دو مولفه، منجر به استفاده سطحی و ابزارگرایانه از فناوری شده و اثربخشی یادگیری را کاهش می دهد. از این رو، مسئله اصلی پژوهش حاضر، طراحی و تبیین الگوی نوآوری آموزشی معلمان بر پایه تلفیق کارآمد دانش موضوعی و فناوری آموزشی است تا مشخص شود چگونه ترکیب هوشمندانه این دو قلمرو می تواند به خلق روش های نوین تدریس و بهبود عملکرد تحصیلی فراگیران منجر شود.هدف پژوهشاین پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی نوآوری آموزشی معلمان بر پایه تلفیق دانش موضوعی و فناوری آموزشی انجام شد. به طور مشخص، شناسایی مولفه های کلیدی دانش موضوعی، ابعاد فناوری آموزشی مرتبط، سنجش میزان تاثیر تلفیق این دو متغیر بر رفتارهای نوآورانه معلمان در کلاس درس و ارائه یک مدل ساختاری بومی از اهداف فرعی این مطالعه بوده است.روش شناسی پژوهشاین پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی-همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی معلمان مقاطع مختلف تحصیلی در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود که از میان آن ها، نمونه ای به حجم ۳۸۴ نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم جامعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل سه پرسشنامه استاندارد «دانش موضوعی-تربیتی-فناوری (TPACK)»، «پرسشنامه نوآوری آموزشی معلمان» و «پرسشنامه یکپارچه سازی فناوری آموزشی» بود. روایی ابزارها به روش روایی محتوایی و سازه (تحلیل عاملی تاییدی) و پایایی آن ها از طریق ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی (CR) به تایید رسید. تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزارهای SPSS و SmartPLS انجام شد.یافته های پژوهشیافته های حاصل از تحلیل مسیر نشان داد که تلفیق دانش موضوعی و فناوری آموزشی اثر مثبت و معنی داری بر نوآوری آموزشی معلمان دارد (β=۰.۵۸,p<۰.۰۱β=۰.۵۸,p<۰.۰۱). همچنین، شاخص های برازش مدل ساختاری نشان دهنده تناسب مطلوب الگوی پیشنهادی با داده های تجربی بود. بر اساس نتایج تحلیل عاملی تاییدی، مولفه «دانش محتوایی فناورانه (TCK)» و «دانش تربیتی فناورانه (TPK)» قوی ترین پیش بین کننده های نوآوری آموزشی در معلمان بودند. معلمان ارزیابی شده که توانایی بالایی در بازنمایی مفاهیم پیچیده علمی با استفاده از ابزارهای چندرسانه ای و شبیه سازها داشتند، خلاقیت و انعطاف پذیری بیشتری در طراحی موقعیت های یادگیری فعال و تعاملی از خود نشان دادند.نتیجه گیری و کاربردهانتایج پژوهش گویای آن است که نوآوری آموزشی معلمان پدیده ای خودبه خودی نیست، بلکه محصول سنتز و هم افزایی میان تسلط علمی بر موضوع درسی و مهارت های فناورانه-تربیتی است. الگوی طراحی شده در این مطالعه نشان می دهد که برای توسعه نوآوری در مدارس، باید از برنامه های آموزش ضمن خدمت تک بعدی (که صرفا بر آموزش مهارت های فنی رایانه یا انتقال دانش تئوریک تمرکز دارند) فاصله گرفت و به سمت کارگاه های تلفیقی و سناریومحور حرکت کرد. سیاست گذاران آموزشی و مدیران مدارس می توانند با بهره گیری از این الگو، بسترهای لازم جهت اشتراک گذاری تجارب نوآورانه معلمان را فراهم ساخته و استانداردهای ارزشیابی عملکرد معلمان را بر پایه شاخص های تدریس تلفیقی و خلاقانه بازتعریف نمایند.
نویسندگان
کبری زارع
محل خدمت فارس منطقه رستم