تحلیل ابعاد رهبری آموزشی مدیران مدارس و تاثیر آن بر اثربخشی فرایند یاددهی یادگیری
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 36
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3431
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
در نظام های آموزشی معاصر، گذار از «مدیریت اداری» به «رهبری آموزشی» به عنوان یک ضرورت استراتژیک برای ارتقای کیفیت یادگیری مطرح است. چالش اصلی در بسیاری از مدارس، فقدان پیوند مستقیم میان فعالیت های مدیریتی و خروجی های یادگیری دانش آموزان است. این پژوهش با هدف تحلیل ابعاد چندگانه رهبری آموزشی (شامل رهبری تحول آفرین، رهبری توزیع شده و رهبری دستورالعملی) و تبیین نقش واسطه ای آن ها در بهبود اثربخشی فرایند یاددهی-یادگیری تدوین شده است. مسئله بنیادین این است که چگونه مدیران مدارس با تغییر پارادایم از نظارت سنتی به حمایت آموزشی، می توانند محیطی تعاملی و پویا برای معلمان و دانش آموزان فراهم آورند.این مطالعه با استفاده از روش آمیخته (Mixed Methods) در دو فاز کیفی و کمی اجرا گردید. در فاز کیفی، با بهره گیری از استراتژی تحلیل تم (Thematic Analysis) و انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان حوزه مدیریت آموزشی و مدیران مدارس موفق، مولفه های کلیدی رهبری آموزشی استخراج شد. در فاز کمی، با استفاده از روش توصیفی-همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری (SEM)، داده های حاصل از پرسش نامه های استاندارد شده (پایایی تایید شده با آلفای کرونباخ ۰/۸۹) از یک جامعه آماری شامل ۴۵۰ نفر از کادر آموزشی و معلمان جمع آوری گردید. تحلیل داده ها در محیط نرم افزاری AMOS انجام شد تا سهم هر یک از ابعاد رهبری در تبیین واریانس اثربخشی آموزشی مشخص گردد.نتایج نشان دهنده آن است که ابعاد «رهبری دستورالعملی» (Instructional Leadership) بیشترین همبستگی مستقیم و مثبت را با بهبود کیفیت تدریس و استانداردهای ارزشیابی کلاس درس دارند. در مقابل، «رهبری توزیع شده» (Distributed Leadership) نقش میانجی گری قدرتمندی در ارتقای تعهد حرفه ای معلمان و در نتیجه، افزایش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ایفا می کند. یافته های کیفی نیز موید این نکته است که مدیرانی که خود را به عنوان «رهبر یادگیری» معرفی می کنند تا «ناظر اداری»، نرخ مشارکت بالاتری در جوامع یادگیری حرفه ای (PLCs) ایجاد کرده اند. مدل نهایی پژوهش نشان داد که مولفه های فرهنگ مدرسه، توانمندسازی معلمان و نظارت بالینی، بیشترین تاثیر را در گذار از مدیریت سنتی به اثربخشی آموزشی دارند.یافته های این پژوهش تبیین می کند که اثربخشی فرایند یاددهی-یادگیری، تابعی مستقیم از توانمندی مدیر مدرسه در اعمال سبک های رهبری آموزشی متناسب با بافت مدرسه است. نتیجه گیری می شود که مدیران باید فراتر از وظایف بوروکراتیک، بر مدیریت برنامه درسی و توسعه حرفه ای مستمر معلمان تمرکز نمایند. این مطالعه پیشنهاد می دهد که سیاست گذاران آموزش و پرورش با تغییر الگوی ارزیابی عملکرد مدیران از شاخص های صرفا اجرایی به شاخص های مبتنی بر بهبود یادگیری دانش آموز، زمینه ساز تحول ساختاری در مدارس شوند. نتایج این تحقیق، چارچوبی عملیاتی برای توسعه شایستگی های رهبری آموزشی ارائه می دهد که می تواند مستقیما در کارگاه های توانمندسازی مدیران مدارس مورد استفاده قرار گیرد.
نویسندگان
لیلا نصیری
کارشناسی زمین شناسی،شاغل در آموزش و پرورش گتوند،مقطع متوسطه دوم ،پژوهشسرای دکتر قیصر امین پور
فاطمه معتمد پور
کارشناسی زبان انگلیسی،شاغل در آموزش و پرورش گتوند،مقطع متوسطه دوم،دبیرستان نمونه دولتی خلیج فارس