تحلیل وظایف حرفه ای معلم در استقرار رویکردهای ترمیمی برای مدیریت تعارض و انضباط مدرسه ای
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3426
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
گذار از الگوهای سنتی تنبیهی به رویکردهای ترمیمی (Restorative Justice in Education)، یکی از تحولات بنیادین در حکمرانی مدرسه ای است که نقشی محوری را برای معلم در مقام تسهیل گر و میانجی تعریف می کند. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل ماهیت وظایف حرفه ای معلمان در بستر استقرار عدالت ترمیمی و شناسایی دلالت های تربیتی آن برای مدیریت تعارضات و ارتقای انضباط مدرسه ای است. این مطالعه به دنبال پاسخ به این پرسش است که معلمان چگونه می توانند با تغییر نقش خود از «کنترل گر» به «ترمیم گر»، زمینه ساز ترمیم پیوندهای اجتماعی در کلاس درس شوند.این پژوهش با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای استنادی (Thematic Analysis)، اسناد بالادستی، متون تخصصی تربیت معلم و تجارب زیسته در نظام های آموزشی موفق را بررسی کرده است. چارچوب نظری تحقیق بر پایه نظریه پیوند اجتماعی (Social Bond Theory) و اخلاق مراقبت استوار است. داده ها از طریق مطالعه تطبیقی وظایف حرفه ای معلمان در مدیریت تعارضات و استخراج مضامین کلیدی مرتبط با مهارت های ارتباطی، هوش هیجانی و مدیریت ترمیمی استخراج شده اند.تحلیل داده ها نشان می دهد که وظایف حرفه ای معلم در رویکرد ترمیمی به چهار محور اساسی تقسیم می شود: ۱) کنشگری ترمیمی: توانایی معلم در تبدیل تعارض به موقعیت یادگیری به جای مواجهه تقابلی؛ ۲) مدیریت گفتگوی ترمیمی: ایفای نقش به عنوان تسهیل گر در دایره های گفتگو (Restorative Circles) برای شنیدن صدای طرفین تعارض؛ ۳) بازسازی پیوندها: وظیفه معلم در ایجاد محیطی امن که در آن دانش آموز متخلف مسئولیت رفتار خود را می پذیرد و آسیب وارده را جبران می کند؛ و ۴) تاب آوری حرفه ای: حفظ سلامت روان در مواجهه با چالش های رفتاری. یافته ها موید آن است که انضباط ترمیمی نه یک تکنیک انفعالی، بلکه یک کنش فعالانه تربیتی است که مستلزم بازنگری در صلاحیت های حرفه ای معلمان است.نتیجه گیری: استقرار رویکردهای ترمیمی نیازمند انتقال پارادایمی از «انضباط مبتنی بر قانون» به «انضباط مبتنی بر رابطه» است. این پژوهش پیشنهاد می دهد که معلمان باید از جایگاه قاضی کلاس خارج شده و به مقام «مهندس ترمیم روابط» ارتقا یابند. پیامدهای این تغییر رویکرد نه تنها منجر به کاهش نرخ رفتارهای ناهنجار و ترک تحصیل می شود، بلکه سرمایه اجتماعی مدرسه را در بلندمدت تقویت می کند. ضرورت دارد برنامه های تربیت معلم ضمن خدمات (ضمن خدمت)، با تاکید بر مهارت های تسهیل گری و حل مسئله، بازطراحی شوند تا معلمان آمادگی لازم برای مواجهه با پیچیدگی های تعارضات مدرسه ای در عصر حاضر را کسب نمایند.
نویسندگان
محمدرضا افژول
آمورش وپرورش دیشموک