تبیین نقش معلم در توسعه عدالت آموزشی از طریق تدریس تمایزیافته و حمایت هدفمند
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3421
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
عدالت آموزشی به عنوان یکی از بنیادی ترین مولفه های کیفیت در نظام های تعلیم و تربیت، زمانی محقق می شود که همه دانش آموزان، فارغ از تفاوت های فردی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و یادگیری، از فرصت های برابر و در عین حال متناسب برای یادگیری برخوردار باشند. در این میان، نقش معلم از سطح انتقال دهنده محتوا فراتر رفته و به عنوان کنشگری حرفه ای، تربیتی و عدالت محور مطرح می شود که می تواند با طراحی و اجرای راهبردهای تدریس تمایزیافته و حمایت هدفمند، بستر تحقق عدالت آموزشی را در کلاس درس فراهم سازد. مقاله حاضر با هدف تبیین نقش معلم در توسعه عدالت آموزشی از طریق تدریس تمایزیافته و حمایت هدفمند، به بررسی ابعاد نظری و کارکردی این دو رویکرد در محیط های آموزشی پرداخته است.این مقاله با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با اتکا به تحلیل مفهومی، به واکاوی پیوند میان عدالت آموزشی، تدریس تمایزیافته و حمایت هدفمند می پردازد. در این چارچوب، عدالت آموزشی نه صرفا به معنای توزیع یکسان امکانات، بلکه به مثابه فراهم سازی فرصت های یادگیری متناسب با نیازها، توانایی ها و زمینه های متفاوت دانش آموزان در نظر گرفته شده است. بر این اساس، تدریس تمایزیافته به عنوان رویکردی انعطاف پذیر، به معلم امکان می دهد تا محتوا، فرایند، محصول و محیط یادگیری را متناسب با تفاوت های فردی دانش آموزان تنظیم کند. همچنین حمایت هدفمند، از طریق شناسایی دانش آموزان نیازمند پشتیبانی بیشتر و ارائه مداخلات آموزشی، عاطفی و انگیزشی متناسب، به کاهش شکاف های یادگیری و تقویت مشارکت آموزشی کمک می کند.یافته های تحلیلی نشان می دهد که معلم در توسعه عدالت آموزشی، دارای نقشی چندبعدی است. نخست، او به عنوان طراح یادگیری، با شناخت تفاوت های فردی، سبک های یادگیری، پیش دانسته ها و شرایط زیستی دانش آموزان، مسیرهای متنوعی برای دستیابی به اهداف آموزشی فراهم می سازد. دوم، معلم به عنوان تسهیل گر یادگیری، با بهره گیری از روش های متنوع تدریس، ارزشیابی های انعطاف پذیر و بازخوردهای سازنده، امکان مشارکت معنادار همه دانش آموزان را فراهم می کند. سوم، او در مقام حامی آموزشی، از طریق مداخله بهنگام، توجه به دانش آموزان در معرض افت تحصیلی، تقویت اعتماد به نفس و کاهش احساس طردشدگی، زمینه تداوم یادگیری را برای گروه های کمتر برخوردار مهیا می سازد. در نهایت، معلم به عنوان عامل تحول گر اجتماعی، می تواند با بازاندیشی در نگرش ها و رویه های آموزشی، از بازتولید نابرابری در کلاس جلوگیری کند.نتایج این بررسی نشان می دهد که تدریس تمایزیافته و حمایت هدفمند، زمانی به توسعه عدالت آموزشی منجر می شوند که معلم از صلاحیت های حرفه ای لازم در زمینه تشخیص تفاوت های یادگیری، طراحی آموزشی منعطف، مدیریت کلاس فراگیر و ارزشیابی عادلانه برخوردار باشد. افزون بر این، تحقق این امر نیازمند حمایت نهادی، کاهش تمرکز بر آموزش یکنواخت، بازنگری در برنامه های تربیت معلم و فراهم سازی منابع آموزشی متناسب است. بنابراین، عدالت آموزشی در سطح کلاس درس، بیش از هر چیز، به کیفیت کنش معلم وابسته است؛ معلمی که بتواند تفاوت ها را نه مانع، بلکه فرصت یادگیری تلقی کند و با رویکردی آگاهانه، از آموزش یکسان به سوی آموزش عادلانه حرکت کند.بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که توسعه عدالت آموزشی بدون بازتعریف نقش معلم امکان پذیر نیست. معلمی که از تدریس تمایزیافته و حمایت هدفمند بهره می گیرد، نه تنها به ارتقای پیشرفت تحصیلی کمک می کند، بلکه در کاهش نابرابری های آموزشی، افزایش احساس تعلق دانش آموزان و تحقق آموزش فراگیر نیز نقش تعیین کننده ای دارد. از این رو، توجه به توانمندسازی معلمان در این حوزه، یکی از الزامات اساسی سیاست گذاری آموزشی برای دستیابی به عدالت، کیفیت و اثربخشی بیشتر در نظام تعلیم و تربیت است.
نویسندگان
پروین قاسمی
کارشناسی مهندسی کشاورزی، شاغل در آموزش پرورش مسجدسلیمان ، مقطع ابتدایی دبستان مهر عظام