نقش پرستار در بهبود سازگاری روانی اجتماعی کودکان مبتلا به بیماری مزمن و خانواده های آنها

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22

متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

PEDIATRICS37_225

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

کودک مبتلا به بیماری مزمن قادر به شرکت در فعالیت هایی که برای سن او طبیعی تلقی می شود، نیست. پرستاران باید بتوانند نه تنها مشکلات جسمی بلکه پیامدهای روانی اجتماعی کودک و خانواده اش را مد نظر قرار داده و آن ها را تسکین دهند. لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش پرستار در بهبود سازگاری اجتماعی روانی کودکان با بیماری مزمن و خانواده های آن ها انجام شد. این مطالعه از نوع مطالعات مروری بوده و داده های آن از طریق بررسی متون و استناد به منابع علمی حاصل از جستجو در پایگاه های اطلاعاتی ScienceDirect، Magiran، Iran Medex، Google Scholar، SID، Irandoc، Medline فراهم شده است. نحوه واکنش و مواجهه کودک با بیماری مزمن بسته به ویژگی های شخصیتی، سن، نگرش های اجتماعی، رابطه کودک با والدین و سایر عوامل متفاوت است. پرستاران اطفال باید مداخلات خانواده محور و همچنین آموزش فرزندپروری را برای بهبود پیامدهای روانی- اجتماعی این کودکان ارائه دهند. کودکان بدون حمایت پرستار، خانواده و اعضای آن ممکن است روش های نامناسبی را برای مقابله امتحان کنند. پرستاران می توانند مستقیما با والدین همکاری کنند و با ایجاد ارتباطات ایده آل که با همدلی شروع می شوند و سپس با پیشنهادهایی برای راهبردهای مقابله ای صحیح و سازنده به کودکان و خانواده های آن ها، آن ها را برای تماس با خانواده های دیگری که مشکل مشابهی دارند ترغیب نمایند. نقش پرستار حمایت، اطلاع رسانی، آموزش در مورد مراقبت و درمان کودک و آماده سازی کودک و والدین و سایر اعضای خانواده برای سازگاری با شرایط جدید بیماری است. اطلاعات برای والدین باید پیوسته متناسب با مراحل پیشرفت بیماری و شامل شرایط جدید در صورت بروز و همچنین با در نظر گرفتن اضطراب والدین باشد. سه منبع اصلی حمایت که برای خانواده باید وجود داشته باشد عبارتند از حمایت حرفه ای، حمایت خویشاوندی و گروه های خودیاری. نقش تیم مراقبت های بهداشتی زمانی بیشترین فایده را دارد که بتواند عوامل استرس زا را به موقع شناسایی کند و به کودک و خانواده اش کمک کند تا رویکردهای سازنده ای را اتخاذ کنند. مناسب ترین مرحله برای این مداخله در مراحل اولیه و در اسرع وقت پس از تشخیص است. عامل بسیار مهم دیگر در مقابله با بیماری های مزمن حمایت اجتماعی در جهت سازگاری اجتماعی است که به این منظور باید به مواردی از جمله تشخیص زودهنگام به منظور کاهش پیامدهای منفی بیماری و مواجهه با مشکلات جسمی و روانی کودک توجه گردد. در بحث و نتیجه گیری، پرستاران باید نقش خود در مراقبت روانی- اجتماعی از کودک و خانواده های آن ها را به خوبی شناخته و در این راستا به کاهش این پیامدها کمک نموده و با شناخت بیشتر ارزش تیم های چندرشته ای در تقویت همکاری پایدار بین متخصصان مراقبت های بهداشتی با هدف بهبود استاندارد مراقبت خانواده محور و پرداختن اساسی به چالش های پیش روی کودک و خانواده اش در بهبود سازگاری روانی اجتماعی این کودکان و خانواده هایشان نقش بسزایی ایفا نمایند.

کلیدواژه ها:

پرستار ، حمایت روانی - اجتماعی ، کودک ، خانواده

نویسندگان

فاطمه ولی زاده

کارشناس ارشد پرستاری کودکان، دانشکده پیراپزشکی و توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی لرستان، خرم آباد، ایران

سیده فاطمه قاسمی

دانشیار پرستاری مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی سلامت دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی لرستان، خرم آباد، ایران

مژگان ساکی

کارشناس ارشد پرستاری کودکان، دانشکده پیراپزشکی و توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی لرستان، خرم آباد، ایران