تحلیل نقش احیای بافت های تاریخی در بازآفرینی هویت اجتماعی و تقویت حس تعلق مکانی شهروندان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 42

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

PSHCONF32_273

تاریخ نمایه سازی: 11 شهریور 1405

چکیده مقاله:

این مقاله با هدف تحلیل نقش احیای بافت های تاریخی در بازآفرینی هویت اجتماعی و تقویت حس تعلق مکانی، به مرور مبانی نظری و یافته های تجربی در این حوزه پرداخته است. روش پژوهش، مبتنی بر مرور نظام مند منابع معتبر علمی و تحلیل محتوای کیفی است. یافته ها نشان می دهد که حس مکان به عنوان یک سازه چندبعدی شامل سه مولفه اصلی هویت مکان (بعد شناختی)، دلبستگی به مکان (بعد عاطفی) و وابستگی به مکان (بعد رفتاری) است که در بافت های تاریخی به شکل خاصی بروز می یابند. احیای بافت های تاریخی با رویکرد فرهنگ مبنا و مشارکتی، از طریق بازسازی عناصر ملموس و ناملموس هویت بخش، فعال سازی حافظه فرهنگی و بازآفرینی فضاهای عمومی، می تواند به تقویت هر سه بعد حس مکان منجر شود. همچنین، احیای بافت تاریخی تاثیرات مثبتی بر کیفیت زندگی، تعاملات اجتماعی و سرمایه اجتماعی ساکنان دارد و می تواند به عنوان محرکی برای توسعه اقتصادی محلی عمل کند. راهبردهای عملیاتی برای احیای موفق بافت های تاریخی شامل مدیریت دانش بنیان، توانمندسازی جوامع محلی، آموزش و آگاهی بخشی، مدیریت مشارکتی-تخصصی یکپارچه، حفاظت پایدار و استفاده مجدد تطبیقی، هماهنگی نهادی، و شفافیت و اعتمادسازی است. در سطح کلان، پایداری فرهنگی به عنوان یکی از ارکان توسعه پایدار شهری مطرح است و طراحی فضاهای شهری با رویکرد فرهنگی می تواند به حفظ میراث فرهنگی و تقویت انسجام اجتماعی کمک کند. در سطح خرد، معماری میان افزا با حفظ تداوم فضایی و هماهنگی با بافت موجود، به تقویت هویت محله ای کمک می کند. نتیجه گیری کلی آنکه احیای بافت های تاریخی، زمانی که با رویکردی انسان محور، جامع و یکپارچه طراحی و اجرا شود، می تواند به بازآفرینی هویت اجتماعی، افزایش حس تعلق مکانی و در نهایت، پایداری اجتماعی و فرهنگی جوامع محلی منجر شود.

نویسندگان

رضا هاشمی

کارمند شهرداری شاهین شهر