بررسی نقش هوش مصنوعی در تحول برنامه های درسی و روش های تدریس

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 26

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

AHITEP01_074

تاریخ نمایه سازی: 11 شهریور 1405

چکیده مقاله:

در نظام های آموزشی معاصر و جوامع پیشرفته و درحال توسعه که فناوری های نوین به ویژه هوش مصنوعی با سرعتی بی سابقه در حال دگرگون سازی تمامی ابعاد فرایند یاددهی یادگیری هستند و دانش آموزان به راحتی و در هر لحظه به انبوهی از اطلاعات و منابع دیجیتال دسترسی دارند، یکی از مهم ترین و حساسترین موضوعاتی که توجه پژوهشگران، معلمان، برنامه ریزان درسی و سیاست گذاران آموزشی را به خود جلب کرده است، بررسی نقش هوش مصنوعی در تحول برنامه های درسی و روش های تدریس است و روش های سنتی برنامه ریزی درسی و تدریس که عمدتا بر محتوای ثابت، روش های یکسان برای همه دانش آموزان، و ارزشیابی های کلی و نمره محور استوار بوده اند، به وضوح از پاسخگویی به نیازهای پیچیده و پویای نسل دیجیتال و پرورش مهارت های تفکر انتقادی، خلاقیت، حل مسئله و یادگیری مادام العمر در دانش آموزان ناتوان اند و در این میان، هوش مصنوعی به عنوان یک فناوری توانمندساز کلیدی و تحول آفرین، با فراهم آوردن امکان طراحی برنامه های درسی پویا و شخصی سازی شده، ارائه بازخورد فوری و دقیق به دانش آموزان، خودکارسازی وظایف تکراری معلمان، و ایجاد محیط های یادگیری تطبیقی و تعاملی، می تواند به عنوان یک راه حل کارآمد و تحول آفرین برای افزایش کیفیت آموزش، پرورش مهارت های قرن بیست ویکم، و تربیت نسلی از شهروندانی آگاه، خلاق و مسئول در عصر اطلاعات مطرح شود و این پژوهش که با هدف بررسی جامع ابعاد، مولفه ها، اهمیت، روش ها و چالش های نقش هوش مصنوعی در تحول برنامه های درسی و روش های تدریس انجام شده است، نشان می دهد که این تحول فراتر از استفاده از ابزارهای دیجیتال در کلاس، شامل مجموعه ای از شایستگی های طراحی، تحلیلی، تربیتی، اخلاقی و فنی است که به معلمان و برنامه ریزان درسی امکان می دهد تا با ایجاد تعادل میان بهره مندی از ظرفیت های محاسباتی هوش مصنوعی و حفظ نقش محوری معلم، به پرورش نسلی از یادگیرندگان مستقل، نقاد و مسئول کمک نمایند و همچنین، این پژوهش بر این نکته تاکید دارد که هوش مصنوعی نه تنها به افزایش کیفیت یادگیری، تعمیق درک مفاهیم، و پرورش مهارت های تفکر انتقادی و خلاقیت در دانش آموزان کمک می کند، بلکه به افزایش انگیزه، مشارکت، و مسئولیت پذیری آنان در فرایند یادگیری یاری می رساند و بدین ترتیب، هوش مصنوعی می تواند به عنوان یک سرمایه تربیتی و فناورانه حیاتی در نظام های آموزشی عصر دیجیتال عمل کند و به تحقق اهداف تعلیم و تربیت و پرورش شهروندانی آگاه، خلاق و مسئول کمک نماید؛ بااین حال، یافته های این پژوهش بر این نکته تاکید دارد که بهره مندی از هوش مصنوعی در تحول برنامه های درسی و روش های تدریس با چالش های جدی ازجمله نبود زیرساخت های فنی مناسب در بسیاری از مدارس، کمبود سواد دیجیتال و هوش مصنوعی در میان معلمان، نگرانی های اخلاقی مربوط به حریم خصوصی و سوگیری الگوریتم ها، مقاومت در برابر تغییر و پذیرش روش های نوین آموزشی، و همچنین نبود چارچوب های نظارتی و استانداردهای روشن برای استفاده از هوش مصنوعی در آموزش مواجه است و در غیاب برنامه ریزی دقیق، آموزش هدفمند و حمایت نهادی، ممکن است به جای افزایش کیفیت آموزش و توانمندسازی معلمان، به افزایش شکاف دیجیتال، کاهش اعتماد به نظام آموزشی، و حتی تضعیف جایگاه معلمان در فرایند یاددهی یادگیری منجر شود؛ در نهایت، پژوهش بر ضرورت تدوین برنامه جامع توانمندسازی معلمان در حوزه سواد هوش مصنوعی و دیجیتال، بازنگری در برنامه های درسی تربیت معلم، ایجاد زیرساخت های فنی مناسب در مدارس، تدوین چارچوب های اخلاقی و قانونی برای استفاده از هوش مصنوعی در آموزش، و ترویج فرهنگ یادگیری مادام العمر و نوآوری در میان معلمان تاکید می ورزد تا بتوان از ظرفیت های بی نظیر این رویکرد برای ارتقای کیفیت نظام آموزشی و تربیت نسلی آگاه، خلاق و مسئول در عصر اطلاعات بهره برداری کرد و گامی موثر در جهت تحول بنیادین نظام آموزشی ایران در مواجهه با چالش های عصر اطلاعات برداشت.

نویسندگان

عاطفه کتیرازن

کارشناسی مدیریت برنامه ریزی