وقتی الگوریتم وارد جهان ادبیات می شود؛ واکاوی تاثیر هوش مصنوعی بر شیوه اندیشیدن، آفرینش و فهم متن ادبی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 55
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS05_666
تاریخ نمایه سازی: 10 شهریور 1405
چکیده مقاله:
ورود هوش مصنوعی به عرصه فرهنگ و ادبیات، تنها ظهور ابزاری تازه برای تولید متن نیست، بلکه می تواند شیوه مواجهه انسان با زبان، معنا و فرایند آفرینش ادبی را نیز تحت تاثیر قرار دهد. سامانه های هوشمند با قابلیت تولید، بازنویسی و تحلیل متون، بخشی از فعالیت هایی را که پیش تر وابسته به تجربه و توانایی فردی نویسنده و خواننده بود، به فرایندهای الگوریتمی پیوند داده اند. از این منظر، مسئله اساسی پژوهش حاضر بررسی این موضوع است که گسترش استفاده از هوش مصنوعی چگونه می تواند بر ساختار فکری و الگوهای شکل گیری اندیشه ادبی در میان کاربران فارسی زبان اثر بگذارد.پژوهش حاضر با رویکردی فرهنگی تحلیلی، ابعاد مختلف حضور هوش مصنوعی در فرایند تولید و دریافت ادبی را بررسی می کند. برای این منظور، نمونه هایی از متون تولیدشده یا بازآفرینی شده به وسیله ابزارهای هوش مصنوعی در قالب شعر، داستان کوتاه و نثر ادبی مورد تحلیل قرار گرفت. در کنار بررسی ویژگی های محتوایی و زبانی این آثار، نحوه مواجهه کاربران با چنین متونی و برداشت آنان از مفهوم خلاقیت، اصالت و ارزش ادبی نیز مورد توجه قرار گرفت. این بررسی نشان می دهد که استفاده از هوش مصنوعی می تواند فرایند تولید ایده و دسترسی به الگوهای متنوع زبانی را برای کاربران ساده تر کند و امکان تجربه کردن شکل های جدیدی از نوشتن را افزایش دهد.در مقابل، وابستگی گسترده به پیشنهادهای آماده و الگوهای تولیدشده توسط سامانه های هوشمند ممکن است به تدریج بر نحوه شکل گیری ایده های ادبی اثر بگذارد. هنگامی که کاربر به جای جست وجوی مستقل برای یافتن زبان، تصویر و معنا، بخش قابل توجهی از این فرایند را به الگوریتم واگذار می کند، احتمال نزدیک شدن تولیدات به الگوهای تکرارشونده افزایش می یابد. در چنین شرایطی، مسئله تنها کیفیت متن تولیدشده نیست، بلکه چگونگی تغییر نقش انسان در فرایند اندیشیدن و آفرینش ادبی اهمیت پیدا می کند.یافته های پژوهش بیانگر آن است که رابطه میان هوش مصنوعی و ادبیات را نمی توان در قالب تقابل ساده میان «انسان» و «ماشین» توضیح داد. فناوری هوشمند می تواند در جایگاه ابزار توسعه دهنده تخیل، تسهیل کننده تجربه های نوشتاری و دستیار تحلیل متن قرار گیرد؛ اما استفاده غیرانتقادی از آن ممکن است استقلال فکری و تنوع شیوه های بیان را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین، مسئله اصلی در عصر ادبیات هوشمند، حذف فناوری یا پذیرش بی قیدوشرط آن نیست، بلکه ایجاد توانایی برای استفاده آگاهانه و خلاقانه از آن است.بر اساس نتایج این مطالعه، آموزش سواد هوش مصنوعی در کنار سواد ادبی می تواند نقش مهمی در حفظ استقلال فکری مخاطبان و پدیدآورندگان داشته باشد. آشنایی با محدودیت های الگوریتم ها، تشخیص مرز میان پیشنهاد ماشینی و خلاقیت انسانی و تقویت توانایی تحلیل انتقادی متن، می تواند زمینه استفاده مسئولانه تر از فناوری را فراهم سازد. در نهایت، آینده ادبیات فارسی نه صرفا در پذیرش یا طرد هوش مصنوعی، بلکه در چگونگی حفظ جایگاه اندیشه، تجربه انسانی و خلاقیت در تعامل با این فناوری رقم خواهد خورد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مینا پوطاهری
دبیر رسمی آموزش و پرورش
علی اصغر دیوسالار
دبیر رسمی آموزش و پرورش
فاطمه نجفی دلویی
دبیر رسمی آموزش و پرورش
محمد رایانی
دبیر رسمی آموزش و پرورش
فریبا سلمانی
دبیر رسمی آموزش و پرورش