مدرسه در عصر هوش مصنوعی؛ واکاوی نسبت فناوری، فرصت های یادگیری و عدالت تربیتی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 57

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS05_665

تاریخ نمایه سازی: 10 شهریور 1405

چکیده مقاله:

ورود هوش مصنوعی به عرصه آموزش و پرورش، تنها یک تغییر فناورانه در ابزارهای یاددهی و یادگیری نیست، بلکه پرسش های مهمی درباره آینده مدرسه، جایگاه معلم و چگونگی تحقق فرصت های برابر آموزشی ایجاد کرده است. توانایی سامانه های هوشمند در پردازش اطلاعات، تولید محتوای آموزشی، تحلیل عملکرد یادگیرندگان و ارائه پاسخ های متناسب با نیاز آنان، ظرفیت هایی قابل توجه برای بهبود فرایند یادگیری فراهم کرده است. با این حال، بهره گیری گسترده از این فناوری زمانی می تواند به توسعه آموزشی منجر شود که پیامدهای آن بر ابعاد انسانی و اجتماعی تربیت نیز مورد توجه قرار گیرد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل فرهنگی و تربیتی جایگاه هوش مصنوعی در مدرسه و بررسی نسبت میان کارآمدی فناورانه و عدالت آموزشی انجام شده است.در این مطالعه، ابعاد مختلف حضور فناوری های هوشمند در فرایند آموزش از منظر فرصت های یادگیری، نقش معلم، تعاملات اجتماعی و دسترسی برابر بررسی شده است. همچنین با تحلیل دیدگاه های مطرح شده در مطالعات آموزشی و تجربه های موجود، ظرفیت ها و چالش های استفاده از هوش مصنوعی در محیط مدرسه مورد واکاوی قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که سامانه های هوشمند می توانند در شخصی سازی برخی فعالیت های آموزشی، شناسایی نیازهای یادگیری، ارائه بازخورد سریع و کاهش بخشی از فعالیت های تکراری معلمان موثر باشند. این قابلیت ها به ویژه زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کنند که معلم بتواند از اطلاعات تولیدشده توسط فناوری برای شناخت بهتر وضعیت دانش آموز و طراحی مداخله آموزشی مناسب استفاده کند.در مقابل، افزایش وابستگی به فناوری بدون توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی دانش آموزان می تواند پیامدهای نابرابری آفرینی داشته باشد. تفاوت در دسترسی به تجهیزات و اینترنت، کیفیت متفاوت محیط های یادگیری و میزان برخورداری خانواده ها از سواد دیجیتال، ممکن است باعث شود منافع حاصل از هوش مصنوعی به شکل یکسان میان دانش آموزان توزیع نشود. از سوی دیگر، تمرکز بیش از اندازه بر عملکرد قابل اندازه گیری می تواند برخی ابعاد کمتر قابل سنجش تربیت، مانند همدلی، مسئولیت پذیری، گفت وگو، تعلق اجتماعی و شکل گیری هویت را به حاشیه براند.تحلیل یافته ها نشان می دهد که مسئله اساسی آموزش و پرورش در مواجهه با هوش مصنوعی، انتخاب میان «فناوری» و «معلم» نیست، بلکه تعیین حدود و شیوه همکاری میان این دو است. هوش مصنوعی می تواند در جایگاه یک ابزار تحلیلی و آموزشی، بخشی از وظایف پردازشی و تکراری را تسهیل کند؛ اما تصمیم گیری تربیتی، ایجاد ارتباط انسانی و هدایت رشد اجتماعی دانش آموز همچنان به قضاوت و حضور معلم نیاز دارد. در چنین الگویی، فناوری نه جایگزین رابطه آموزشی، بلکه پشتیبان آن خواهد بود.بر اساس نتایج پژوهش، تحقق آموزش هوشمند و عادلانه نیازمند سیاست هایی است که هم زمان به توسعه زیرساخت های دیجیتال، افزایش سواد هوش مصنوعی معلمان و دانش آموزان، حفاظت از داده های شخصی و حفظ نقش انسانی مدرسه توجه کنند. بنابراین، موفقیت هوش مصنوعی در آموزش را نباید صرفا با سرعت انتقال محتوا یا افزایش نمرات تحصیلی سنجید؛ معیار مهم تر آن است که این فناوری تا چه اندازه بتواند فرصت های یادگیری را گسترش دهد، بدون آنکه عدالت تربیتی و کیفیت روابط انسانی در مدرسه تضعیف شود.

کلیدواژه ها:

هوش مصنوعی در آموزش ، عدالت تربیتی ، مدرسه هوشمند ، نقش معلم ، یادگیری شخصی سازی شده ، سواد هوش مصنوعی ، تحول آموزشی

نویسندگان

مینا پورطاهری

دبیر رسمی آموزش و پرورش