از مربی سنتی تا همراه هوشمند؛ بازاندیشی در نقش فناوری های هوش مصنوعی در تجربه تربیت بدنی دانش آموزان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 40
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS05_645
تاریخ نمایه سازی: 10 شهریور 1405
چکیده مقاله:
گسترش فناوری های هوشمند، شیوه های متداول آموزش را با پرسش های تازه ای درباره نقش معلم، کیفیت تعامل آموزشی و میزان توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان مواجه کرده است. تربیت بدنی نیز از این تغییرات جدا نیست؛ زیرا در این حوزه، یادگیری تنها به انتقال مفاهیم محدود نمی شود و عواملی مانند عملکرد حرکتی، میزان مشارکت، انگیزه، تعامل اجتماعی و استمرار فعالیت جسمانی نیز اهمیت دارند. پژوهش حاضر با رویکردی فرهنگی تربیتی به بررسی این پرسش می پردازد که هوش مصنوعی در کلاس تربیت بدنی بهتر است به عنوان جایگزین مربی انسانی در نظر گرفته شود یا به عنوان ابزاری برای تقویت توانمندی های او.در این مطالعه، ظرفیت های فناوری های هوشمند در زمینه مشاهده و تحلیل عملکرد حرکتی، ارائه بازخورد، ثبت روند پیشرفت و پیشنهاد فعالیت های متناسب با سطح عملکرد دانش آموزان بررسی شده است. همچنین پیامدهای احتمالی ورود دستیارهای دیجیتال به فضای تربیت بدنی از منظر ارتباط انسانی، انگیزش، عدالت آموزشی و استقلال یادگیرنده مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج بررسی نشان می دهد که فناوری های هوشمند می توانند بخشی از محدودیت های کلاس های پرجمعیت را کاهش دهند و اطلاعات دقیق تری درباره عملکرد هر دانش آموز در اختیار مربی قرار دهند. چنین قابلیتی امکان می دهد تمرین ها با توجه بیشتری به تفاوت های فردی طراحی شوند و بازخورد درباره نحوه اجرای فعالیت های حرکتی با سرعت بیشتری در اختیار دانش آموز قرار گیرد.با وجود این، داده های عملکردی به تنهایی نمی توانند تمام ابعاد تربیت بدنی را توضیح دهند. دانش آموز در کلاس ورزشی علاوه بر یادگیری یک مهارت حرکتی، تجربه همکاری، رقابت سالم، مسئولیت پذیری، خودباوری و ارتباط با دیگران را نیز کسب می کند. تشخیص شرایط روحی دانش آموز، ایجاد انگیزه در زمان کاهش مشارکت و ایجاد فضای عاطفی مناسب برای یادگیری نیز از وظایفی است که همچنان به حضور و قضاوت حرفه ای مربی انسانی وابسته است. بنابراین، جایگزین کردن کامل مربی با سامانه های هوشمند می تواند بخش مهمی از کارکرد تربیتی تربیت بدنی را نادیده بگیرد.یافته های پژوهش نشان می دهد که الگوی مناسب تر، ایجاد یک رابطه مکمل میان مربی و فناوری است. در این الگو، هوش مصنوعی وظیفه گردآوری و پردازش اطلاعات عملکردی را بر عهده دارد و مربی از این اطلاعات برای شناخت بهتر دانش آموزان و تصمیم گیری آموزشی استفاده می کند. در نتیجه، فناوری به جای آنکه رابطه انسانی موجود در کلاس را حذف کند، می تواند بخشی از زمان و توان مربی را آزاد سازد تا توجه بیشتری به ابعاد تربیتی، انگیزشی و اجتماعی آموزش اختصاص دهد.در نهایت، استفاده موفق از هوش مصنوعی در تربیت بدنی نیازمند نگاه فناورانه صرف نیست، بلکه باید در چارچوب اهداف تربیتی مدرسه تعریف شود. حفظ نقش محوری مربی، رعایت حریم داده های دانش آموزان، توجه به عدالت در دسترسی و آموزش شیوه استفاده مسئولانه از ابزارهای هوشمند، از الزامات این تحول به شمار می رود. بر این اساس، آینده تربیت بدنی هوشمند را می توان نه در حذف مربی، بلکه در شکل گیری همکاری هدفمند میان تجربه انسانی و ظرفیت تحلیلی فناوری جست وجو کرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ثریا پیله چیان
دبیر رسمی آموزش و پرورش
رویا روحی
دبیر رسمی آموزش و پرورش
مینا پورطاهری
دبیر رسمی آموزش و پرورش
علی اصغر دیوسالار
دبیر رسمی آموزش و پرورش
معصومه احمدی فر
دبیر رسمی آموزش و پرورش