از شخصی سازی تا فرصت برابر؛ بازاندیشی در نقش هوش مصنوعی در تحقق عدالت آموزشی در مدارس

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 53

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS05_642

تاریخ نمایه سازی: 10 شهریور 1405

چکیده مقاله:

گسترش هوش مصنوعی در آموزش و پرورش، صرفا ورود یک فناوری جدید به فرایند تدریس و یادگیری نیست، بلکه تحولی در شیوه شناخت نیازهای یادگیرندگان، طراحی تجربه های آموزشی و توزیع فرصت های یادگیری ایجاد می کند. سامانه های هوشمند می توانند با تحلیل داده های آموزشی، شناسایی تفاوت های فردی، ارائه محتوای متناسب با نیاز دانش آموز و فراهم کردن بازخورد سریع، زمینه حرکت از آموزش یکسان برای همه به سوی یادگیری متناسب با نیازهای متفاوت را فراهم سازند. با این حال، بهره گیری از این ظرفیت زمانی می تواند به تحقق عدالت آموزشی منجر شود که دسترسی به فناوری، کیفیت زیرساخت ها، سواد دیجیتال و شرایط فرهنگی و اجتماعی دانش آموزان نیز مورد توجه قرار گیرد.پژوهش حاضر با هدف بررسی ظرفیت های هوش مصنوعی برای شخصی سازی یادگیری و تحلیل چالش های آن در مسیر تحقق عدالت آموزشی در مدارس انجام شده است. رویکرد پژوهش، تحلیلی–توصیفی و مبتنی بر بررسی مطالعات و دیدگاه های علمی مرتبط با هوش مصنوعی در آموزش، یادگیری شخصی سازی شده، شکاف دیجیتال و عدالت آموزشی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند از طریق تحلیل عملکرد تحصیلی، شناسایی نقاط ضعف و قوت یادگیرندگان، ارائه بازخورد متناسب و پیشنهاد مسیرهای یادگیری متفاوت، ظرفیت مدارس را برای پاسخ گویی به تفاوت های فردی افزایش دهد. این قابلیت به ویژه برای دانش آموزانی که به دلایل آموزشی، اقتصادی یا جغرافیایی دسترسی محدودتری به حمایت های آموزشی دارند، می تواند فرصت های تازه ای ایجاد کند.در مقابل، اتکا به فناوری بدون توجه به زمینه اجتماعی و فرهنگی مدرسه می تواند نتیجه ای معکوس داشته باشد. نابرابری در دسترسی به ابزارها و اینترنت، تفاوت در میزان سواد دیجیتال خانواده ها و معلمان، کیفیت متفاوت داده های آموزشی و احتمال بازتولید سوگیری های موجود در الگوریتم ها از جمله عواملی هستند که ممکن است شکاف آموزشی را به جای کاهش، تشدید کنند. افزون بر این، استفاده افراطی از سامانه های هوشمند می تواند نقش ارتباط انسانی، قضاوت حرفه ای معلم و تعامل اجتماعی در فرایند یادگیری را تحت تاثیر قرار دهد.بر اساس یافته های پژوهش، عدالت آموزشی در عصر هوش مصنوعی صرفا به معنای فراهم کردن دسترسی برابر به فناوری نیست، بلکه مستلزم ایجاد فرصت برابر برای بهره مندی موثر از فناوری است. از این منظر، هوش مصنوعی باید در خدمت معلم و یادگیرنده قرار گیرد، نه جایگزین رابطه انسانی و نقش تربیتی مدرسه شود. تحقق این رویکرد نیازمند سیاست گذاری عادلانه، توسعه زیرساخت های دیجیتال، توانمندسازی معلمان، آموزش سواد هوش مصنوعی، نظارت بر عملکرد الگوریتم ها و توجه جدی به تفاوت های فرهنگی و اجتماعی دانش آموزان است. در نهایت، ارزش واقعی هوش مصنوعی در آموزش نه در میزان استفاده از فناوری، بلکه در توانایی آن برای تبدیل تفاوت های یادگیرندگان به مبنایی برای حمایت آموزشی و گسترش فرصت های برابر یادگیری است.

نویسندگان

ام فروه معتمد

دبیر رسمی آموزش و پرورش

معصومه بهمنی

دبیر رسمی آموزش و پرورش

مهری یوسف زاده

دبیر رسمی آموزش و پرورش

رضا نورانیان

دبیر رسمی آموزش و پرورش

مژده صفری زاده میناب

دبیر رسمی آموزش و پرورش