تحلیل راهبردی آموزش تفکر انتقادی در عصر هوش مصنوعی با استفاده از مدل SWOT

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 37

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS05_470

تاریخ نمایه سازی: 10 شهریور 1405

چکیده مقاله:

پیشرفت سریع فناوری های نوین، به ویژه هوش مصنوعی، در سال های اخیر تحولات چشمگیری در نظام های آموزشی ایجاد کرده است. این فناوری ها ضمن فراهم کردن فرصت های جدید برای بهبود فرآیند یاددهی یادگیری، چالش هایی نیز در زمینه نحوه استفاده از اطلاعات، استقلال فکری و کیفیت یادگیری به همراه داشته اند. در چنین شرایطی، تفکر انتقادی به عنوان یکی از مهم ترین مهارت های شناختی، نقش اساسی در توانایی تحلیل، ارزیابی و تفسیر اطلاعات و همچنین تصمیم گیری آگاهانه ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل راهبردی آموزش تفکر انتقادی در عصر هوش مصنوعی و با استفاده از مدل SWOT انجام شده است. این پژوهش از نظر روش، توصیفی تحلیلی بوده و داده های آن از طریق مطالعه اسناد، کتاب ها، مقالات علمی و سایر منابع معتبر گردآوری شده است. در این پژوهش، نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت ها و تهدیدهای مرتبط با آموزش تفکر انتقادی در بستر هوش مصنوعی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که آموزش تفکر انتقادی می تواند موجب تقویت قدرت تحلیل، بهبود تصمیم گیری منطقی، افزایش استقلال فکری و ارتقای سواد رسانه ای یادگیرندگان شود. در مقابل، عواملی مانند کمبود آموزش تخصصی معلمان، محدودیت منابع آموزشی و وابستگی بیش از حد به فناوری از مهم ترین چالش های موجود به شمار می روند. همچنین، توسعه فناوری های آموزشی و گسترش کاربرد هوش مصنوعی فرصت های ارزشمندی برای ارتقای کیفیت آموزش فراهم کرده است. در مجموع، نتایج پژوهش بیانگر آن است که استفاده آگاهانه و هدفمند از فناوری، همراه با تقویت آموزش تفکر انتقادی، می تواند نقش موثری در ارتقای کیفیت نظام آموزشی و آماده سازی یادگیرندگان برای مواجهه با چالش های عصر دیجیتال ایفا کند.

نویسندگان

هدی کیانی

دانشجو ترم ۸ علوم تربیتی، دانشگاه ارم شیراز