بازطراحی توالی برنامه درسی مبتنی بر تعامل آمیگدال-هیپوکامپ: رویکرد نوروساینس برای یادگیری پایدار
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 125
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS05_284
تاریخ نمایه سازی: 10 شهریور 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بازطراحی توالی برنامه درسی از منظر نوروساینس شناختی، بر چرخه تعاملی آمیگدال-هیپوکامپ متمرکز است و توالی آموزشی را نه ترتیبی صرفا منطقی، بلکه ریتمی زیستی-عصبی می داند که باید با اصول تحکیم حافظه هماهنگ گردد. روش مطالعه، تحلیل نظری و سنتز مفهومی یافته های نوروساینس تربیتی، به ویژه در حوزه های بار شناختی، تحکیم حافظه و طراحی هیجانی است. یافته ها در قالب یک مدل پیشنهادی چهارگامی صورت بندی شده اند: گام نخست، توزیع هدفمند جرقه های هیجانی. آمیگدال به عنوان دروازه بان هیجانی مغز به محرک های تکراری عادت می کند؛ بنابراین جرقه های هیجانی (چون داستان کوتاه یا پرسش چالشی) باید در طول توالی پراکنده شوند تا از خاموشی پاسخ آمیگدال جلوگیری گردد و با برچسب گذاری هیجانی، رمزگردانی هیپوکامپ را تعدیل کنند. گام دوم، قطعه بندی محتوا و ارائه تدریجی آن برای مدیریت بار شناختی. گام سوم، تعبیه پنجره های تثبیت هیپوکامپی. تثبیت سیستمی حافظه مستلزم وقفه ای یک شبانه روزی میان ارائه مفاهیم پیچیده است تا هیپوکامپ طی خواب، اطلاعات را به قشر مغز منتقل کند. گام چهارم، مرورهای فاصله دار با فواصل افزایش یابنده برای تقویت بازیابی و ماندگاری. همچنین، یافته ها بر ضرورت تمایز جرقه موثر از جزئیات فریبنده تاکید دارند؛ جرقه های طولانی یا نامرتبط، بار شناختی بیرونی را افزایش می دهند. توالی سنتی با انباشت چندین مفهوم در یک جلسه، به اشباع هیپوکامپ و تداخل در تثبیت می انجامد؛ حال آنکه توالی مبتنی بر مغز، مفاهیم را با فواصل افزایش یابنده توزیع می کند و با مرورهای فاصله دار، ماندگاری را تضمین می نماید. در نتیجه، هم سوسازی توالی برنامه درسی با چرخه آمیگدال-هیپوکامپ از طریق کاهش بار شناختی و تسهیل تثبیت، به یادگیری پایدار می انجامد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه گنجی
دانشجوی کارشناسی اموزش ابتدایی، دانشگاه فرهنگیان ،گرگان،ایران