الگوی آموزش تفکر انتقادی تقویت شده با هوش مصنوعی در دوره ابتدایی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 30
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS05_037
تاریخ نمایه سازی: 10 شهریور 1405
چکیده مقاله:
گسترش شتابان ابزارهای هوش مصنوعی مولد (Generative AI) در سال های اخیر، نظام های آموزشی را با فرصت ها و چالش های پارادایمیک نوظهوری مواجه کرده است. در حالی که این ابزارها می توانند به عنوان تسهیل گر هوشمند در فرایند یادگیری عمل کنند، استفاده هدایت نشده از آن ها می تواند به وابستگی شناختی، پذیرش منفعلانه خروجی های الگوریتمی و زوال تفکر مستقل در دانش آموزان منجر شود. پژوهش حاضر با هدف تدوین راهکاری برای گذار از آموزش پاسخ محور به آموزش پرسش محور، به طراحی «الگوی آموزش تفکر انتقادی تقویت شده با هوش مصنوعی (AI-ECT)» در دوره ابتدایی پرداخته است. این الگو بر پایه تلفیق مهارت های شش گانه تفکر انتقادی دلفی (تفسیر، تحلیل، ارزیابی، استنباط، توضیح و خودتنظیمی) با شایستگی های سواد هوش مصنوعی تدوین شده و به صورت یک فرایند چرخشی و توصیفی در چهار گام عملیاتی شامل: ۱) پرسش گری و طراحی درخواست (پرامپت)، ۲) گفتگوی دیالکتیکی با ماشین، ۳) راستی آزمایی و ارزیابی چندبعدی، و ۴) بازاندیشی و خودتنظیمی فکری سامان دهی شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که ادغام هوشمندانه و نظارت شده هوش مصنوعی در کلاس درس، نه تنها جایگزین عاملیت شناختی دانش آموز نمی شود، بلکه با ایفای نقش «شریک سقراطی» توسط ماشین، به عنوان محرکی پویا برای برانگیختن کنجکاوی، تقویت مهارت های استدلال، قضاوت مستقل و تعمیق یادگیری عمل می کند. این الگو با تغییر نقش معلم از«انتقال دهنده دانش» به «معمار یادگیری»، مسیری را برای استفاده اخلاقی، ایمن و انتقادی از فناوری در کلاس درس ترسیم می نماید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
عیسی برقی
عضو هیات علمی گروه علوم تربیتی دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان تبریز ایران
صنم پورابوالقاسم
کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
زینب فیضی آغاجری
کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی ،دانشگاه شهید مدنی آذربایجان