ارائه الگوی مدیریت مدرسه اثربخش در دوره متوسطه دوم با تاکید بر نتایج آموزشی و تربیتی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 29

فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFSSPS01_1673

تاریخ نمایه سازی: 9 شهریور 1405

چکیده مقاله:

مدیریت اثربخش مدارس در دوره متوسطه دوم به عنوان یکی از حیاتی ترین ارکان نظام های آموزشی نوین، نقشی تعیین کننده در هدایت تحصیلی و تربیتی دانش آموزان در آستانه ورود به جامعه و آموزش عالی ایفا می کند. این دوره تحصیلی به دلیل مواجهه دانش آموزان با بحران های هویت یابی، تصمیم گیری های کلان مسیر زندگی و فشارهای ناشی از آزمون های سراسری، نیازمند یک الگوی مدیریتی جامع و چندبعدی است. الگوهای سنتی مدیریت که صرفا بر امور اداری و انضباطی تمرکز دارند، دیگر پاسخگوی نیازهای پیچیده نسل جدید یادگیرندگان نیستند. از این رو، طراحی و ارائه الگویی که بتواند ابعاد مختلف مدیریت مدرسه را با تاکید بر دستاوردهای آموزشی و تربیتی هم راستا سازد، ضرورتی انکارناپذیر است.هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائه الگوی مدیریت مدرسه اثربخش در دوره متوسطه دوم با تمرکز ویژه بر پیامدها و نتایج آموزشی و تربیتی است. در این راستا، مولفه های کلیدی مدیریت اثربخش نظیر رهبری آموزشی، مشارکت دهی ارکان مدرسه، بهینه سازی فرآیندهای یاددهی-یادگیری و ارتقای فرهنگ سازمانی مورد تحلیل قرار می گیرند. همچنین، نحوه پیوند میان این مولفه ها با شاخص های پیشرفت تحصیلی و رشد اخلاقی و اجتماعی دانش آموزان تبیین می شود. روش پژوهش در این مقاله مبتنی بر مرور تحلیلی و انتقادی مبانی نظری موجود و تلفیق الگوهای پیشرو مدیریت آموزشی است.یافته های تحلیل نشان می دهند که مدیریت اثربخش در مقطع متوسطه دوم زمانی محقق می شود که مدیر از نقش یک کارپرداز یا ناظر اداری به یک «رهبر آموزشی و تربیتی» ارتقا یابد. این تغییر نقش مستلزم کسب شایستگی های تخصصی در حوزه پداگوژی، روان شناسی رشد و مدیریت تغییر است. در الگوی پیشنهادی، تمرکز اصلی بر ایجاد توازن میان آموزش های شناختی (پیشرفت تحصیلی) و تربیت غیرشناختی (شخصیت سازی و مهارت های زندگی) قرار دارد تا دانش آموزان به صورت تک بعدی رشد نکنند.بخش دیگری از یافته ها بر اهمیت مشارکت فعال معلمان، اولیا و خود دانش آموزان در تصمیم گیری های مدرسه تاکید می کند. مدیریت مشارکتی حس تعلق سازمانی را تقویت کرده و مسئولیت پذیری همگانی را در قبال نتایج تربیتی افزایش می دهد. بدون همراهی و هماهنگی این ارکان، قوی ترین الگوهای مدیریتی نیز در مرحله اجرا با مقاومت یا بی اثری مواجه خواهند شد. بنابراین، سازوکارهای ارتباطی شفاف و مستمر، از ارکان جدایی ناپذیر این الگو به شمار می روند.علاوه بر این، بررسی ها نشان می دهند که ارزیابی مستمر عملکرد مدرسه بر اساس داده های واقعی و شاخص های کیفی، محرک اصلی بهبود مستمر است. مدیران اثربخش از ابزارهای نوین سنجش برای رصد وضعیت آموزشی و تربیتی استفاده می کنند و تصمیمات خود را بر پایه شواهد عینی اتخاذ می نمایند. این امر مانع از هدررفت منابع شده و اثربخشی برنامه های اصلاحی را تضمین می کند.در نهایت، الگوی ارائه شده در این مقاله چارچوبی عملیاتی برای مدیران متوسطه دوم فراهم می آورد تا بتوانند مدارس خود را به سازمان های یادگیرنده تبدیل کنند. پیشنهادهای کاربردی این پژوهش می تواند توسط سیاست گذاران آموزش و پرورش جهت بازنگری در آیین نامه های اجرایی مدارس و طراحی دوره های توانمندسازی مدیران مورد استفاده قرار گیرد. این الگو بستر مناسبی را برای تحقق اهداف کلان اسناد بالادستی آموزش و پرورش کشور مهیا می سازد.

نویسندگان

آزیتا افروزه

* نویسنده اول